پدر معتاد دارم

پدر معتاد دارم

سلام دوستان خوبم
امیدوارم حالتون خوب باشه..

خب میخوام کمی از خودم بگم…فکر کنم همتون بدونید که من تو زندگیم چقدر سختی کشیدم…

راستش پدرم معتاده و تریاک میکشه…هی میخواد ترک کنه اما نمیتونه…

شربت متادول هم میخوره اما هر کار میکنه نمیشه انگار…

راستش بابام بخاطر اعتیادش خیلی پرخاشگر و عصبیه…..
وقتی بچه بودم منو با کمر بند دنبال میکرد و یه بار با آجر میخواست بزنه تو سرم تا منو بکشه..

خیلی بد اخلاقه و خیلی عصبیه..

هرگز منو تشویق نکرده و هیچوقت باهام حرف نزده..

صبح تا شب ماهواره میبینه …و با مادرم قبلا خیلی دعوا میگرفت…

هیچ محبتی از پدرم بهم نشده و هرگز باهام خوب حرف نزده…

تنها کاری که بابام برام میکنه اینه که شام و ناهار میده بهم..همین..

ولی

طبق تحقیقی که انجام دادم فهمیدم بابام بخاطر اعتیادشه که اینجوری شده..

یعنی اصلا طرف دست خودش نیست..

خیلی ها که بابای معتاد دارن فکر میکنن پدرشون از عمد داره این بدی هارو میکنه ولی شما نمیدونید این حقیقت رو…

که اصلا طرف دست خودش نیست…

اینا واقعا بد بخت به تموم معنی هستن..ولی خودشون فکر میکنن خیلی خوبن..

وقتی تو انجمن معتادین میری یه بخشی هست مخصوص فرزندان مصرف کننده ها که اونجا میگن باباتون رو بپذیرین و سعی نکنید تغییرش بدید..چون واقعا نمیتونه..

زندگیش شده مواد..

یه پدر معتاد هرگز حق پذیر نمیتونه باشه..

یه معتاد هرگز نمیتونه همیشه مهربون باشه

یه معتاد همیشه داد میزنه..

اینا جزو اصول دین یه معتاده..یه معتاد زود رنجه به تموم معناست…

اونایی که پدرشون تریاک میشکه یا شیشه مصرف میکنه میدونن که این ادما زود رنج هستن و اصلا طاقت هیچی ندارن..

من تا قبل تیرماه پدرم رو دشمن اصلی زندگیم میدونستم و شب و روز نفرینش میکردم و میزدم به سینم و با صدای بلند نفرینش میکردم..

ولی از مرداد به بعد واقعا نگاهم عوض شد..

از وقتی فهمیدم پدرم مریضه دست خودش نیست…

درسته پدرم منو با همه مقایسه میکنه و سرزنشم میکنه و بهم میگه تو هیچ گهی نمیشی و با کمر بند منو میزنه …ولی ته دلش هیچی نیست…

میدونی ؟
ادمای معتاد بلد نیستن محبت کنن…

وقتی منو کمر بند میزنه یعنی پسرم من دوست دارم این کارو نکنی…

وقتی بابام سرم داد میزنه یعنی : پسرم من خوبیتو میخوام..این کارو نکن پسرم..

جدی میگم بچه ها..

99 درصد معتاد ها بلد نیستن محبت کردن رو…

بابای من جانباز و آزاده هست..

25 % جانبازی داره..

خودشم قشنگ معلومه که پشیمونه..

بابام ته دلش هیچی نیست..بابام مریضه..

بابام گناه داره..

دیروز دیدم داره کفش منو میشوره…بهم گفت رضا پول نمیخوای بهت بدم ؟ رضا میخوای پول بدم بری استخر…اما وقتی خمار میشه سرم داد میکشه..

بابام هیچوقت با من حرف نزد اما از وقتی تو دلم بخشیدمش و پذیرفتمش در حد 30 ثانیه باهام حرف میزنه..

بابام حق داره اینجوری باشه..

چون تو جنگ عراق لطمه روحی دید و 2 سال اسارت بود…و شکنجه میدادنش..

ذرسته من سال 71 به دنیا اومدم اما بابام اون افسردگی رو بعد جنگ داشت و بعدش من به دنیا اومدم…به طبع خیلی لطمه روحی دیدم…

بابام خیلی منو میزد…سرم جیغ میکشید..

ولی من بخشیدمش..

بابام خیلی گناه داره..اون دنیا خیلی اذیت میشه سر اینکه چرا این رفتار هارو با خونوادش داشت..اما من نمیتونم تصور کنم که خودم برم بهشت اما بابام تو اتیش جهنم بسوزه..

درسته دلم پره ازش اما به خدا نمیخوام بابام تو جهنم باشه..

من از حق فرزندی خودم میگذرم…و خودم تلاش میکنم که پیشرفت کنم..از خدا هم میخوام ببخشش..

گناه داره بابام..

دست خودش نیست…

اعتیاد داره…خودشم داره عذاب میکشه..

چند بار دیدم میخواد ترک کنه اما سنش رفته بالا نمیتونه..

گناه داره بابام…

من بخشیدمش..

خدایا به بابام کمک کن ترک کنه.اگر هم نکرد اشکالی نداره من دوستش دارم…

قول میدم دیگه نا شکری نکنم..همین که هست بسه..

اگه بابام بمیره دلم براش تنگ میشه اخه دیگه بابا ندارم..

دلم واسه داد زدناش تنگ میشه…

دلم واسه بدی هاش تنگ میشه..

خدایا قدر بابامو میدونم…ببخشید اگه نا شکری کردم

میدونی چیه…الان بغض کردم..

میگن اگه بابای یه کسی معتاد باشه بد ترین بلا سرش اومده..به خصوص بچه هاش..

بابام 2 تا دختر داره…

درسته معتاده اما غیرت داره سر بچه هاش اگه 1 ساعت دیر بیان خونه زنگ میزنه و داد میزنه میگه برگردین..

بعضی معتاد ها هستن دختر هاشونو میفروشن…

اما بابای من غیرت داره..درسته اخلاقش بده اما تنها مشکل بابام اینه که بلد نیست محبت کردن رو …
بابام با داد زدن محبت میکنه…

چون بلد نیست…

همین
من بابامو دوست دارم..همین بابای بد اخلاق رو..

همین رو میخوام…همین بابارو…

نوشته شده توسط داداش رضا

سلام مهربون . به سایت توبه و ترک گناه خوش اومدی..من رضا هستم اما بچه های سایت چون به من لطف دارن منو داداش صدا میزنن...خوش اومدی به سایت خودت..میخوام یه حرفیو بزنم از ته دلم...میدونی چیه ؟ هممون تو گذشتمون اشتباهاتی مرتکب شدیم..اما نباید نا امید باشیم .. ببین؟ شده به گناه هات فکر کنی؟ شاید وقتت پر باشه و کلا نتونی به یاد بیاری....اما تاحالا به پشیمونی بعد گناه فکر کردی ؟ شاید بگی داداش رضا من بار ها توبه کردم و توبه شکستم...میخوام توبه کنم اما سخته نمیتونم...جواب من : نگران نباش ! این سایت دقیقا برای همین ساخته شده که به تو امید و انگیزه بده برای تغییر ...باور کن هنوزم دیر نشده ! تو اراده کن باقیش با خدا...به سایت خودت خوش اومدی...من و همه بچه های سایت ورودتو به این سایت تبریک میگیم و از خدا میخوایم که همیشه پاک و سلامت باشی...سایتمونو دنبال کن 40tobe.com

وبسایت
 

خداوندا ؟

آنقدر من را قوی کن

که با قوی ترین دشمنم که خودم هستم

روبه رو شوم...

آمین ♥

۵۱ ديدگاه

  1. برای داداش رضا... می‌گه:

    سلام داداش رضا
    من با فهمیدن اینکه بابات اینطوری بود اما بازم موفق شدی خودتو بساری یه امید تازه گرفتم که منم میتونم

    شاید مشکلاتمون متفاوت باشه اما در یک سطحه
    من مادرم اخلاقش خوب نیست
    منم فکر میکردم چون اخلاقش خوب نیست باید ولش کنم
    دستت درد نکنه
    سعی میکنم درکش کنم
    مادرمو خیلی دوست دارم
    خدایا خودت بهم کمک کن
    به این داداش رضا هم که اسباب خیره عمر با عظمت عطا کن

    • داداش رضا می‌گه:

      پدر و مادر صلاح مارو میخوان…درسته داد میکشن یا میزنن و بد اخلاقی میکنن اما ته تهش خیر مارو میخوان..شاید حرفشون با منطق ما جور در نیاد اما اون بنده خداها فکر میکنن اینی که میگن درسته…بپذیرشون…
      هیچ پدر و مادری صد در صد خوب نیست..
      زحمت کشیدن برای بزرگ شدنمون…
      هر چقدر هم بد باشن اما تنها خداست که میتونه خیری به ما برسونه و بدی رو از ما دفع کنه..پس فقط خدا

  2. پریسا می‌گه:

    سلام داداش دمت گرم مثل همیشه عالی بود بابای منم معتاده بعضی وقتا ازش متنفر میشدم تو دلم نفرینش میکردم ولی با خوندن این متن اشکم دراومد ک چرا این رفتارو باهاش کردم ممنونم ازت داداش ک دیدگاهمو عوض کردی

    • داداش رضا می‌گه:

      کسایی که باباشون اعتیاد داره اینو میدونن که باباهاشون عصبانی بودنشون دست خودشون نیست…خودشونم اذیت میشن…من بابام وقتی خمار میشه استرس میگیره…قشنگ میفهمم چقدر درد میکشه…گناه داره…خواسته یا ناخواسته گیر یه وضعیتی افتاده که خیلی سخته بیای بیرون ازش..کسایی که باباهاتون اعتیاد داره ؟ به خدا قسم سخته ترک وابستگی…کسایی که اعتیاد دارن خلا هاشونو با اعتیاد پر میکن…درسته این کار اشتباست اما متاسفانه داره این کارو میکنه…بابای من 25 ساله اعتیاد داره…چجوری ترک کنه اخه..بابام الان 58 سالشه…….پس بیاید تو باقی عمری که ازشون مونده قدرشونو بدونیم..چون اگه از دنیا برن خیلی حسرت میخوریم ..خیلی…

    • بنده خدا می‌گه:

      سلام پریسای نازنینم.
      عزیز دلم تاحالا شده یه بار بابات بهت نحبت کنه؟فقط یه بار؟همون یه بار دلیل بزرگیه که عاشقش بشی.
      عزیزم بیا پیش خودت فکر کن..فک کن تو یه دادگاهی و باباتو متهم کردن به اعتیاد . قراره براش یه مجازات بزرگ قرار بدن..تو هم دوکیلشی…چقدررررر تلاش میکنی تا ثابت کنی ک حداقل این ادم بیماره…ک بگی مقصرنیست…شک ندارم قلبت میتپه برای همین پدر گاهی نامهربون
      پریسای من حضرت زینبو دوست داری؟ایشون ب پرستار لقب دارن…دوست گلم یه چیز بهت میگم برای همه عمرت از من ب تو یادگاری…پرستار باش…پرستار قلب های شکسته…قلب های نا امید. قلب های خسته…زنا وظیفه شون پرستاریه…از روح ناب فرزندشون تا قلب خسته همسرشون تا… پرستاری کن از پدرت…اما نا محسوس نه که بهش ترحم کنیا…بببین یواشکی و خصوصی ازش بخواه فقط یه روز به خاطر تو ترک کنه.فقط یه روز.بابات مریضه قربونت برم هم جسمی هم روحی بهش عزت نفسشو برگردون…ببین تو گذشته بابات به چی افتخار میکرده…همونا رو یاداوریش کن و خودتو علاقه مند بهش معرفی کن..به تغذیه اش برس…نه مثل بچه ها شیر بهش بدیاووومثلا بابای من عاشق بادوم زمینی بود میگرفتم میاوردم باهم بخوریم…ببین بابات از چه تیپ فیلمایی خوشش میاد..همونا رو براش بگیر…از هرچی ک یاد اور روزای تلخ اعتیادشه دورش کن.تو باید با مهربونیت و سیاستت از اون مواد قوی تر باشی.بابات وقتی ببینه این همه تحویلش گرفتی و دختر نازش خوشحاله شاید یه روز ترکشو کرد دو روز. اگرم نکرد دوباره پاشو نا امیدی کفره… پاشو و از اول شروع کن به مهربونی …مهربونیت گم نمیشه عزیزم

      • پریسا می‌گه:

        خیلی ارومم کردی دلیل تنفرم فقط اعتیادش بود وگرنه بابام تا حالا سرم داد نزده هرجا میره تعریفمو میکنه ولی من روسیاه اینجوری بودم متاسفم واسه خودم در حقش خوبی نکردم میخوام دختر خوبی باشم بابام هرچی ک باشه با دنیا عوضش نمیکنم دیگه

  3. somayeh می‌گه:

    سلام. ان شاالله موفق باشی اقا رضا.واقعا اسارت خیلی سخت بود.من از تمامی فرزندان شهدا و جانبازان سپاسگزارم.خوشحالم پدر عزیزت رو بخشیدی .

  4. s می‌گه:

    سلام داداش.خدااااارو صد هزار مرتبه شکر که بعد از مدتها دلت صاف شد با پدرت.این از پاک بودن قلبته که بالاخره تونستی پدرت رو ببخشی.کاش ما هم بتونیم کسانی رو که بهمون بدی کردن ببخشیم.

  5. پریچهر می‌گه:

    سلام داداش.
    چه جوری میتونی بپذیری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا اینقدر آستانت بالاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من اگه بابام فقط یه بار نگاهش فقط نگاهش مثل همیشه نباشه دلم میخواد آسمون و زمینو یکی کنم دیگه چه برسه به گفتاریا رفتارش.
    نمی دونم شاید من خیلی لوس ومتوقعم یا شاید شما نرمال نیستی که میتونی این رفتارارو بپذیری.

    • بنده خدا می‌گه:

      پریچهر جونم؟خانوم گل مگخ تو وقتی خسته و بی حوصله ای بازم نگاهت ب پدرت مثل همیشه ست؟مگه ما کاملیم ک از اون بنئه خداها با اون حجم کار ومشغله ذهنی این همه توقع داریم؟
      ابجی گلیه من از من میشنوی حتی عاشق بداخلاقی پدر و مادرت باش…میمیری اگر فک کنی نیستن دیگه و تو زمان با اونا بودنو با قهر های الکی گذروندی…

      • پریچهر می‌گه:

        بنده خدا جونم Wink من شاید به جرأت قسم میتونم بخورم که هرگز از پدرم بداخلاقی در کل دوران عمر بیست سالم ندیدم.ب ه خاطرهمین خیلی برام سنگینه.
        الان این رفتار پدر داداش رضا برام غیر قابل هضمه و غیرقابل هضم ترپذیرش این رفتار از طرف داداش رضاست. weep
        مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟
        اصلا نمیتونم درک کنم چه جور میشه پذیرفت همچین شخصیتی رو.
        البته داداش من قصد جسارت به پدر تون رو ندارم.

  6. Fatemech می‌گه:

    سلام داداش رضا. دید گاهم کاملا عوض شد. مرسی تا حالا این جوری ندیده بودم. تشکر خدا حفظ تون کنه Smile

  7. رزیتا می‌گه:

    وقتی حرفاتو خوندم دردم تازه شد بابای منم اعتیاد به تریاک داره و مادرم بعد از بیست سال فداکاری دیگه نتونست طاقت بیاره و طلاق گرفت. پدرمم ازدواج مجدد کرد اونم با یکی مثل خودش. پدر منم جانبازه بیست درصدیه. الان من و خواهرم تقریبا فراموشش کردیم دیگه به دیدنشم نمیریم اما ته دلم همش ناراحتم از طرفی بدیایی که بهمون کرد و نمیتونم فراموش کنم از طرفیم عذاب وجدان اذیتم میکنه. اینکه میگی محبت کردن بلد نیستن راسته وقتی حرفایی که پدرت بهت میگه رو خوندم گریم گرفت آخه برام آشنان. کاش منم بتونم ببخشمش و راحت زندگی کنم…. Cry

  8. peter_96 می‌گه:

    سلام

    راستش من با خودم گفته بودم که تو نظرسنجی هات و اینا دیگه شرکت نکنم!
    خودت می دونی که چرا؟
    تو تلگرام گفتم بهت
    ولی باز بی اعتنایی کردی

    به هر حال فقط خواستم بگم
    خوشحالم می بینم به توصیه ام عمل کردی و بابات رو به عنوان یه بیمار پذیرفتی!
    درست عین من

    دیدی وقتی ادم به عنوان مریض رفتاراشون رو توجیه می کنه، چقدر سبک میشه؟

  9. hadis می‌گه:

    خیلی خوب بود…خیلی…ادم میشینه گریه میکنه با این نوشته ها….همه تو زندگیشون مشکل دارن و کسی هم خبر نداره میگ خوشبحالتون!!!
    خدا کمکت میکنه!!
    چیز دیگه ایی نمیتونم بگم ولی فوق العاده ایی….

  10. فاطمه می‌گه:

    سلام داداش رضا عالی بود. دست مریزاد. ماشاالله به این روحیه ان شالله بزودی به قله های بلند و رفیع موفقیت دست پیدا می کنی.چون همه چیز در گرو محبت و احترام به والدین هست. من شما رو کاملا درک میکنم چون منم پدرم دقیقا همین مشکل را سالیان دراز دارد. دعا کن منم مثل شما روحیمو حفظ کنم و روز به روز قویتر بشم تا بیشتر بتونم پدرمو درک کنم.

    • بنده خدا می‌گه:

      فاطمه نازنینم…فدای اون اسم زیبات…عزیزم یا علی بگو …بشین فکر کن ومطالعه…میتونی پدرتو پاک کنی…من تونستم…شمام میتونی…خدا شاهده من بعد مدرسه عصرا کلی کتاب میخوندم ویا میرفتم کلینیکای ترک اعتیاد میگفتم ب من تکنیک یاد بدین تو خوونه اجرا کنم تا بابام بدون اینکه بفهمه ذهنش عوض شه….عروسکم باباخا عاشششق دختراشونن…هرچقدرم ک داد بزنن ته دلشون عاشششقتن…نمیدونی لحظه ای ک بدنیا اومدی بابات چه ذوقی کرده…شاید یادت رفته ک اولین بار ک گفتی بابا دلشچقدر برات ضعف رفت و روپوش مدرسه رو ک بار اول تو تنت دید چقدر ارزوهای خوووب برات داشت.حالا بازی زندگی به یه راه اشتباه کشوندتش.امیدوار باش ابجی جونم…با لبخند سعی کن ترکش بدی. مطمعن باش ک میتونی…بهش محبت کن…عزیزم با پدرت سر صحبتو توو موضوعاتی ک دوست داره باز کن حتی اگر بی ربط باشه . بهش علاقه مند نباشی مثلا بگو بابایی جوونیات خوشتیپ بودی؟سر کار که میرفتی کارت از همه بهتر بود؟چی شد ک بابایی ک این شغلو انتخاب کردی؟هر چیزی ک توذهنش بیاری یه روز قوی و سالم و موفق بوده…
      مطمعنم میتونی کمکش کنی عزیزم

  11. فاطمه می‌گه:

    سلام داداش رضا
    خدا قوت
    چطور ما دلمون برای کسانی که دور از جون بیماری های صعب العلاج مثل سرطان و …دارن میسوزه و دوست داریم کمکشون کنیم باور کنیم که اعتیاد یه بیماری بدتر از اوناست…
    اون دردی که ما با دیدن کسی که اعتیاد داره میکشیم مخصوصا اگه از عزیزامون باشه چندبرابرشو خودشون میکشن…
    خدایا ازت میخوام به همه باباهای زحمت کش که تو دام این بلا افتادن آرامش بدی و به خانوادهاشون صبر
    آمین

  12. ترنم می‌گه:

    دیشب با بابام صحبت کردم بابام گفت من در حقت کوتاهی کردم ولی تو هم باهام خوب رفتار نکردی دنیا رو سرم خراب شد راست میگفت حتی گفت من مثل سنگ سخت شدم دیگه نمیتونم تغییر کنم راست میگه 67 سالشه. اما من که میتونم تغییر کنم از امروز شروع کردم تورو خدا دعام کنید من یه دونه ابجی و داداش دارم که بابام اصلا ازشون راضی نیست تنها امیدش منم وقتی میبینم چقد سختی کشیدی کلی امیدوار میشم ان شاالله مشکلات هممون حل بشه و منم قوی وموفق بشم بچه ها خیلیییی همدیگرو دعاکنیم منم دعا کنید

  13. مریم می‌گه:

    سلام داداش رضا
    حرفات عالی بود Smile
    منم بابام اعتیاد داره
    هیچی بهتر از اینکه بهش نشون بدی چقدر دوستش داری نمیتونه به بابات کمک کنه
    این آدما اینقدر سرخورده و ضعیفن و اینقدر خودشونو قبول ندارن که اینجوری رفتار میکنن
    حس میکنن بقیه هم به همین چشم بهشون نگاه میکنن
    به خاطر همین از عالمو و آدم متنفرن و مدام تقصیر کاراشونو گردن اینو و اون میندازن
    سعی کن هر وقت حس کردی باباتو دوستش داری و کامل پذیرفتیش اینو بهش نشون بدی و بهش ثابت کنی دوستش داری
    بهش نشون بده که بهش احتیاج داری
    بهش نشون بده برات مهمه
    به حمایتش به محبتش به دستاش به پدر بودنش احتیاج داری
    اینو بهش بفهمون
    انگیزه وحشتناکی میده بهشون

    و از خدا بخواه و به خدا توکل کن که تواناترینه

    چقدر خوبه که اینجا ماها که درمون یکیه میتونیم بهم انرژی بدیم

    • بنده خدا می‌گه:

      گل مریمم سلام…خیلی خوشحالم که میبینم انقدر دختر مهربون و فهمیده ای هسی.عزیزم مطمعنم پدرت بهت افتخار میکنه و یه روز پدرت پاک میشه
      راسی بچه ها قبول دارین اگر ما برای خودمون کسی بشیم…خودش برای پدرامون انگیزه ست ک ترک کنن. به خودشون باغرور میگن من پدر همچین پسر موفقیم یا دختر من انقدر خانوووم و موفقه پس به خاطر اون شروع کنم و پاک باشم
      اما اگر تو یه مصرف گرا بی خاصیت باشی تو خونه ک حتی اخلاقتم با پدر مادرت خوب نیس و همش بلدی فقط پول ترافیک اینترنت بگیری ازشون خب بابات بگه برای کی ترک کنم؟من ک تو این خونه احترامی ندارم.بچه هامم ک خودشون نمیخوان کسی شن…
      حتی به پدر معتادتون احترام بذارین و نشون بدین که شما فرزندی هسین که ارزشش داره به خاطر ابروتون با خودش بجنگه
      یه چیز دیگه هم بگم که اگر پدرت ب تو ضربه زد.تو دیگه ب خودت ضربه نزن.میدونم بوی بد تریاک تو خونه چه حس بدیه و شرایط تو با کسی ک در ارامش داره درس میخونه فرق داره…ولی یه نگاه هم به کسایی کن ک تو شرایط بدتر از تو انقدر تلاش کردن و موفق شدن و برای خودشون کسی شدن که مشکل کوچیکی مثل اعتیاد گم میشه تو زندگیشون.مثلا کسی ک هم فقیرن هم معتاد هم هزارتا مشکل دیگه و خودش هم کسی نشده باشه همه هی عیبای بزرگشو برجسته میکنن ک تقصیریم نداشته اما اگر طرف بشه بهترین جراح یا اصلا بهترین نجار شهرشون و برای خودش پیشرفت کنه و کارگاه بزنه و کم کم سرمایه دار بازار مبل و…شه مردم میگن دمش گرم با وجود باباش چه پیشرفتی کرد تازه اگر عیب بابات تو چشمشون بیاد.اما اگر کسی نشی حتی اگرم سالم باشی متاسفانه دید جامعه میگه اینم فرا میشه مثل باباش…
      برای خودت کسی شو تا هم انگیزه پاکی پدرت باشی هم بزنی تو دهن هرکس ک میگفت اینم میشه مثل باباش

  14. داداش رضا می‌گه:

    وقتی نظرات شمارو خوندم خیلی احساس خالی شدن کردم..
    حس نمیکردم کسی منو درک کنه…
    اخه فرزند یه پدر مصرف کننده بودن خیلی سخته و واقعا از یه سری چیزا محرومی…
    اما بچه ها بیاید به هم کمک کنیم و به پدرمون محبت کنیم..
    به خدا اینا بیشتر از ما نیاز به محبت دارن..
    من شنیدم بهترین روش برای ترک اعتیادپدر اینه که ما بهش محبت کنیم تا دیگه فکر نکنه تنهاست….
    یه پدری که اعتیاد داره عین یه دختر 5 ساله میشه و زود رنج میشه…نیاز داره محبت کنی بهش…حلوا حلواش کنی…بیاید محبت کنیم تا ترک کنه…به خدا میشه..
    بابای من یه مدته شربت مصرف میکنه
    فکر کنم داره تصمیماتی میگیره..
    اینا خیلی دوست دارن ترک کنن اما ارادشون ضعیفه..
    ترک اعتیاد مثل کنترل شهوت میمونه…
    ولی شدید تر…
    ترک اعتیاد سخته..بیاید درکشون کنیم…محبت کنیم..
    محبت کنیم..گناه دارن به خدا..اگه از دنیا بره حسرت میخوریم…به خدا حسرت میخوریم…
    ..
    .
    بچه ها یه سوال دارم از همتون ؟
    میگم ؟
    چکار کنم به عنوان یه پسر که بابام اعتیادشو بذاره کنار..
    اگه راهکار خوبی سراغ داری بیا تو نظرات بگو تا من و همه بچه ها استفاده کنیم

    • peter_96 می‌گه:

      ببین رضا جان
      اگه پدرت ناراحتی اعصاب و روان داشته باشه و داروی اعصاب مصرف میکنه، ترک کردنش خیلی سخته، خیلی خیلی
      منم بابام بیماری اعصاب و روان داره
      داره دارو مصرف میکنه
      دکتر میگه سخته بیماران اعصاب و روان بخوان ترک کنن.

      ولی تا اونجا که من میدونم، موسسه ی “معتادان گمنام” یا همون NA که در سراسر ایران وجود داره، بهترین شیوه هستش

      چون کلاسا و مربی دارن اونجا

    • بنده خدا می‌گه:

      بچه ها یه چیزو بیاین خدایی برای همیشه از ذهنمون پاک کنیم…
      ببینید خدا وکیلی همه مون قبول داریم یه بنده خدایی مثل بابای داداش رضا سهم عمده ریشه اعتیادشون فشارای عصبی روحی دوران اسارته و درد جسمی جانبازی اونم اعصاب و روان شاید برای ادمی ک حالا ب هر دلیلی صبرش کمه بهانه ای برای مصرف تریاک و… باشه
      ببینید جنگ و اسارت و…چه تاثیری رو زندگی داداش و خانواده اش گذاشت؟حالا فقط یه نمونه اشه ما خبر نداریم از مشکلات خانواده های جانباز و.. پس سر یه ذره سهمیه دانشگاه انقدر نگین نا حقه…اینا کلی امتیاز میگیرن و …این مشکلاتم ببینید .ایا با این شرایط داداش و خواهراشون میتونستن مثل خیلیا ک پدرشون زندگی ارومی براشون ساخته و از این کلاس خصوصی میبرنش اون کلاس خصوصی درس بخونن؟این مشکلات بهاش ارامش الان من و توعه که با افتخار فارسی حرف بزنی نه عربی و اسم کشورت جمهوری اسلامی ایران باشه نه عراق…بهای اینه ک سربازای عراقی به ناموس ایرانی نظر چپ نکنن
      گاهی خیلی عیر منصفانه میگیم که بچه های جانباز و شهید حق ما رو خوردن

  15. دختر سادات می‌گه:

    سلام
    نمیدونم چی بگم…الهی به ارزوهاتون برسین

  16. فاطمه می‌گه:

    من‌خوشبختانه پدرم معتاد نیست که بگم درکتون میکنم اما اقتضای رشتم اینه‌که درک کنم و واقعا بهت تبریک میگم بابت درک‌بالات که تونستی بپذیری معتاد مجرم‌نیست …معتاد بیماره…..قدرپدرتوبدون
    بگو‌خدایا شکرت که دارمش‌که دادبزنه ….ودست ناپدری روسرم‌نیست بخدا پدر اگه‌جنازه هم باشه وجودش نعمته ….اونایی‌که‌ندارن میفهمن‌من‌چی میگم

    خوشبختی یعنی تپش قلب پدرومادر

  17. جاری می‌گه:

    سلام .شربت متادون خیلی بدتر عصبی میکنه .شوهر م نمیدونم قبلا چی استفاده میکرد اول ترامادل بعدشربت متادل3سال هست استفاده میکنه .بدترین اخلاق پیدا میکنه هر موقع سیگار دستش میگیره میام میبینم خوابش برده نخ سیگار مبل فرش تشک تخت هر چیزی که بگی سوزونده.درست پدرم معتاد نیست ولی شوهرم معتاد هست من میدونم چقدر ادم عصبی میکنه وقتی میبینی وسایل خانه ات همیشه داغون هست من اسمشو تقی گذاشتم .خدا وکیلی تقی شرف داره پیش این.حالا پدر شما که خیلی خیلی خوب هست پدرت به خاطر تسکین درد توی اسارت سراغ این ارامش رفته.مطمعا کسی بهش پیشنهاد کرده.چون بعد امدن از ازادی رفته سراغ مواد.انشاالله خدا کمکش میکنه .خدا بخواد همه چیز اتفاق می افته مرسی

  18. فاطیـــــــــــــــــــما می‌گه:

    سلام بچه ها…
    نظرات وکه خوندم دیدم همه میگن بــــــــــابــــــــــــا منم دوس دارم بگم بـــــابـــــا…ولی نمیشه؟
    چونکه همه بـــــــــابــــــــاندارند…
    چقدخوبه که یه دختربگه باباااااا…حتی اگربداخلاق باشه…حتی اگرمعتادباشه…چون باباهاتوهرشرایطی که باشن دختراشونودوست دارند…بچه هانمیدونم چی بگم ولی میدونم میتونیدشرایط وعوض کنید…

    • بنده خدا می‌گه:

      فاطیما گلی چرا فک کردی اونایی ک بابا ندارن نمیتونن بگن بابا؟قربونت برم من باور دارم ک پدرا انقدر قلبشون پاکه که حتی اگر کنار ادم نباشن لحظه به لحظه روحشون کنار بچه هاشونه… بچه هاشون تو قلبشون با پدراشون حرف میزنن و صدای قلبشون پرواز میکنه میره پیش روح مهربون باباشون…روح بابای عزیزشون دلواپسشونه…داداش رضا حرف خوبی زد…ببین حتی پدر معتاد هم اگر دخترش یه ساعت دیر بیاد دیوونه میشه…این از غیرته…از دوست داشتنه…فاطمه گلی باباها حتی اگر نباشن قطعا روح پاکشون هست…تازه بچه هایی ک تو دنیای خاکی بابا ندارن بچه های نظر کرده امام علی هستن…امام علی پدر تمام بچه های پاک و مومنیه که پدر ندارن…

    • اطلسی می‌گه:

      سلام به فاطیما خانم.یکی عین من پدر داره وای روی زبونش نمیچرخه بگه بابا,نمیخام دردودل کنم درهمبن حدبگم اونقدر اذیتمون کرد ومیکنه که واقعا دوست داشتم ترکمون میکرد,یا توی بهزیستی بودم,ویا اینکه مرده بود,یا…../سخت یه دختر بابا نداشته باشه یا معتاد باشه یا بداخلاق ولی سخت تر از اون دیدن بی تفاوتیهاشه,بی تفاوتی داغون میکنه,بخصوص وقتی دورووریات چه بابا های دارن,چی بگم وقتی به جای یه بچه ی ۸ماه حسرت بخوره

      • داداش رضا می‌گه:

        من درک میکنم حرفاتو اخه 24 سال کینه شتری از بابام داشتم…اما میدونی ؟ فقط خودتی که میتونی باهاش کنار بیای…من درکت میکنم…ولی یه روزی میبخشیش مطمئنم..بلاخره بابامونه…اگه از دستش بدیم خیلی افسوس به دلمون میمونه.. Frown

  19. چرا اتش می‌گه:

    سلام دوست عزیز .من کاری به وضعیت پدرت ندارم نمیتونم قضاوت کنم.ولی این میدونم پدر شما وپدرانی که تو جنگ جنگیدن به خاطر ارامش من و انسانهای دیگر.این حق بچه های اونها نیست ما موقعی میتونیم حق شما را به جا اوریم که دل امام زمان شاد کنیم.

  20. zahra می‌گه:

    داداش یادته میگفتی بابات واسه اولین بار شوخی کرد باهات؟ همین خودش یه نقطه شروعه. داداش کم کم بهش نزدیک شو.حتی نیم قدم نیم قدم.حرفاشو تایید کن.اگه مقایسه کرد تو رو شوخیش بگیر و بخند.کاری که من با بابام کردم. بابای من اگه سرزنشم کنه و قهر کنم پاشم برم تازه بدتر میکنه تا چند رووووز همینطور گیر میده بهم. ولی وقتی تو روش میخندم و اون تحقیرشو به شوخی میگیرم خوب میشه. خودشم میخنده. ببخشید اینو مثال میزنم! میخوام خوب جا بیفته. مثلا بهم میگه گوساله !!!!!!!!! عوض اینکه بربخوره بهم میگم باباااااااا چرا اخه به خودت توهین میکنی من راضی نیستم بخدا !!

  21. marzy ag می‌گه:

    سلام
    صحبت های خواهر گلم توی کانال خیلی عالی بود همچنین صحبت های خود شما داداش رضا ،  برا همه بچه هایی که پدرشون مشکل دارن دعا میکنم و آرزوی موفقیت دارم براشون ?

  22. بنده خدا می‌گه:

    صحبت کردن با یک فرد معتاد کار بسیار سختی است چون او برای ادامه دادن به مصرف مواد، مشکلات خود را مخفی کرده و رفتار های جنون آمیز و آزار دهنده ای از خود نشان می دهد. به همین علت گفت و گوی منطقی با یک معتاد برای اعضای خانواده بسیار دشوار است، اما با توجه به پیشنهادات و رهنمودهایی که در این صفحه در مورد نحوه برقراری ارتباط موثر با فرد معتاد ارائه شده است، اعضای خانواده شانس بیشتری برای تشویق کردن او برای مقابله با بیماری اعتیادش خواهند داشت.

    طرز ارتباط ناموثر
    ابزارهای ارتباط موثر
    مبانی اولیه ارتباط با معتاد

    طرز ارتباط ناموثر
    هنگامی که با یک فرد معتاد صحبت می کنیم ممکن است حرفی بزنیم که او را ناراحت کند و شانس برقراری ارتباط موثر و سازنده با او را از بین ببریم. طبیعی است که ما به عنوان خانواده او قصد داریم تا برای ترک اعتیاد و بهبودی از آن به فرد معتاد کمک کنیم؛ اما در وضعیت حساس و سختی قرار داریم و ممکن است نگرانی و عصبانیت ما باعث شود تا طرز صحبت کردن ما با او، نتیجه معکوس داشته و فقط باعث وخیم تر شدن اوضاع شود. همواره این احتمال وجود دارد که ما حرفی به عزیز معتادمان بزنیم که غیر سازنده باشد، یعنی به جای اینکه او را به بهبودی و پاک شدن تشویق کند باعث شود که او برای ادامه مصرف مواد بهانه تراشی کرده و هیچ علاقه ای برای ترک اعتیاد از خود نشان ندهد.

    آنچه در این قسمت آمده است فهرستی از طرز ارتباط و گفتگو بین اعضای خانواده و عزیز معتادشان است که موجب می شوند تا اعضای خانواده موقع صحبت کردن رفتاری از خود نشان دهند که بی نتیجه و زیان آور بودن این گونه موضع گیری ها را ثابت کند.
    ارتباط با معتاد – روش ارتباط ناموثر با معتاد

    ١. حق به جانب
    وقتی شما همیشه حق را به خودتان می دهید و تصور می کنید که شما درست می گویید و این فرد معتاد است که مرتکب اشتباه شده ، صحبت کردن شما با عزیز معتادتان راه به جایی نخواهد برد و نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. طوری صحبت نکنید که نشان دهید حرف های شما همیشه درست می باشد و حق به جانب شماست. یادتان باشد با کسی صحبت می کنید که او را دوست دارید، در نتیجه سعی کنید بحث را طوری ادامه دهید که نقطه مشترکی بین شما و فرد معتاد به وجود بیاید. همیشه به یاد داشته باشید که فرد معتاد در واقع از نوعی بیماری مزمن رنج می برد که دیدگاه ها و طرز فکرش را غیر طبیعی کرده است، پس نباید تصور کنید که دلیل رفتارهای غیر منطقی او، اذیت کردن یا آسیب رساندن به شما است.
    ٢. مقصر
    یکی از کارهایی که باعث می شود عزیز معتادتان از صحبت کردن با شما طفره رفته و یا با شما قطع رابطه کند، این است که او را مسئول همه بدبختی های خانواده معرفی کنید. اگرچه فرد معتاد عامل ایجاد اضطراب و تشویش در خانواده است، اما اعضای خانواده نیز باید مسئولیت مشترک خود را به عهده بگیرند. زمانی که شما عزیز معتادتان را باعث تمام مشکلات خود به حساب می آورید و مشکل اعتیاد را تنها عامل آشفتگی و برهم خوردن زندگی خود می دانید باعث خواهید شد که او حالت تدافعی به خود گرفته و یک بهانه جدید نیز برای ادامه مصرف مواد خود به دست بیاورد.
    این برداشت که فرد معتاد عامل اصلی همه مشکلات شما می باشد، تصوری اشتباه است و نشان می دهد که شما ساده ترین راه، که سرزنش کردن عزیز معتادتان است را انتخاب کرده اید و نقشی که خودتان در ایجاد مشکلات داشته اید را به دست فراموشی سپرده اید. این برداشت در واقع نوعی انکار از جانب شما محسوب می شود و نشان می دهد که شما حاضر نیستید بپذیرید که بیماری اعتیاد زندگی شما را هم تحت تاثیر قرار داده و افکار و رفتار شما را نیز ناسالم و ویرانگر کرده است. این تصور که او عامل همه بدبختی ها و مشکلات شماست و انداختن همه تقصیر ها به گردن او، کاری غیر عادلانه و زیان آور است. بدون شک این کار سبب می شود که او علاقه خود به صحبت کردن به طور صریح و صادقانه با اعضای خانواده را از دست داده و از انجام این کار امتناع کند.

    ٣. قربانی
    هریک از ما مسئول زندگی خودمان هستیم و حق طبیعی و خدادادی ما این است که شاد و آزاد زندگی کنیم و به دنبال خوشبختی خودمان باشیم. داشتن دختر، پسر، والدین یا همسر معتاد به هیچ عنوان دلیلی برای این نیست که ما هم حتماً باید بد بخت و بیچاره شویم و در غم و اندوه زندگی کنیم. وقتی ما خودمان را آنقدر به عزیزمعتادمان وابسته می دانیم که فکر می کنیم چگونگی و کیفیت زندگی ما، به مصرف کردن یا نکردن او بستگی دارد، در حقیقت داریم نقش یک قربانی را بازی می کنیم . یعنی این امکان را به فرد معتاد می دهیم تا برایمان تعیین کند که چگونه به زندگی خود ادامه دهیم. هنگامی که در مورد موضوع از خودگذشتگی و جان فشانی خود با عزیز معتادمان صحبت می کنیم و بر این باوریم که زندگی خود را فدای نجات دادن و کمک کردن به او کرده ایم، بدون شک او از اینکه معتاد است احساس گناه بیشتری کرده و همین احساس گناه باعث می شود تا او تمایل کمتری برای صحبت کردن با ما از خود نشان بدهد.

    ۴. تحقیر
    هیچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد و فرد معتاد خانواده شما نیز از این قاعده مستثنی نیست. خوار و کوچک کردن ، یا ضعیف، بی دست و پا، و بی اراده توصیف کردن او، بدون شک واکنش خشن وی را به دنبال خواهد داشت. هر اندازه هم که فکر کنید انتقاد شما از عزیزمعتادتان درست و منطقی است، باز هم این انتقاد باعث می شود تا او بیش از پیش در لاک خودش فرو برود. بهتر است همیشه نیمه پر لیوان را در نظر بگیرید و به نکات و جنبه های مثبت تمرکز کنید. هر چند در بعضی از مواقع یافتن جنبه های مثبت بسیار دشوار به نظر می رسد، ولی سعی کنید در حرف ها و ارتباطاتتان با فرد معتاد جنبه های مثبت آنها را هم در نظر بگیرید و خوبی های او را نیز ذکر کرده و یادآوری کنید.

    ۵. ناامیدی
    گاهی ممکن است اعضای خانواده فرد معتاد، بعد از این که همه تلاش هایشان بی نتیجه ماند، تصور کنند که هیچ امیدی به پاک شدن عزیز معتادشان نیست و چاره ای ندارند جز اینکه او را به حال خود رها کنند یا اینکه به طور کامل ارتباط خود را با او قطع کنند. معمولا سرخوردگی و نا امیدی از آنجا ناشی می شود که شما نتوانسته اید رفتار فرد معتاد را تغییر دهید و او را به قطع مصرف مواد وادار کنید. اما باید در نظر داشته باشید که اساسا هیچ کسی قدرت انجام این کار را ندارد، مگر اینکه خود او تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی داشته باشد و تصمیم به انجام این کار بگیرد. با خودداری کردن از ارتباط با فرد معتاد، شما هم به خودتان و هم به او ظلم می کنید. باید بدانید که در هر شرایطی امکان بهبودی وجود دارد و هیچگاه نباید امید خود را از دست بدهید. واقعیت این است که هزاران هزار معتاد که در بدترین شرایط اعتیاد خود به سر می بردند، اکنون مصرف مواد خود را قطع کرده و در بهبودی به سر می برند. پس ناامید نشوید، چون ناامیدی هیچ نتیجه ای جز آسیب رساندن به شما ندارد و در ضمن باعث می شود تا فرد معتاد نیز چنین تصور کند که هرگز در زندگی روی خوش نخواهد دید و تا پایان عمر ناچار است که با بیماری اعتیاد دست و پنجه نرم کند.

    ۶. عدم صداقت
    به زبان ساده و با صراحت به فرد معتاد بگویید که چه انتظاری از وی دارید. گله و شکایت کردن و به میان آوردن این موضوع که ما سزاوارداشتن یک زندگی بهتر از این هستیم و در کل نصیحت کردن معتاد، کاملا بی فایده بوده و هیچ کاری از پیش نمی برد و تنها باعث می شود که او بیشتر از ما دوری کنند. صداقت داشتن همیشه بهترین روش برای برخورد با یک فرد معتاد است. به جای نق زدن و شکایت کردن بهتر است که به وی یادآوری کنیم که چگونه بیماری اعتیادش بر زندگی ما تاثیرمنفی می گذارد و اینکه در محیط خانه از چه رفتارهایی باید خودداری کند. وقتی فرد معتاد ببیند که اعضای خانواده با او رک و راست هستند و با صراحت با او حرف می زنند، او نیز تمایل بیشتری به داشتن صداقت از خود نشان خواهد داد. به زبان دیگر، اگر به دروغ وانمود کنید که از رفتار و کردار فرد معتاد آزرده خاطر و ناراحت نمی شوید، در واقع باعث ایجاد آشفتگی و بی اعتمادی آنها نسبت به خودتان می شوید.

    ٧. قهر
    نادیده گرفتن، بی توجهی و خودداری از صحبت کردن با فرد معتاد در واقع نوعی تسلیم شدن در برابر بیماری اعتیاد است. تردیدی وجود ندارد که ما از کارهای بد و ناخوشایند عزیزمان که نتیجه بیماری اعتیاد است عصبانی می شویم و می خواهیم او را تنبیه کنیم. یکی از راه های نشان دادن عصبانیت، قهر کردن با فرد معتاد است اما باید بدانیم که با ساکت ماندن و خود خوری کردن ما فقط به خودمان آسیب خواهیم زد. بهتر است به جای قهر کردن و قطع رابطه با عزیز معتادتان، رفتارهای آزار دهنده و ناخوشایند او را شخصی تلقی نکرده و تصور نکنید که او برای اذیت کردن شما چنین رفتاری از خود نشان می دهد. همیشه به یاد داشته باشید که فرد معتاد گرفتار نوعی بیماری هولناک است و مانند هر بیمار دیگری، هیچ کاری برای مقابله با بیماری اعتیاد از دستش بر نمی آید، بنابراین تنبیه کردن او نیز هیچ نتیجه ای در بر ندارد. بخاطر داشته باشید که عزیز معتاد شما از یک بیماری رنج می برد که سه جنبه جسم، ذهن و روان او را تحت تاثیر قرار داده است، در نتیجه رفتارهای ویرانگر او ناشی از وجود این بیماری می باشد و او هیچ کنترلی روی آن ندارد. هنگامی که شما بین عزیز معتادتان و بیماری اعتیاد او تفاوت قائل شوید، راحت تر می توانید او را درک کرده و با او به گفتگو بنشینید.

    ٨. خود خوری
    اعتیاد بیماری است که هر کسی امکان مبتلا شدن به آن را دارد و اینطور نیست که شما فکر کنید کار اشتباهی کرده اید که عزیز شما به این بیماری مبتلا شده است. شما باعث نشده اید که عزیزتان به این مصیبت گرفتار شود. اگر به این باور برسید که معتاد شدن عزیز شما ربطی به نحوه تربیت کردن او ندارد، قاعدتاً برخورد و رفتار موثرتری با او خواهید داشت. به یاد داشته باشید که اگر فرد معتاد، بداند که شما خود را مسئول و مقصر معتاد شدن او می دانید، احتمالا از این موضوع سوء استفاده کرده و آن را بهانه ای برای مصرف مواد خود قرار خواهد داشد.

    ٩. حمایت ناسالم
    اعضای خانواده با کمک کردن به عضو معتاد خانواده در واقع امکان رو به رو شدن و تجربه کردن عواقب و پیامدهای بیماری اعتیاد را به او نمی دهند نمی گذارند که او مسئولیت رفتارهای خود را بر عهده بگیرد. آنها با حمایت ناسالم از فرد معتاد روشی را انتخاب کرده اند که باعث می شوند تا بیماری اعتیاد او سریع تر و راحت تر پیشرفت کند. بهترین کار این است که اعضای خانواده اجازه دهند تا فرد معتاد پیامدها و مصیبت های ناشی از اعتیادش را شخصا تجربه کند. هر چند پذیرفتن این واقعیت دشوار است، اما تجربه بارها و بارها ثابت کرده است که مواجه شدن فرد معتاد با عواقب ناگوار رفتارهایش، بهترین راه برای کمک کردن به او می باشد. وقتی بپذیرید که او مسئول بهبودی از بیماری اعتیادش است، بهتر می توانید با او مثل یک فرد بالغ برخورد کنید. فرد معتاد نیز مثل هر انسان بالغی حق دارد آن طور که دلش می خواهد زندگی کند و تنها در صورتی که خودش تمایل داشته باشد خواهد توانست از این بیماری بهبود یابد. اما اگر با او مثل یک کودک برخورد کنید، او شما را مسئول بهبودی خود می داند و در این صورت شانس متمایل شدن او به قطع مصرف مواد و بهبودی، کمتر خواهد شد.

    ١٠. دفاع
    هیچ انسانی کامل و عاری از خطا و اشتباه نیست، اما در هنگام مواجهه با یک فرد معتاد که بدون تردید رفتارهای نادرست و آزاردهنده زیادی دارد، کمتر کسی پیدا می شود که ناقص بودن شخصیت خود را بپذیرد. زمانی که اعضای خانواده از پذیرفتن خطاها و اشتباهات خودشان خودداری می کنند و در همه موارد فرد معتاد را مقصر می دانند، درهای گفتگوی سازنده با فرد معتاد کاملاً بسته می شود.

    ١١. واکنش
    این ضرب المثل که ” قبل از حرف زدن خوب فکر کن ” توصیه بسیار مناسبی است. وقتی ما در برابر هر حرف و سخن معتاد از خودمان واکنش نشان دهیم و او را سرزنش کنیم، در واقع شانس هر گونه گفتگو با او را از بین برده ایم.

    ١٢. رنجش
    کینه به دل گرفتن، خودداری از بخشیدن، و یادآوری آزار و اذیت های گذشته، باعث می شود که شانس گفتگوی سالم و سازنده با فرد معتاد از میان برود. هیچ وقت فراموش نکنید که فرد معتاد در واقع یک بیمار است و بیشتر رفتارهای او از بیماری اعتیاد او سرچشمه می گیرد. یادآوری کردن مصائب و بلاهایی که فرد معتاد بر سر شما آورده است، و باز کردن زخم های کهنه باعث می شود که لحن صحبت های شما با نیش و کنایه و عصبانیت همراه شده و نتوانید ارتباط سازنده ای با یکدیگر برقرار کنید. به جای یادآوری خاطرات و مشکلات گذشته، بهتر است مشکلات کنونی را ملاک و معیار قرار داده و با امیدواری به آینده نگاه کنیم.

    ابزارهای ارتباط موثر
    جنگ و مرافعه با فرد معتاد، کاری بسیار ساده و در عین حال بی نتیجه ای است. ما به تدریج عادت می کنیم که همه هوش و حواس خود را روی رفتارهای ویرانگر او و مصائب و بلاهایی که بر سر خانواده آورده است متمرکز کنیم. از بر شمردن مصیبت هایی که فرد معتاد بر سر زندگی خودش و ما آورده است خسته نمی شویم و چنین تصور می کنیم که اگر آنها پاک شوند، همه مشکلات و گرفتاری های ما نیز حل می شود ودیگر در زندگی هیچ مشکل و غصه ای نخواهیم داشت. این طرز تفکر نشان می دهد که نه تنها عزیز معتاد ما از بیماری اعتیاد رنج می برد، بلکه خود ما نیز تحت تاثیر این بیماری قرار گرفته ایم. تک تک اعضای خانواده وظیفه دارند که با شرکت کردن در جلسات رایگان و محرمانه انجمن های حمایت از خانواده معتادان، برنامه بهبودی خود را آغاز کرده و اجازه ندهند که آنها نیز مانند فرد معتاد قربانی بیماری اعتیاد شوند. زمانی که با عقل و منطق و از دیدگاه بهبودی و اصول برنامه های 12 قدمی به فرد معتاد نگاه کنیم، خواهیم توانست خودمان را از تاثیرات و پی آمدهای دردناک زندگی در کنار فرد معتاد نجات دهیم. وقتی طبیعت و ماهیت بیماری اعتیاد را بشناسیم و از ناتوانی خودمان در کنترل این بیماری با خبر شویم، بهتر می توانیم با فرد معتاد ارتباط برقرار کنیم. وقتی این تصور باطل را کنار بگذاریم که می توانیم فرد معتاد را به قطع مصرف مواد وادار کنیم، قدرت آن را پیدا خواهیم کرد که بر اساس واقعیتها و به دور از خشم و سرزنش کردن عزیز معتادمان، ارتباطی سازنده با او برقرار کنیم.
    در این قسمت برای آگاهی شما توصیه هایی در خصوص نحوه ایجاد یک ارتباط سودمند و پرحاصل با فرد معتاد ارائه شده اند:
    ابزارهای ارتباط موثر با معتادان

    ١. به جای نصیحت کردن بازخورد بدهید
    بین نصیحت کردن و اظهار نظر کردن تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. نصیحت کردن حالت دخالت در زندگی دیگران دارد در حالی که رهنمود دادن یا اظهار نظر کردن، جنبه حمایتی دارد. نصیحت کردن شبیه دستور دادن به فرد معتاد است که چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد. نصیحت کردن و تعیین اینکه بهترین راه و روش زندگی کدام است، در واقع به این معنی می باشد که شما فرد معتاد را مانند یک کودک فرض کرده و به او می گویید که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است و با کنایه می خواهید به او بفهمانید که او فرق بین خوب و بد را تشخیص نمی دهد. طبیعی است که این رفتار شما با واکنش و خشم او روبرو خواهد شد، چراکه هیچ کس دوست ندارد دیگران در زندگی اش دخالت کنند یا برای او تعیین تکلیف کنند.
    بر خلاف نصیحت که برای برقراری ارتباط سازنده و کمک به فرد معتاد به هیچ وجه مناسب نیست، اگر صحبت های شما بر مبنای پیشنهاد یا رهنمود دادن باشد، احتمال اینکه عزیز معتادتان به حرف های شما گوش دهد به مراتب بیشتر خواهد شد. برای مثال، به جای اینکه به فرد معتاد بگویید که باید مصرف مواد را قطع کند چون باعث مرگ او خواهد شد، بهتر است برای او بیان کنید که اعتیادش چگونه زندگی شما را نیز تحت تاثیر قرار داده و تباه کرده است. با این حرف، او متوجه خواهد شد که علاوه بر خودش، شما را نیز درگیر مصائب و مشکلات اعتیاد خود کرده است. همچنین در این حالت او دیگر شما را به عنوان کسی که در وضعیت بهتری از او قرار دارد و به او دستور می دهد که اعتیادش را ترک کند به حساب نیاورده و در وضعیتی مشابه با خود خواهد دید و برای وی معلوم خواهد شد که هر دو شما قربانی بیماری اعتیاد هستید. برای مثال اگر شما برای عزیز معتادتان توضیح دهید که وقتی می بینید او مواد مصرف می کند چه احساس ناخوشایندی به شما دست می دهد او متوجه می شود که مصرف مواد علاوه بر اینکه به خودش آسیب می رساند به اعضای خانواده نیز آسیب وارد می کند و همین امر ممکن است او را به احساس مسئولیت و اقدام کردن در جهت بهبودی تشویق کند. رهنمود دادن در واقع به ایجاد نوعی احساس مشترک بین فرد معتاد و اعضای خانواده منجر می شود. با ارائه دادن رهنمودها شما از فرد معتاد چیزی نمی خواهید و انتظار خاصی نیز از او ندارید. رهنمودهایی که شما به فرد معتاد می دهید در واقع دیدگاه ها و توصیه هایی است که به فرد معتاد می دهید و به او یادآور می شوید که به چه علت باید مصرف مواد را قطع کند. اما نصحیت کردن به این معنی است که شما در موقعیت برتری قرار دارید و بهتر از طرف مقابل می دانید که چگونه باید زندگی او را اداره کنید.

    با توجه به این که احتمالا اکثر ما تفاوت بین نصیحت کردن و رهنمود دادن را نمی دانیم، در این قسمت پیشنهاداتی ارائه شده اند که حالت رهنمود داشته و جهت برقراری یک ارتباط موثر با فرد معتاد به شما کمک می کنند:

    واقعیت ها را به آنها بگویید
    رفتارهای فرد معتاد در بسیاری از مواقع برای اطرافیانش عذاب آور است. به همین علت بهتر است که شما با کمال خونسردی و با صراحت به او بگویید که رفتارهایش شما را آزار می دهد. همیشه به یاد داشته باشید که او از یک بیماری به شدت تاثیر گذار بر ذهن رنج می برد و قصد اذیت و آزار کسی را ندارد؛ بنابراین شما نیز نباید کارها و رفتارهای ناخوشایند و عذاب آور او را به حساب دشمنی یا بد خواهی نسبت به خودتان بگذارید. زمانی که با فرد معتاد صحبت می کنید، اطلاعات مفید و قابل لمس در اختیارش قرار دهید. وقتی درباره نظرات و دیدگاه هایتان با او صحبت می کنید آرامش خود را حفظ کرده و تنها به گفتن واقعیت ها اکتفا کنید. برای مثال تصور کنید که فرد معتاد شب قبل دیر به خانه بازگشته و شما را چشم انتظار و نگران گذاشته است. شاید شما از اینکه نکند بلایی بر سر او آمده باشد غرق ترس و اضطراب شده اید و همین نگرانی شدید شما را به شدت عصبانی کرده است. اما وقتی روز بعد با فرد معتاد صحبت می کنید، به او بگویید که رفتارش چگونه بر روی شما تاثیر می گذارد و از این پس دیگر حاضر نیستید چنین رفتارهایی را تحمل کنید. از گریه کردن، فریاد کشیدن و انتقاد کردن از او خودداری کنید. کنار گذاشتن عواطف و احساسات در برخورد با فرد معتاد باعث می شود تا زندگی شما کمتر تحت تاثیر رفتارهای او قرار گرفته و به شما کمک می کند تا از توسل به روش های زیان آور و واکنش های عصبی و غیر ارادی دوری کنید. در ضمن وقتی شما به آرامی و صادقانه درباره احساسات خود با فرد معتاد صحبت کنید، احتمال اینکه او به حرف های شما گوش دهد بیشتر خواهد شد.

    قضاوت نکنید
    از بد زبانی و ناسزاگویی خودداری کنید، چون این کار باعث می شود تا فرد معتاد با خشم از خود واکنش نشان داده و حالت دفاعی به خود بگیرد. قضاوت کردن یا توهین کردن هیچ کمکی به شما یا عزیز معتادتان نمی کند. تحقیر یا کوچک کردن فرد معتاد، هیچ حاصلی جز فاصله گرفتن بیشتر او از شما نخواهد داشت. همیشه حواستان را جمع کنید تا از به کار بردن کلمات و جملاتی که باعث قضاوت کردن درباره رفتار فرد معتاد می شود خودداری کنید؛ چراکه وقتی شما به او توهین کنید قطعاً او هم به همین صورت واکنش نشان می دهد و آن هنگام است که گفتگوی دوستانه، به درگیری تبدیل شده و شما هیچ نتیجه ای از کار خود نخواهید گرفت.

    عجولانه واکنش نشان ندهید
    حتی اگر فرد بیسار حساس و زود رنجی هستید و فرد معتاد سعی در جریحه دار شدن احساسات شما کرد، از واکنش نشان دادن و برخورد عجولانه با فرد معتاد خودداری کنید. بهتر است مدتی صبر کنید تا آرامش خود را به دست آورده و سپس با عزیز معتادتان به گفتگو بنشینید. اول اطمینان حاصل کنید که خودتان درگیر احساساتی مثل خشم و سرخوردگی نیستید، و حرف هایی که می زنید نه از روی احساس، بلکه از روی منطق و بر اساس واقعیات است، سپس اقدام به صحبت کردن کنید. هر چقدر که آرامش خود را بیشتر حفظ کنید، امکان موثر واقع شدن حرف های شما بیشتر می شود. بروز دادن خشم و یا بحث و جدل با فرد معتاد در واقع نشان می دهد که شما نیز در دام ثاثیرات بیماری اعتیاد گرفتار شده اید. تنها با حفظ آرامش است که می توانید در صحبت های خود با فرد معتاد به نقاط مشترکی رسیده و احتمالا نتایج مطلوبی به دست بیاورید.

    از افراط خودداری کنید
    برخورد منفی با فرد معتاد باعث می شود تا دورنمای بهبودی وی از بیماری اعتیاد تیره تر شود. موقع صحبت کردن با افراد معتاد از به کار بردن کلمات تند و زننده ای همچون هرگز، همیشه، تا پایان عمر و… خودداری کنید، چون این گونه عبارت ها و قضاوت ها، پیش گویی های بیهوده ای بیش نیستند. برای مثال از به کار بردن جملاتی چون “تو هیچ وقت به جایی نخواهی رسید” یا اینکه “هرگز پاک نخواهی شد” جداً پرهیز کنید، چون به زبان آوردن این گونه جملات باعث می شود تا فرد معتاد بیشتر در نا امیدی فرو برود و دلیل بیشتری برای ادامه مصرف مواد پیدا کند. در این شرایط او تلاش می کند تا حالت دفاعی به خود بگیرد. سعی کنید به مشکلات و ناراحتی های گذشته اشاره ای نکنید و فقط درباره مسائلی که امروز و هم اکنون شما را آزار می دهند با وی صحبت کنید. معمولا اشتباه اعضای خانواده این است که مسائل و مشکلات را نادیده گرفته و بیان نمی کنند، ولی آرام آرام آنها را در درون خود جمع می کنند، و بعد هنگام بحث در مورد یک موضوع کوچک به شدت از خود واکنش نشان داده و مانند یک بمب منفجر می شوند و همه رنجش ها و ناراحتی های گذشته را به یکباره بر سر فرد معتاد خالی می کنند.

    وقتی که معتاد نشئه است با او صحبت نکنید
    تلاش کردن برای گفتگو با فرد معتادی که در حالت نشئگی است، مانند صحبت کردن با یک دیوار است و هیچ نتیجه ای جز شکست ندارد. این احتمال نیز وجود دارد که گفتگو کردن در این شرایط به بحث و جدل یا درگیری و خشونت ختم شده و شما را با خطر مواجه کند. به خودتان یاد آوری کنید که صحبت کردن با یک معتاد در حال نشئگی، مانند حرف زدن با هیولای اعتیاد است. این هیولا نه تنها گوش شنوایی ندارد، بلکه شما را هم به مرز جنون و دیوانگی می کشاند. بنا براین جهت سلامتی روحی خودتان هم که شده بهتر است صبر کنید تا آنها از حالت نشئگی خارج شوند، چون فقط در آن صورت است که احتمال درک متقابل صحبت ها بین شما به وجود می آید.

    هدفمند صحبت کنید
    اگر موضوعی وجود دارد که می خواهید درباره آن با فرد معتاد صحبت کنید، درباره هدفی که از این گفتگو دارید مطمون شوید. اگر فقط به قصد خالی کردن خشم و ناراحتی خودتان با او صحبت می کنید، مطمئن باشید که به هیچ نتیجه مطلوبی نخواهید رسید. این گونه گفتگوها به هیچ وجه تغییری در رفتار فرد معتاد ایجاد نخواهد کرد.

    مسئولیت رهنمودها و اظهار نظرهای خود را بر عهده بگیرید
    سعی کنید به جای یادآوری اشتباهات و خطاهای فرد معتاد به او بگویید که رفتارش چگونه احساسات شما را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر زمان صحبت کردن با فرد معتاد جملاتتان با کلمه “شما یا تو” شروع می شود در آن صورت باید بدانید که به جای متمرکز شدن روی خودتان، همه حواس و توجه خود را روی خطاها و اشتباهات فرد معتاد متمرکز کرده اید. برای آغاز کردن صحبت با یک معتاد بهتر است ابتدا درباره خودتان صحبت کنید و به او بگویید که بیماری اعتیاد او چگونه زندگی سایرین را نیز تحت تاثیر قرار داده است. برای مثال نگویید که: “تو باعث شدی که…” بلکه اینطور آغاز کنید: “من احساس می کنم که…” یا بگویید: “با این طور رفتارها زندگی من در چنین وضعیتی قرار گرفته…”. از دیدگاه روانشناسی وقتی شما در باره نوع احساس خود با فرد معتاد صحبت کنید، امکان اینکه او به سخنان شما توجه کند بیشتر است. سخنان شما نباید به گونه ای باشد که فرد معتاد احساس کند که عامل همه بدبختی ها و مشکلات زندگی شما است.

    سعی کنید تا فرد معتاد منظور شما را به خوبی درک کند
    بعد از صحبت کردن با فرد معتاد، همیشه در انتها از او بپرسید که آیا متوجه حرف های شما شده است یا خیر. بیشتر اوقات ما حرف های خودمان را می زنیم و تصور می کنیم که طرف مقابل نیز حرف های ما را فهمیده است؛ در حالیکه ممکن است او دچار سوء تفاهم شده و یا منظور ما را به درستی درک نکرده باشد. برای اینکه مطمئن شوید که فرد معتاد متوجه حرف های شما شده است بهتر است در پایان حرف هایتان از او بخواهید تا برای جمع بندی کردنگفته های شما را بازگو کند. زمانی که مطمئن شدید که فرد معتاد به خوبی متوجه سخنان شما شده است، به او نیز اجازه بدهید تا حرف خود را بزند و نظراتش را با شما در میان بگذارد. با این کار، او احساس خواهد کرد که شما برای او و نظراتش اهمیت قائل هستید. این کار باعث می شود تا احساس خوبی به او دست داده و بهتر به حرف های شما گوش کند و رفتار منطقی تری از خود نشان دهد. سعی کنید در صحبت هایتان درباره فرد معتاد هیچ گونه قضاوتی نکنید. البته این کار بسیار دشوار است چون آنها پیش از این بارها به شما دروغ گفته و قول های بی ارزشی داده اند، اما این احتمال وجود دارد که بلاخره یک بار زمانی که شما بدون قضاوت کردن درباره او حرف زدید و به حرفهای او گوش کردید، سرانجام متوجه شود که اعتیاد چه بلایی بر سر او آورده است و چشمانش را بر روی وضعیت حقیقی خود باز کند.
    ٢. ضد و نقیض گویی ها را یادآوری کنید
    هدف از صحبت کردن و رهنمود دادن، در واقع کمک به فرد معتاد برای بیرون آمدن از انکار بیماری اعتیاد است. معتادان به علت گرفتار شدن در چنگ بیماری اعتیاد، نمی دانند که چه صدمات و آسیب هایی به خود و اطرافیان خود وارد می کنند. اما شنیدن تاثیرات و پیامدهای ناگوار بیماری اعتیاد از زبان یکی از عزیزانشان، ممکن است بالاخره آنها را با حقیقت رو به رو کرده و باعث شود تا از انکار کردن بیماری خود دست بردارند.
    انتظار نداشته باشید بعد از رهنمودهای شما معجزه ای رخ دهد و یک شبه عزیز معتادتان تصمیم به ترک اعتیاد بگیرد. حتی در صورتی که شما همه توصیه های ارائه شده را به کار گرفته و صحبت کردن با او را آغاز کنید، با فردی روبرو هستید که جسم و روان او به شدت تحت تاثیر بیماری اعتیاد قرار گرفته است. با خود فکر نکنید که چون شما روش مناسبی برای گفتگو با فرد معتاد و ترغیب وی به قطع مصرف مواد در پیش گرفته اید، او نیز همه حرف های شما را می پذیرد. تاثیرات بیماری اعتیاد بسیار گسترده است و بیشتر اوقات معتادان برای حفظ و ادامه دادن مصرف مواد، از انواع ترفندها و حیله های ممکن استفاده می کنند. به هر حال امیدوار باشید و فراموش نکنید که برای موفق شدن در راهی که در پیش گرفته اید نیاز به صبر و آرامش، و پذیرفتن واقعیت ها دارید. همان طور که عزیز معتاد شما یک شبه به بیماری اعتیاد مبتلا نشده است، یک شبه هم بهبود نخواهد یافت. کمترین نتیجه ای که این روش ارتباط برقرار کردن به همراه دارد، این است که دیگر اجازه نخواهید داد تا بیماری اعتیاد شما را مغلوب خود کند و شما علیرغم زندگی کردن در کنار یک فرد معتاد، زندگی سالم تر، و آسوده تری را تجربه خواهید کرد.
    همیشه واقعیت را بگویید، اما با سیاست و ملایمت با فرد معتاد حرف بزنید. به جای اینکه در واکنش های خود به سخنان فرد معتاد حالت تدافعی بگیرید و نشان دهید که حق با شما است، سوالاتی مطرح کنید تا او به ضد و نقیض بودن حرف های خود پی ببرد. سوالاتی از قبیل: چطور ممکن است؟ یا منظور شما چیست؟ باید بدانید که اگر گفتگوی شما با فرد معتاد به مشاجره کشیده شود، هیچ چیز نصیب شما نخواهد شد. چون صحبت هایی که با مشاجره همراه باشد باعث خواهد شد که فرد معتاد همچنان وجود مشکلات را انکار کرده و بار دیگر در کشمکش با شما پیروز شود، زیرا این بیماری بر اثر هیجانات روحی و روانی شدت پیدا می کند.
    هدف نهایی شما این است که فرد معتاد را به سمت پذیرفتن این واقعیت که مشکلی به نام اعتیاد دارد پیش ببرید. از آنها بپرسید نظرشان درباره شرایطی که در آن قرار دارند چیست و اینکه ریشه اصلی مشکلات آنها در کجاست؟ از بیان کردن اینکه برای قطع مصرف مواد باید چه کارهایی باید انجام دهند خودداری کنید، چون این روش آنها را به انجام کاری که به آن تمایل ندارند وادار کرده و باعث مخالفت و مقاومت کردن آنان می شود.

    ٣. مسئولیت تصمیم گیری را به آنان بسپارید
    افراد معتاد معمولا دیگران را مسئول مشکلات و گرفتاری های خود معرفی می کنند. اگراز یک معتاد سوال کنید که چطور شد که معتاد شدید، برای شما هزاران دلیل می آورد تا ثابت کند خودش در این رابطه مقصر نیست و این رفتارهای دیگران است که باعث معتاد شدن او شده است. بیشتر معتادان از نداشتن اعتماد به نفس رنج می برند. آنها احساس خوبی درباره خودشان ندارند و دیگران را مسئول همه مشکلاتی می دانند که در آن گرفتار شده اند. آنها با انداختن مسئولیت بدبختی و مشکلات خود به گردن دیگران سعی می کنند تا اعتیاد خود را توجیه کرده و به مصرف خود ادامه دهند.
    اعضای خانواده می بایست از این ترفند و حیله معتادان، یعنی مقصر دانستن اعضای خانواده برای معتاد شدنشان آگاهی داشته باشند. ضمنا باید بدانند این یک واقعیت انکار ناپذیر است که هیچ کس نمی تواند فرد دیگری را به اعتیاد بکشاند و به همین علت اعضای خانواده نباید خود را در رابطه با معتاد شدن عزیزشان گناهکار و مقصر بدانند. پذیرفتن این واقعیت به خانواده فرد معتاد کمک خواهد کرد تا در برخورد با او، از خود قاطعیت نشان داده و تسلیم توجیه ها و مسئولیت گریزی های او نشوند. وقتی فرد معتاد به این نتیجه برسد که نمی تواند با دلیل تراشی اعضای خانواده را مسئول اعتیاد خود بداند، احتمال اینکه خودش تمایل به پاک شدن پیدا کند بیشتر می شود.
    برقراری ارتباط موثر با فرد معتاد تنها با صحبت کردن با او ایجاد نمی شود، بلکه باید به سخنان او نیز گوش داد. از فرد معتاد صادقانه درباره خودش و اعتیادش سئوال کنید. اجازه بدهید تا او به زبان خودش به شما بگوید که چرا مواد مصرف می کند. زمانی که فرد معتاد ببیند کسی به حرف های او گوش می دهد، احساس بهتری پیدا کرده و و ذهنش بیدار می شود. واقعیت این است که معتادان تنها پس از پذیرفتن شرایطی که در آن قرار دارند، می توانند فرایند بهبودی خود را آغاز کنند. در این میان، اعضای خانواده می توانند با ایجاد یک ارتباط سالم و اثرگذار، و در پیش گرفتن رفتارهای صحیح و به دور از احساسات، به پاک شدن فرد معتاد کمک کنند. اما درنهایت این خود فرد معتاد است که باید برای بهبودی تمایل نشان داده و اقدامات لازم برای رهایی از چنگ اعتیاد را انجام دهد.
    وقتی که فرد معتاد در جمع اعضای خانواده حاضر می شود، هریک از آنها برای حل مشکلات و نجات دادن او از چنگ اعتیاد، انواع نصیحت ها و توصیه ها را مطرح می کند. علت نصیحت های آنان این است که تصور می کنند اعتیاد نوعی ضعف شخصیتی یا مشکل رفتاری است و آنها می توانند با اقداماتی که پیشنهاد می دهند، این نقاط ضعف را برطرف کنند. همین تصورات غلط درباره بیماری اعتیاد است که در نهایت باعث می شود تا همه تلاش های آنان با شکست مواجه شده و خشم و سرخوردگی آنان بیشتر شود. در این مرحله زندگی خود آنها نیز بر اثر بیماری اعتیاد نابسامان و آشفته شده و اداره آن از دستشان خارج می شود، به همین دلیل آنها فرد معتاد را مقصر و مسئول این وضعیت تصور کرده و او را گناهکار می دانند. اما چنانچه اعضای خانواده بدانند که اعتیاد نوعی بیماری است و آنها در برابر این بیماری کاملا ناتوان هستند، در آن صورت راه و روش برخورد با فرد معتاد را به طور کلی تغییر خواهند داد. پس از این تغییر دیدگاه، آنها دیگر برای نجات او به نصحیت کردن متوسل نخواهند شد و در نتیجه احساس شکست، نفرت، سرزنش و گناه نیز به آنها دست نخواهد داد. با شناخت ماهیت بیماری اعتیاد، آنها متوجه خواهند شد که برای تشویق کردن عزیزشان به پاکی، از چه روش های سالمی می توانند استفاده کنند. آن زمان است که اعضای خانواده خود می فهمند که تحت تاثیر بیماری اعتیاد قرار گرفته اند و رفتار خودشان نیز آزار دهنده و ویرانگر شده است. وقتی که اعضای خانواده به ناتوانی خود در برابر بیماری اعتیاد پی ببرند، می توانند مسئولیت رفتارهای خودشان را بر عهده گرفته و برای سر و سامان دادن به زندگی خود، از برنامه های دوازده قدمی حمایت از خانواده معتادان استفاده کنند. با پیروی از ابزار بهبودی که در این انجمن ها ارائه می شود، اعضای خانواده می توانند طوری با فرد معتاد صحبت کنند که او را به جای حمایت ناسالم به پاک شدن و رهایی از چنگ بیماری اعتیاد ترغیب و تشویق کنند. قبول کردن و پذیرفتن این واقعیت که اعضای خانواده نیز در برابر بیماری اعتیاد ناتوان هستند باعث خواهد شد تا آنها آگاهی بیشتری پیدا کنند و بتوانند زندگی بهم ریخته خود را دوباره سر و سامان دهند و اجازه ندهند که اعتیاد عزیزشان زندگی آنان را به تباهی بکشد. آنها متوجه خواهند شد که در زمینه کمک به عزیزشان برای بهبودی از بیماری اعتیاد کار چندانی از دستشان ساخته نیست و اجازه خواهند داد تا فرد معتاد عواقب بیماری اعتیاد خود را تجربه کند. انجام این کار بسیار مشکل می باشد چون اعضای خانواده فرد معتاد، به طور غریزی تلاش می کنند تا برای نجات عزیز معتادشان، هر کاری که از دستشان ساخته است راانجام دهند. اما بدون هیچ شک و تردیدی باید بپذیرند که نه آنها و نه هیچ کس دیگری قدرت آن را ندارد که برای زندگی دیگران تعیین تکلیف کرده و از آنها بخواهد تا مسیر زندگی خود را تغییر دهند.

    مبانی اولیه ارتباط با معتاد
    در این قسمت چند نکته مهم و ساده را یادآور می شویم که بهتر است هنگام گفتگو با یک معتاد، آن ها را به خاطر داشته باشیم:

    ١) بپذیرید که عزیز شما از بیماری اعتیاد رنج می برد و قدرت انتخاب و کنترل مصرف مواد را از دست داده است.
    ٢) هر چند که دیدن عذاب کشیدن عزیزتان برای شما بسیار ناراحت کننده است، اما باید بگذارید تا او عواقب اعتیاد خود را تجربه کند، چون در این حالت احتمال تمایل به پاک شدن او بیشتر است.
    ٣) باید بدانید که عزیز شما ممکن است از مصرف مواد دست بر ندارد و برای ادامه اعتیاد خود به هر شیوه ای متوسل شود.
    ۴) حق دارید که از بابت معتاد شدن عزیزتان نگران باشید، اما باید بدانید که او برای بهبودی از این بیماری باید رنج و عذاب زیادی را تحمل کند.
    ۵) در برخورد با آنها رفتاری صبورانه در پیش بگیرید. باید بدانید شما از آنها می خواهید از عادتی دست بردارند که یک عمر با آنها بوده است. دست برداشتن از اعتیاد به زمان نیاز دارد و یک شبه امکان پذیر نمی باشد.
    ۶) وانمود نکنید که رفتارهای ویرانگر آنها را درک کرده و نادیده می گیرید، اما از انتقاد کردن از آنها به خاطر رفتارشان نیز خودداری کنید و سعی کنید تا صحبت های شما به بحث و جدل تبدیل نشود.
    ٧) از سرزنش کردن و یا حمله کردن به آنها خودداری کنید؛ اما ضد و نقیض بودن حرف ها و کارهایشان را به آنها یادآوری کنید.
    ٨) از دستور دادن، تهدید کردن، التماس کردن، رشوه دادن، تشویق کردن، یا مجبور کردن آنها به انجام کاری خودداری کنید. این گونه رفتارها باعث می شود تا اعتیاد فرد معتاد شدت بیشتری پیدا کند.
    ٩) به جای اینکه به آنها امر و نهی کنید، از آنها بخواهید تا با شما در باره آنچه در ذهنشان می گذرد صحبت کرده و احساسات خود را برای شما بیان کنند.

  23. فاطمه می‌گه:

    بنده خوب خدا…
    شما چقدر خوب و قشنگ حرف میزنی!
    همش به دلم نشست.
    خدا پشت و پناهت خواهری..
    ان شالله تا همیشه غرق در شادی و آرامش باشی.

  24. اطلسی می‌گه:

    سلام به همگی/همیشه فکر میکردم اینده ی خوبی میسازم,اما الان …/خوشبحالتون شما خوشبختین میدونید پدرتون اعتیاد داره, وعصبانیتش به این دلیله,خوشبحالتون پدر تون غیرت داره/پدرم معتاد نیست اما:'(اینها چیزهای هست که میتونید شکر کنید/حال خودتون خوبه/دیدن بی تفاوتیهاش خیلی سخته واینکه هیچکس انگاری مثل تونیست,وبودن ادم های که غرق در توجه ومحبت پدرن,میدونم از این بدتر هم میتونه باشه,اما من دیگه جز رفتن از پیشش وخوب شدن حالم در حال حاضر ارزو دیگه ای ندارم وشب وروز به پول فکرمیکنم/حرف اخر :خوشبحالتون پدرتون اعتیاد داره اما غیرت داره

    • پریچهر می‌گه:

      اطلسی جون شما فقط و فقط شرایط خودت رو ببین وبا هیچ کس زندگیتو قیاس نکن یقین داشته باش بدتر از شرایط تورو هستن کسایی که داشته باشن و خودتون بدبخت ترین آدم کره زمین ندون.

      بعد سعی کن رمز پذیرش مشکلات رو از داداش رضا یاد بگیری وقتی هم یاد گرفتی به منم بگو.
      خدا پشت و پناهت.

    • بنده خدا می‌گه:

      اطلسی عزیز سلام…
      عزیزم خدانیاره روزی که دلت برای همین پدر تنگ بشه و نباشه…دوست خوبم…تو خوب باش…خدا کمکت میکنه…من شک ندارم دختری وجود نداره که بخواد نجیب باشه و خدا کمکش نکنه…حتی کسی ک پدر و خانواده اش میفروشنش راه فرار *قانونی *داره و کلا عقدی ک بی رضایت باشه باطله….مشکلتو کامل نگفتی عزیزم اما بدون راه خدا پیروزه…چون راه حقه…منم به خاطر حجابم خیلی سختیا کشیدم واز سرم روسری کشیدن…اما یادت نره چیزی که تو رو نکشه تو رو قوی تر میکنه…منم تو جایی بزرگ شدم ک تشویق به رقصیدن جلوی نامحرم بود اما دلیل بر بیغیرتی ندونستم…دلیل بر انحراف فکری دونستم و به جای کنار کشیدن دلم سوخت براشون . حتی شده با سختی راهمو ادامه دادم…تو خووب باش …خدا خودش پشتته…

      • اطلسی می‌گه:

        سلام دوستای گلم.من بحثم حجاب وچادر نبود ,خیلی چیزا هست که غیرتو در برمیگیره,داداش گفتن خدا رو بنده هاش حساس دوست نداره دخترا جوری بیان بیرون و…../اینو خیلی قشنگ درک کردم.همیشه با وجود تمام کمبود هام ازم مراقبت کرده,دوستش دارم چادرم رو چون غیرتو محبت خدارو دیدم با یه اتفاق خاص/فقط وفقط فقط فقط دلم نمیخاد بخاطر شاد نبودنم,وخیلی چیزهای دیگه ,بقیه از دین بدشون بیاد,بگن چادریا اینطورین,نمیخام کسی رو از دین زده کنم,,گاهی تمام تلاشت رو میکنی اما واقعا نمیشه فیلم بازی کنی.گفتی تو چه شرایطی هستی واسه حجابت بهت تبریک میگم اینقدر محکمی, شاید من بودم کنار گذاشته بودم,همیشه شما وتمام دوستان موفق باشید.

  25. Bahar می‌گه:

    ســــــــــلام

    من فقط امیــــــــــــدوارم که پــــدر مـــــهربان و دلســــوزی برای بچه هات باشی …

    نه تنهااااااااا شماااااااااا بلکه تمامی اونایی که شماااااااااا به اسم داداش صداشون میزنی …

    تا هیچ وقت دخترت یا پسرت به خاطر تووووووووو اشکاش نریزه …

  26. مسافر می‌گه:

    سلام به همه بچه های سایت من الان پست خوندم برادر من 12 سال اسیر مواد مخدر بود همه چیزش ازدست داد تا این که سال 91 عنایت خداوند شامل حالش شد و من تو جمکران از آقا امام زمان (ع) خواستم بعد از 20 روز یه شب خودش مادرم صدا زد و گفت میخواد ترک کنه خودشم امام رضا (ع) صدا زده بود ما بردیمش کانون ترک اعتیاد بعدشم معرفی شد به انجمن معتادان گمنام خدا رو شکر الان خودش راهنما واسه بقیه معتاداست اوایل یه بار لغزش کرد ولی زود برگشت خدا رو شکر الان ازدواج کرده
    بچه ها فقط متوسل به امام زمان و و اءمه اطهار بشید خودشون حل میکنن در ضمن این انجمن معتادان و اون جلسات که تو کل دنیا بصورت خودجوش از طرف خداوند متعال داره اداره میشه خیلی خیلی موثره چون همه بصورت زنجیروار به هم وصل اگه یکی رو تو جلسات NAنبینن زدود میرن احوالشون میپرسن
    من از صیم قلب همتون بعد از نمازهام دعا میکنم انشالله مشکل همه بچه ها حل بشه
    یاعلی مدد.

  27. مسافر می‌گه:

    سلام به همه بچه های سایت من الان پست خوندم برادر من 12 سال اسیر مواد مخدر بود همه چیزش ازدست داد تا این که سال 91 عنایت خداوند شامل حالش شد و من تو جمکران از آقا امام زمان (ع) خواستم بعد از 20 روز یه شب خودش مادرم صدا زد و گفت میخواد ترک کنه خودشم امام رضا (ع) صدا زده بود ما بردیمش کانون ترک اعتیاد بعدشم معرفی شد به انجمن معتادان گمنام خدا رو شکر الان خودش راهنما واسه بقیه معتاداست اوایل یه بار لغزش کرد ولی زود برگشت خدا رو شکر الان ازدواج کرده
    بچه ها فقط متوسل به امام زمان و و اءمه اطهار بشید خودشون حل میکنن در ضمن این انجمن معتادان و اون جلسات که تو کل دنیا بصورت خودجوش از طرف خداوند متعال داره اداره میشه خیلی خیلی موثره چون همه بصورت زنجیروار به هم وصل اگه یکی رو تو جلسات NAنبینن زدود میرن احوالشون میپرسن
    من از صمیم قلب همتون بعد از نمازهام دعا میکنم انشالله مشکل همه بچه ها حل بشه
    یاعلی مدد.

  28. پریسا می‌گه:

    سلام بنده خدا واقعا گل کاشتی حرفات خیلی آرومم کرد منم میخوام یا علی بگم و بابامو نجات بدم بابامو خیلی دوس دارم ولی تا حالا ی کلمه بهش نگفتم دوسش دارم دعا کنید موفق بشم ب امید روزی ک همه این بیمارا خوب بشن اجزتون با اقاصاحب زمان
    یا علی

  29. Fatima می‌گه:

    سلام…
    یه سلاااااااام مخصوص هم به بندهٔ مهربون خدا…
    چقدقشنگ حرف می زنی…حرفات آرام بخشه…
    باشماموافقم!
    امام علی علیه السلام بابای تمام کسانیست که باباندارند…
    مررررررسی?

  30. یه بنده خدایی می‌گه:

    منو بگو که فکر میکردم خیلی سختی میکشم واقعا شماها صبر بزرگی دارین و دلی بزرگ من خوشبختانه هم بابام خوش اخلاقه هم مادرم ولی فقط یه چیز آزارم میده اونم اینه که مادرم خیلی حرس میخوره خییییلی همیشه اضطراب داره خودشو به خاطر هیچ از بین میبره به خودش نمیرسه همیشه برای اینو و اون کار میکنه اصلا عذت نفس نداره منم ناراحت میشم وقتی میبینم اینطوره و حرس میخورم ولی خوب چه فایده ای داره حرس خوردن من فقط باید صبر کنم و کمکش کنم شاد باشه وگرنه هم خودم از بین میرم هم مادرم خیلی دوسش دارم In Love
    میخوام شاد باشه به خودش برسه لباس خوب بپوشه اخه‌از همه دلسوز تره و بیشتر حرس میخوره ولی خب مردم کسایی رو که به خودشون نمیرسن دوس ندارن و کار ندارن طرف چقدر زحمت میکشه
    در واقع اول باید خودتو دوست داشته باشی تا بقیه دوستت داشته باشن
    خدا رو ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ مرتبه شکر که پدر و مادر خوبی دارم مشکل از منه احمقه که قدرشونو نمیدونم Cry

    خدایا کمکم کن‌ کمکشون کنم

  31. معصومه می‌گه:

    واقعا یه الگویی هستی برای کسایی که وقتی یه مشکل خیلی بی اهیت دارن با خدا قهر میکنن و نماز و روزه رو میزارن کنار.
    بهت افتخار میکنم از ته ته ته دلم.
    امیدوارم تو لحظه به لحظه زندگیت خدا پیشت باشه و یاریت کنه.
    خدا قوت داداشی.

  32. باران می‌گه:

    خب ببینید این حرفا درست ولی من هرچقدر تلاش کردم هیچ تاثیری توی ترک پدرم نداشتم چراک چیزی حدود۲۵ساله معتاد ب مصرف تریاکه.و خب چیزی ک برای من‌سخته اینه ک همیشه ب این فکرمیکنم ک چرا منه دختر۱۷ساله ازروزی ک بدنیا اومدم تا اخر باید همچین مشکلیوتحمل کنم.بخدا خجالت کشیدن از اونایی ک میدونن خیلی سخته اونم برای فردی مثه من که جایگاه اجتماعی برام اهمیت بالایی داره و ب سبب اینکه تو مدرسه ی فرزانگان هستم‌نودونه درصد خانواده ها سطح اجتماعی و فرهنگی بالایی دارن و خب این خلا برای من همیشه سبب ناشکری شده هیچ وقت دلم‌صاف نشده.دعاکنید خدا کمک کنه و ارامش از دست رفته رو بهم برگردونه

دیدگاه خود را بیان کنید


دونستن قدرت نیست !!! عمل کردن به دونسته ها قدرته

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی كه تغییر دهم آنچه را که میتوانم

و دانشی كه تفاوت این دو را بدانم

آمین... ♥♥

lk ♥♥ خدایا ! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم ♥♥