مشکل در ارتباط با پدر و مادر

مشکل در ارتباط با پدر و مادر

سلام دوستای خوبم

چند تا ایمیل داشتم که یه مشکل اساسی داشتن

میگفتن رضا ؟ ما میخوایم چهل روز به پدر مادرمون محبت کنیم اما پدر و مادرمون ادم نیستن !

میگفتن اینا اعصاب ندارن و بد اخلاقن

من همه شمارو درک میکنم..

بخصوص اینکه اگه پدر ادم بد اخلاق باشه باید سیفون کشید تو اون زندگی

اما بچه ها ما اینجا نیومدیم غر بزنیم…

ببین دوست خوبم …ما میخوایم این زندگی لعنتی رو تغییر بدیم…غیر از اینه…

ما باید کم کم کاری کنیم که الفت و عشق وارد زندگی بشه..این زمان میبره…من آدمی نیستم که حرف بزنم و راهکار ندم..

اینجا روز سخنم با کساییه که پدر و مادرشون براشون هیچ کاری نکردن و اصلا هم مهربون نیستن…

میخوای زندگیتو تغییر بدی ؟

میخوای با پدر و مادرت بشینی و بخندی و از زندگیت لذت ببری ؟

الان شاید یکی بگه رضا ؟ مگه نشستن کنار بابا یا مامان کاری داره؟

بخدا برای خیلی از آدما سخته…

ببین ؟ الان دیگه مثل قبلا نیست که…شاید در طول روز 20 دقیقه هم مامان باباتو نبینی…تازه تو اون 20 دقیقه هم شاید با سرزنش و بی مهری مامان یا بابا مواجه بشی…

حقیقتا بعضی پدر و مادرا اصلا تربیت فرزند بلد نیستن..اما دوستای خوبم جون عزیزت بهونه نیار

خداشاهده وقت اینکه بشینی ناراحتی کنی و از پدر و مادرت ایراد بگیری گذشته…شاید بگی رضا ؟ بابام اصلا آدم نیست..اصلا هیچی حالیش نیست..شاید بگی رضا ؟ مامانم همش تو آشپزخونست یا همش بیرون..شاید بگی نمیشه و هزار تا بهونه دیگه که اکثرا اونایی که با مامان باباشون بدن میارن..

درسته ..بازم میگم…تو حق داری که از دست خونوادت ناراضی باشی…

.پدر و مادری که بد باشن و بد اخلاق میرن جهنم…ایا حاضری مامان یا بابایی که الان پیشتن برن جهنم ؟ چون اون دنیا خدا به مامان بابات میگه چرا یه بارم به بچت نگفتی دوست دارم که افسرده نشه؟ ای کاش مثل این خارجی ها بودیم..

ما همش بلدیم عرق خوری شونو تو تلوزیون نشون بدیم و اینکه همش میرقصن و سر لختن…

بابا درسته اینا خیلی راحت زندگی میکنن اما خیلی راحت مهر ورزی میکنن…دقت کردی ؟ مامانشونو بوس میکنن …و خیلی با احترام حرف میزنن…اما اینجا تو مملکت شیعه ادم روش نمیشه به مامانش بگه : مامان ممنونم …همین !

خب من یه برنامه ای برای خودم ریختم … میخوام شما هم ببینید و نظرتونو بگید…

..

.

 

برنامه ریزی من درچهل روز محبت به پدر مادر

 

از روز یکم تا دهم :

تو این مرحله برای شروع همین که وارد جدل و کلکل نشم کافیه..یعنی باهاشون پرخاشگری نکنم و صدامو بالا نبرم و قاطی نکنم

..

.

از روز دهم تا بیستم :

شبا یه ساعت بشینم کنارشون …حرف زدن مهم نیست فقط بشینم …. و همینطور هر وقت خواستم برم بیرون و بیام خونه سلام خداحافظی کنم

..

.

از روز بیستم تا سی ام :

یه ساعت بشینم کنارشون با این فرق که باهاشون حرف بزنم ایندفعه…و هرجا خواستم برم بهشون بگم

 

..

.

از روز سی ام تا چهلم :

تو این مرحله دنبال بهانه باشم برای تشکر کردن از مامان بابا…مثل بعد غذا یا هر چیزی….بیرونم رفتم گزارش بدم کجا رفتم

 

..

.

این برنامه من در چهل روز محبت به پدر مادر بود…خوشحال میشم نظرات خودتونو بگید …

یه تبصره: اگه مامان بابات چیزی گفتن با احترام جواب بده اما دیدی داره جدل میشه دیگه سکوت

..

.

اینو مثل مدرسان شریف به خودتون گوشزد کنید…

میخوای چکار کنی ؟

محبت به والدین

چیکار ؟

محبت به والدین

چرا؟

محبت به والدین

کجا ؟

محبت به والدین

ها ؟

محبت به والدین

چی ؟

محبت به والدین

کی؟

محبت به والدین

Smile

راستی ؟ به نظر شما کسی که میخواد از صفر شروع کنه محبت به پدر مادرشو از کجا شروع کنه که سختش نباشه ؟ لطفا همه نظر بذارن ..جوابش برام مهمه

..

.

در تاريخ ۰۵/آذر/۱۳۹۴ ۳۶ دیدگاه برچسب ها : ،،

نوشته شده توسط داداش رضا

سلام مهربون . به سایت توبه و ترک گناه خوش اومدی..من رضا هستم اما بچه های سایت چون به من لطف دارن منو داداش صدا میزنن...خوش اومدی به سایت خودت..میخوام یه حرفیو بزنم از ته دلم...میدونی چیه ؟ هممون تو گذشتمون اشتباهاتی مرتکب شدیم..اما نباید نا امید باشیم .. ببین؟ شده به گناه هات فکر کنی؟ شاید وقتت پر باشه و کلا نتونی به یاد بیاری....اما تاحالا به پشیمونی بعد گناه فکر کردی ؟ شاید بگی داداش رضا من بار ها توبه کردم و توبه شکستم...میخوام توبه کنم اما سخته نمیتونم...جواب من : نگران نباش ! این سایت دقیقا برای همین ساخته شده که به تو امید و انگیزه بده برای تغییر ...باور کن هنوزم دیر نشده ! تو اراده کن باقیش با خدا...به سایت خودت خوش اومدی...من و همه بچه های سایت ورودتو به این سایت تبریک میگیم و از خدا میخوایم که همیشه پاک و سلامت باشی...سایتمونو دنبال کن 40tobe.com

وبسایت
 

خداوندا ؟

آنقدر من را قوی کن

که با قوی ترین دشمنم که خودم هستم

روبه رو شوم...

آمین ♥

۳۶ ديدگاه

  1. بنده خدا گفت:

    سلام.داداش رضا راهکار شما خوبه.من برای اینکه رابطه ام با مامان و بابام خوب بشه.اول رفتم ی هدیه خیلی کوچیک برای مامان و بابام خریدم.من هر وقت پدرم خسته از بیرون میاد ی استکان چای لب سوز بهش میدم.تو کارهای خونه به مامانم کمک میکنم.با مامانم هفته ای یکبار پیاده روی میریم. Smile

  2. پریا گفت:

    داداش شما چقد خوبید همه جوره هوامونو داری..که کارمونو راحت تر کنید…
    ی سوال …. داداش به نظرت خداجون به ما هدیه ی تولد میده اگه ی چیزیو ازش بخوایم…صددرصد بهمون میده؟ یا میشه ازش بخوایم که پیش پیش هدیمونو بهمون بده؟
    تا حالا به اینا فکر کردین؟

    • این همون تجارت با خداست دیگه…همون بحث ثواب داره…

      • پریا گفت:

        ولی داداش کاش اینجوری بود… خدا تو روز تولدمون …قول یکی از خواسته هامونو بهمون میداد… خیلی خوب میشد…
        داداش من دوست داشتم خدا باهامون حرف بزنه … دوست داشتم وقتی باهاش حرف میزنم جوابمو بده میدونم جواب میده ولی کاش درکش میکردم…
        دوست داشتم وقتی که ی چی ازش میخوام و دعا میکنم…بهم بگه که کمکم میکنه یا نه…. واین خواستم به صلاحمه یا نه.. که کمتر انتظار بکشم … داداش من اصلا صبور نیستم …
        خیلی وقتا اینجور فکرایی به ذهنم می یاد و میترسم که اینم ی جور گناه به حساب بیاد… داداش من خیلی آدم احساسی هستم…

  3. من گفت:

    خیلی ممنون از راهکارتون
    سعی میکنم اگه احساس ناراحتی کردم فقط سکوت کنم
    من سخت ترین مورد برام اینه که بگم کجا میرم کجا نمیرم اصلا از این کار خوشم نمیاد
    خیلی بدم میاد سوال کنن کجا میری اصلا نمیتونم تحمل کنم
    آخه کجا را دارم برم جایی نمیرم که بخوام توضیح بدم
    ولی سعی میکنم تحمل کنم و تا اونجا که میتونم بگم کجا میرم
    یعنی واقعا نیازه بگم کجا میرم ؟
    مثلا بگم رفتم سوپری نوشابه خریدم وای عجب کار سختی

  4. me گفت:

    پیشنهاد خصوصا واسه اونایی که از صفر شروع میکنن:
    رفتی تو آشپزخونه چیزی بخوری مثلا پرتقال،
    ازشون میپرسی میخورین بیارم براتون؟
    خلاصه که تنها تنها میان وعده هات و نمیخوری میگی دورهم باشیم بیشتر مزه میده.. باعث میشه بیشتر بهم نزدیک بشین…
    یا میخوای بری بیرون از مامانت میپرسی چیزی میخوای بخرم برات؟
    مامان ها پسرای این مدلی رو دوست دارن:)

  5. من گفت:

    خب مگه من از بابام میپرسم کجا میری هر روز صبح
    خب میره خرید میره پیش دوستش میره پارک میره هر جا اخه به من ربطی نداره
    این خیلی ازار میده که ادم بخواد همه چیز و توضیح بده
    ولی سعی میکنم
    اگه نگم یعنی گناه کردم ؟
    من که جای بدی نمیرم مثلا میرم کلاس یا دکتر یا پیاده روی یا آرایشگاه یا خرید …
    مثلا بگم رفتم خرید میگن چی خریدی؟ خی یه چی خریدم دیگه Smile

  6. مریم گفت:

    من با مامانم حرف بزنم محاله تو حرفامون غیبت نباشه.ده بار هم بهش گفتم
    از سکوت و حرف نزدن هم خسته میشم
    چیکار کنم Thinking

    • از فرمول جریان سازی استفاده کن..همون چیزی که من توش استادم..سریع بحث عوض کن و جریان سازی کن Smile

    • فرناز گفت:

      سلام مریم جان
      من برای این یدونه یه راهکار دارم که بیشتر مواقع جواب داده چه پیش دوستا چه مامانم
      اکثرا آدما غیبت کسی رو میکنن که ازش دل خوشی ندارند و ازش یه جورایی ناراحتن، من ازین استفاده کردم هر بار مامانم میخواد از کسی غیبت کنم میگم مامان تو مگه نمیگی فلانی آدم اینجوری ایه میخوای بعداً مجبور شی نماز روزه هاتو اعمالتو بدی بهش؟؟ میخوای بری منتشو بکشی ببخشتت؟؟ (من یکم بی اعصابم) گاهی هم که شاکی میشم میگم غیبت یکی رو بکن سرش به تنش بیارزه نخوای پس فردا منتشو بکشی..

  7. فاطمه گفت:

    سلام همه چیز به نظر کامل توضیح داده شده فقط باید همینطور با دقت انجام بشه شاید اولش یکم سخت به نظر بیاد ولی شدنیه. Yes

  8. بنده خدا گفت:

    سلام.من از اول عادت داشتم هر جا میخواستم برم از سیر تا پیازش به مامانم میگفتم. الانم همین کار میکنم.از این کارم لذت میبرم.جالبش اینه که وقتی میام خونه مامانم هر کاری که انجام داده برام تعریف میکنه. Grin

  9. z گفت:

    آغا ممنونم از اینکه دکتر حورایی رو معرفی کردید.تعدادی از کتاب ها و سی دی هاشونو تهیه کردم واقعا عالی بودن. قبلا ایشونو نمیشناختم الان میبینم که صحبتاشون خیلی بدربخور و کاربردی هست . متشکرم Rainbow Rainbow

  10. داداش رضا من هرجا بخوام برم به مامانم میگم.حتی گاهی اگه بیرون باشم و مامانم بهم زنگ بزنه بهش میگم ک کجا هستم Smile اصلا هم ازاین کار خجالت نمیکشم.یه بار یکی برگشت بهم گفت بچه ننه Neutral
    ولی من گفتم دوس ندارم وقتی نیستم مامانم دل نگرون باشه و حواسش پرت باشه…

  11. نگار گفت:

    داداش من گهگاهی برا تغییر جو خانواده مثلا به خواهر مادر پدر و… البته به شوخی یه حرفایی میزنم برا خنده یه اسم دیگه داره متلک یا تیکه اما به طوری که طرف مقابل ناراحت نشه به نظر شما این بده؟

    یا مثلا بعضی اوقات البته عمدی یه کارایی انجام میدم تا خانوادم از خنده بترکن
    یه دیونه بازیایی در میارم که نگو……
    بابام همیشه از این خوشحاله که نماز صبح خودم بیدار میشم همیشه با بابام شوخی میکنم
    و بیشتر اوقات وقتی مامانم خسته میشه پاهاشو ماساژ میدم .

    میگم داداش اگه تو این توبه با خواهر و یا برادر دعوا کردیم باید خودمونو تنبیه کنیم؟ Confused

  12. Aseman گفت:

    برنامه ریزی تون عالیه بنظرم
    من مشکلم بیشتر همین حاضر جوابیمه یعنی نمیتونم وقتی حرف نا حق میزنن جواب ندم و این باعث ناراحتیشون میشه…اما الان بهتر از قبل شدم حرفی میزنن سعی میکنم سکوت کنم‌..چون اونا به هیچ وجه حاضر نیستن حرفمو قبول کنن..واسه همین بهترین کار همون سکوته در برابرشون اینجوری حداقل دلشون نمیشکنه و منم بعدش پشیمون نمیشم…

  13. .... گفت:

    سلام داداش
    من شنیدم که میگن هرکاری برات سخته و ازش میترسی خودتو بنداز تو دل او مسئله….راست میگن…من امتحان کردم…من قبلا خیلی سختم بود مادرمو ببوسم…ولی کم کم ذهنم رو اماده کردم برای این کار…اول ذهنی این کارو میکردم….بعد کم کم تو واقعیت هم عینیت پیدا کرد…الانم که یه چیز خیلی عادی شده برام…حتی دستشم میبوسم…اونم دلش خیلی نرم شده با من…داداش اگه بدونی منو مادرم مثل کارد و پنیر بودیم….هر روز باهم دعوا میکردیم…ولی الان خیلی خوب شده…خیلی…
    مثلا شبا قبل خواب شانه هاشو یا پیشانیش رو میبوسیدم….الانم که یه مدت گذشته هم بغلش میکنم هم بوسش میکنم…اونم استقبال میکنه…دیگه خودش منو میبوسه و شدیدا ابراز احساسات میکنه….کاری که قبلا هرگز انجام نمیداد…
    در اغوش گرفتن و بوسیدن پدر و مادر شاید خیلی کار کوچیکی باشه ولی لامصب دوای هر دردیه…..خیلی محبت میاره…خیلی…

  14. من گفت:

    ?بهش فکر‌کنیم‼️

    اگه بهمون بگن بابت هر باری که میخوایم عصبانی بشیم ولی خودمون رو کنترل کنیم ۵۰۰هزار تومن به حسابمون ریخته میشه ، چی کار میکنیم؟؟??

    تا میایم عصبانی بشیم ?
    تو دلمون میگیم وایسا..تحمل کن✋
    پس ۵۰۰تومن چی میشه?

    پس سریع لبخند میزنیم و سریع بعدش میریم و‌حسابمون رو‌چک میکنیم?

    ✅اصلا شاید دنبال موقعیت باشیم که یکی عصبانیمون کنه و‌ما عصبانی نشیم تا حسابمون پر پول بشه?

    حالا یه سوال⁉️
    آیا اجری که خدا بهمون میده کمتر از پانصد هزار تومنه؟؟
    آیا پول های این دنیا با گنج های اونور قابل مقایسه اس؟!!

    ☝️این سری که خواستی عصبانی شی یاد گنج هایی که خدا میریزه به حسابت باش??

  15. نفیسه گفت:

    سلام داداشی
    خوده من از زیر صفر شاید شروع کردم اینکه اول فکر کنم اگه یه خانم و اقای غریبه بزرگم میکردن خب قطعا مدیونشون میشدم بدی هم میکردن میبخشیدم به حرمت کارایی که کردن خب ولی وقتی خودت از خون خودشون باشی کار هم اسون تره هم سخت تر
    اسونه جون بخوایم نخوایم محبتشون تو دلمون هست
    سخت اینه اگه بد باشن اگه کاری کنن حسرت به دل بمونی فقط منتظر یه محبت باشی باید احترام بذاری خدا گفته و نمیشه حرفی روش زد
    اگه این دوره هست فکر میکنم بیشتر برای اروم شدن خودمون تا رواج محبت تو خانواده
    ستون های خانواده پدر مادرن اگه تغییر نکنن کاری نمیشد کرد
    من فقط ادامه میدم برای اینکه هم حرف خدارو گوش کرده باشم هم واسه ارامش خودم که بگم من تلاش خودمو کردم
    تجربه شده برام تا مادر خوبی شم وقتی مادری انقدر بلند مرتبه هستی که بهشت زیر پامونه اما خیلیا خرابش میکنن بهشت رو دارن اما نمیدونن تو قلب کسی مادرشن عجب غمی هست
    ادم از عالم خسته شه بقیه ظلم کنن بهش بازم به اغوش پدر مادرش پناه میبره وای از روزی که از پدر مادرت خسته شی و اونا بهت ظلم کنن
    تنهای تنهایی و جز خدا کسی نیست
    من زیاد کم اوردم خوردم زمین اما همون لنگ لنگون ادامه دادو و ادامه میدم
    منم اینده دارم اگه مادر و پدر خوبی نداشتم خودم سعی میکنم مادری شم که به خودم ثابت کنم میشه بد نبود حتی اگه بدی دید
    اینو هم یگم خودتونو عقده محبت نشون ندید پیش بقیه مخصوصا کسی که مادر پدرش مثل پروانه دورشن درکت نمیکنن که هیجی بدتر هم میشی
    خدا هست شبانه روزی هست حتی وقتی که شب خواب بد میبینیو نه اغوش پدر هست نه اغوش مادر تا ارومت کنه خدا هست
    اونی که مادر پدرش فوت کردن غصه اینو دارن که کاش بودن
    اما اونی که پدر مادرش کنارشن بود و نبودشون فرق نداره و فقط پول بهت میرسه از وجودشون خیلی سخته خیلی زیاد خدا سخت تر از سخته محکمه برای تکیه کردن

  16. نفیسه گفت:

    من تا پای خودکشی هم رفتم وقتی 15 سالم بود اما هنوزم هستم
    فقط تا پاش رفتمو و گریه کردم
    از اون وقت تاحالاست که ادامه میدم اما اینم میدونم خدا هست اره
    اما زخمش شاید خوب نشه واسه همین کم میاریم ندید بگیرینش

    • پریا گفت:

      اجی نفیسه دیگه هیچوقت حرف از خودکشی نزن… میدونی حتی با فکر کردن بهش …چقدر خدا جونو ناراحت میکنی؟؟؟
      به نظر من شما برای شروع ی زندگی بهتر … میتونی هر روز که چشم باز میکنی … خدارو به خاطر همین زنگی هم که داری شکر کنی …. شکر کردن خدا خیلی برکت میاره… عزیزم من نمیدونم شما چند سالتونه… ولی با حرفات فهمیدم از زندگی راضی نیستی… هیچ میدونی شاید خدا خیلی دوست داره که هر روز میخواد امتحانت کنه؟… میدونم شاید سختته که به پدر مادرت محبت کنی …ولی این ی چهله رو تحمل بکن … بعدش میدونی داشتن پدر مادر حتی اگه بدترینش هم به نظر تو باشن چه نعمتیه… و بعد این چهل روز درکشون میکنی و قدرشونو خوب میفهمی….
      من سعی کردم حرفام راهکار باشه تا نصیحت … ولی نصیحت شد…ببخش اگه با حرفام نارحتت کردم… من قصدم کمک بهت بود …
      با آرزوی بهترینها Rose

      • نفیسه گفت:

        اجی پریا مرسی که خواستی کمکم کنی ناراحت نشدم که هیج خوشحالم میشم
        اینجا جایی که معمولا میشد همیدگرو درک کرد متفاوت هم باشیم حداقل خدامون یکیه
        من ادامه میدم تو حرفامم گفتم هرجور شده
        قضیه خودکشی هم مال وقتی بود که بجه تر بودم واسه جند ساله پیشه
        خدابزرگه من بهش ایمان دارم حتی اگه گریه کنم از تو اتیش بگیرم
        سعی میکنم خدارو فراموش نکنیم خدا این توفیق رو به هممون بده
        قربونت Rose

  17. man گفت:

    والا من هم بوسشون میکنم اما باهاشون میشینم اما خب تفاهم نداریم.دست خودمم نیس نمیتونم باهاشون هم فکر باشم

  18. دختر سادات گفت:

    درد شما اینه که به پدر مادتون بگین کجا میرین تا الفت بشه من بابا تا سر کوچم میرسونه نتنها منو حتی مامانمو یعنی جراتو از ما گرفته ازادمونم بذاره نمیدونیم کجا بریم
    اخه بازنشستم هس بیکاره قلبشم ضعیفه اولا یکم مقاومت میکردم ولی الان هم نمیخوام بی احترامی بشه هم از قلبش میترسم مثلا برنامه کلاسامو نوشتم زدم به دیوارو… اجازه نمیدن با دوسام حتی حرم برم میره بیرون درو رومون قفل میکنه گاهی
    البته خیلی خیلی مهربونم حست و به فکر بیشترم شاید برا اینکه راحت باشیم میرسونه ولی بازم اینا باعث میشه استقلال نداشته باشیم
    یه خورده بدبینه گاهی خسته میشم دیگه و از کوره در میرم
    بجاش تو خونمون منتظرم میمونن از دانشگاه بیان بعد غذا بخورن میان دم در استقبالم همشه به یک بهانه محبت میکنن برعکس من شرمندشونم خوب تو هر خانواده ای مشکلاتی هس منم سعی میکنم خوبیاشو ببینم
    ولی خوب سخته میدونین من برعکس دائما سرشون تو کارامه کی میخوابم کی بیدار میشم گاهی دوس دارم ولم کنن ومن نمیدونم باهاشون چه برخوردی داشته باشم بابا بدبین و وسواسی و عصبیه و منفی باف ولی محربونو به فکر

  19. عاشق خدام هستم گفت:

    سلام
    میتونم بگم که من هر حرفی رو دارم به مامان و بابای گلم میگم ازشون راهکار میخوام .
    فقط بزرگ ترین مشکلم با, بابام اینه که خجالت میکشم ازش دستش رو به خاطر تمامی زحماتی که برام کشیده ببوسم.
    دست مامان گلم رو میبوسم ولی خجالت میکشم دستای بابا جون عزیزم رو ببوسم تروخدا یه راهی بذارید جلو پام میترسم خدایی نکرده از دستش بدم و هیچ وقت نتونم دستش رو ببوسم
    Cry Cry

دیدگاه خود را بیان کنید


دونستن قدرت نیست !!! عمل کردن به دونسته ها قدرته

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی كه تغییر دهم آنچه را که میتوانم

و دانشی كه تفاوت این دو را بدانم

آمین... ♥♥

lk ♥♥ خدایا ! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم ♥♥