عوارض خوردن مشروبات الکلی

عوارض خوردن مشروبات الکلی

سلام..

همین الان از عروسی اومدم…

نمیدونم چی بگم…اصلا نمیدونم..

احساس میکنم دستم نمینویسه…

خیلی دلم پره…

امروز عروسی دعوت بوذیم…خب نمیشد نرم اخه اگه نمیرفتم خونه تنها میموندم و ممکن بود عموم در موردم فکر بد کنه…

بخاطر همین رفتم عروسی…

وقتی رفتم تو مجلس به خودم عهد بستم که رضا چشاتو کنترل کن…و خداییش از اول تا اخر مجلس کلم پایین بود..

از این لحاظ نمرم بیست بود.

ولی از این ناراحتم…

وقتی رو صندلی نشسته بودم یهو همه بلند شدن برن مشروب بخورن …سعید و نوید هر دوتا بهم گفتن رضا بلندشو بریم مشروب بخوریم من گفتم نمیام…بعد نوید گفت من میرم و سعید هم رفت..سعید بهم گفت چرا نمیای؟ من گفتم اخه نماز میخونم نمیشه مشروب بخورم…بعد خندید گفت منم نماز میخونم بیا…من گفتم تو برو من نمیام…

سعید و نوید هر دو تا رفتن مشروب بخورن ..منم گفتم تا اینا میخوان بیان من برم نماز مغرب رو بخونم..

یه اتفاق عجیب برام افتاد…وقتی رفتم خونه پدر بزرگم که نماز بخونم ..پدر بزرگم داشت شبکه قران نگاه میکرد و ایه قران این بود

وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104آل عمران) 

باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.
..
.
همون لحظه فهمیدم خدا میخواد یه چیو بهم بفهمونه…بعد از اینکه اون قاری این ایه رو تلاوت کرد بعدش رهبر اومد در باره امر به معروف و نهی از منکر گفت..
همون لحظه فهمیدم کجای کارم ایراد داشت..
من نباید میذاشتم نوید و سعید برن مشروب بخورن…
راستش رو بخواید از خونه پدر بزرگم تا خونه خودمون همش گریه میکردم…
گریه میکردم که چرا دست نوید رو نگرفتم که نره مشروب بخوره…
راستش نوید بعد مجلس مدام بالا میاورد…
من امشب خیلی ناراحتم…
نمیدونم چم شده…از این ناراحتم که چرا مشروب میخورن..اخه چی داره این لامصب…
الان ساعت 1 شبه…تاریخ 17/6/94
قلبم کند میزنه…نه اینکه فکر کنی نا امیدم یا اینکه احساس بد دارما..نه…بیشتر از این ناراحتم که چرا ما ادما انقدر نا سپاس و نا شکریم…
الان که دارم اینارو تایپ میکنم چشام میسوزه نمیتونم به صفحه مانیتور نگاه کنم…گریه کردم سبک شدم…
ای کاش ما ادما قدر سلامتیمونو بدونیم…
همه اطرافیانم منو به چشم اون رضای گذشته میبینن …در صورتی که من عوض شدم…
هر کی منو میبینه ازم درخواست های عجیب داره در صورتی که من 1 ساله توبه کردم…اما هیچکی نمیفهمه اینو…
من دیگه نمیخوام گناه کنم اما وقتی میبینم کسی گناه میکنه تموم بدنم شل میشه و قلبم دیگه نمیزنه…
امروز تو مجلس همه دخترا لخت داشتن اون وسط میرقصیدن…
سعید بهم گفت : رضا نگاه کن…من گفتم نه…و سر خودمو با گوشی گرم میکردم…سعید هی میگفت اینو نگاه…من بهش گفتم سعید ول کن دیگه..بعد گفت این سبزه رو نگاه !!!
من اصلا دوست خوب ندارم…وقتی میگم شماها بهترین دوستامید باور کنید از صمیم قلب میگم..
از اینکه رفتم عروسی عین سگ پشیمونم…روحیم ریخت بهم اما دیگه عمرا برم …
من یه جوری شدم که اگه گناه رو ببینم سر درد میگیرم…
الان که دارم تایپ میکنم اومدم زیر کولر…خیلی بدنم داغه…خیلی ناراحتم…
میدونی چرا ناراحتم ؟ یه درصد فکر کن…اگه من توبه نمیکردم میشدم یکی از همینا…
تازه من که بدتر بودم…
وقتی میبینم خدا هدایتم کرده و تموم اشتباهاتمو بهم گوشزد میکنه یه جورایی سرمو میارم پایین…
من خدارو خیلی دوست دارم..اگه منو هدایت نمیکرد الان خیلی وضعم داغون بود..
وقتی دیدم نوید پشت سر هم داره بالا میاره .حالم از هر چی عروسی بهم خورد…تف به این عروسی …تف !!
ادم اگه خدا پیغمبر نداشته باشه همینه دیگه…من نفهمیدم چطوری هدایت شدم…من پارسال محرم رفتم به امام حسین رو زدم یهو همه چیم تغییر کرد…
بچه ها من یه دعا میکنم همه بگین آمین..باشه؟
خدایا همه جوونارو هدایت کن…همونجوری که منو هدایت کردی جوونایی رو که از رو جهالتشون گناه میکنن رو هدایت کن…
امین…
الان میخوام برم بخوابم…میخوام بخوابم تا آروم شم…
ولی امشب یه تجربه ای کسب کردم..
میخوام از این به بعد اگه دیدم کسی داره گناهی میکنه به شدت برم جلوش وایستم..حتی اگه کتک خوردم..
اشکال من امشب این بود که نهی از منکر نکردم…گفتم برید من نمیام…
ولی جبران میکنم…
اگه رضام که جبران میکنم..
به خدا هم قول میدم که دیگه این جور مجالس نرم…
درسته سرم از اول تا آخر پایین بود ولی چشم یه لحظه خورد و تصویرش الان تو ذهنمه…
خب منم ادمم دیگه سیب زمینی که نیستم…ولی خدارو شکر تصویرش الان پاک شده اخه تو این مدت خیلی رو خودم کار کردم و خوب بلدم آتیشمو خاموش کنم..
من دیگه غلط بکنم برم اینجور مجالس…
ولی تجربه خوبی بود…
همین که گریه کردم و نادم و پشیمون بودم خیلی خوب بود…هر وقت اینجوری میشم فرداش یه جور دیگه میشم و تغییر میکنم…آدمی نیستم که خودمو سرزنش کنم ولی این قول رو به خودم و خدای خودم میدم که جبران میکنم و از این به بعد هر کی خواست گناه کنه میرم جلوش و میگم : این کارو نکن…
الانم میخوام برم بخوابم…احساس میکنم چشام سنگینی میکنه…
ای کاش نوید و سعید هم هدایت بشن..
بچه ها میخوام یه دعا کنم همه بگین آمین…
خدایا نوید و سعید رو به راه راست و صراط مستقیم هدایت کن…چون تو تنها هدایت کننده ای…
من وقتی تونستم برگردم چرا نوید و سعید نتونن…ای کاش خدا یه زبونی به من بده که بتونم دوستامو با خدا آشنا کنم…احساس میکنم امر به معروف و نهی از منکر بلد نیستم…خدایا اینو بهم یاد بده چون خیلی بهش نیاز دارم…
از فردا هم میخوام تیپ معمولی بزنم…دیگه از فشن گشتن و تیپ زدن بدم میاد…میخوام معمولی باشم…
دوست ندارم نگاه دختری بهم باشه…
از فردا رو تیپم یه تجدید نظر جدی میکنم…بسه دیگه…نمیخوام دیگه…میخوام سالم زندگی کنم…حتی یک درصد نمیخوام مثل رضای قدیم باشم!!!
به امید روزای بهتر برای شما و من…

 

نوشته شده توسط داداش رضا

سلام مهربون . به سایت توبه و ترک گناه خوش اومدی..من رضا هستم اما بچه های سایت چون به من لطف دارن منو داداش صدا میزنن...خوش اومدی به سایت خودت..میخوام یه حرفیو بزنم از ته دلم...میدونی چیه ؟ هممون تو گذشتمون اشتباهاتی مرتکب شدیم..اما نباید نا امید باشیم .. ببین؟ شده به گناه هات فکر کنی؟ شاید وقتت پر باشه و کلا نتونی به یاد بیاری....اما تاحالا به پشیمونی بعد گناه فکر کردی ؟ شاید بگی داداش رضا من بار ها توبه کردم و توبه شکستم...میخوام توبه کنم اما سخته نمیتونم...جواب من : نگران نباش ! این سایت دقیقا برای همین ساخته شده که به تو امید و انگیزه بده برای تغییر ...باور کن هنوزم دیر نشده ! تو اراده کن باقیش با خدا...به سایت خودت خوش اومدی...من و همه بچه های سایت ورودتو به این سایت تبریک میگیم و از خدا میخوایم که همیشه پاک و سلامت باشی...سایتمونو دنبال کن 40tobe.com

وبسایت
 

خداوندا ؟

آنقدر من را قوی کن

که با قوی ترین دشمنم که خودم هستم

روبه رو شوم...

آمین ♥

۳۴ ديدگاه

  1. محمد حسین می‌گه:

    آقا رضا دمت گرم. خوش به حالت که توبه کردی و الان خدا یه جور دیگه بهت نگاه میکنه. خوش به حالت که یه بار در خونه امام حسین رفتیو امام حسین دستت رو گرفت.

    من بدبخت هر چی خدا و ائمه رو صدا زدم هیچ جوابی نشنیدم.

    خدا هر کی رو بخواد هدایت میکنه و شما داش رضا هدایت شده ای.

    من الان یک سال هست که درگیر گناهم و نمیتونم ترک کنم.

    اگه بتونم همین یه گناه رو ترک کنم سعادت دنیوی و اخرویم تضمینه.

    برای منم دعا کنید. دمت گرم.

    • داداش رضا می‌گه:

      داداش دلم نیومد یه چیزی رو نگم…امروز تازه فهمیدم هدایت خدا یعنی چی…هدایت خدا یعنی اینکه تورو متوجه اشتباهت میکنه…من که اومدم خونه پدر بزرگم نماز بخونم تلوزیون مدام داشت از امر به معروف حرف میزد و نهی از منکر…این اتفاقی نیست…خیلی باید فرمول شناس خوبی باشی تا بتونی اینارو تشخیص بدی…خدا خیلی کارش درسته…از خدا میخوام به من یه زبون نرم و بدون سرزنش بده…تا بتونم نهی از منکر کنم…این رضا بلد نیست نهی از منکر رو..
      در ضمن…
      شما اصلا در جریان نیستی…همین که تو این سایتی خدا دعات رو مستجاب کرد و این توفیق رو داد که یه جوری بلاخره پاکت کنه…توفیق توبه رو داده بهت..دیگه چی میخوای؟ همین که میگی (من بدبخت هر چی خدا و ائمه رو صدا زدم هیچ جوابی نشنیدم) در واقع اصلا متوجه این نیستی که تو وارد سایتی شدی که اولین سایت توبه و ترک گناست…خب قطعا کار خدا بوده دیگه….وگرنه این همه سایت…چرا باید اینجا باشی؟

  2. سلام چطوری ؟! می‌گه:

    دمت گرم
    Heh

  3. آشنا می‌گه:

    سلام حاج رضا خودتو چقدر اذیت میکنی برادر! Wink
    ببین آقا رضا ریاضت بدون محبت دیر یا زود آدمو میزنه زمین. وقتی محبت خدا رفت تو قلب حب گناه دیگه جایی نداره عشق و علاقه ما نسبت به خدا تو خالی و زبانیه وگرنه ترک گناه اینقدر سخت نمیشد. اول از همه عاشق خودمون باشیم تا عاشق خدا بشیم بعد هم کسب معرفت کنیم..
    دلیل دیگه برای تکرار فکر گناه هم اضطراب و وسواس های فکری هست خدا جایی در قلب و روح مضطرب نداره. به لینک زیر حتما یه نگاه بکن..
    آسانترین راه عملی برای ترک گناه:
    http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23809.html

    • داداش رضا می‌گه:

      داداشی بحث سر امر به معروف و نهی از منکره نه ترک گناه…

      • آشنا می‌گه:

        حاج رضا من در مورد اون نگاهی که گفتی توی ذهنت مونده کامنت گذاشتم.
        ببین برادر من کسی که به خودش محبت داشته باشه و قبل از همه اول عاشق خودش باشه به خودش اجازه نمیده یعنی اصلا دلش نمیاد که وجود نازنینش رو با معصیت آلوده کنه این عشق به خود هر چقدر بیشتر باشه دوری از گناه هم آسونتر میشه. خلاصه محبت محبت محبت…! با محبت میشه ره صد ساله رو یک شبه رفت..

        • داداش رضا می‌گه:

          محبت به خدا خیلی خوبه و اینو اضافه کنم که خوف و رجا با هم باعث رستگاری میشه…من اگه ترسیدم و گریه کردم نشونه خوف از خدا بود و اگه الان انقدر روحیه برای جبران دارم بخاطر رحمت خداست….خوف و رجا با هم خوبه….اکثر عرفا و اهل دل ها بیشتر از هر انسان عادی گریه میکنن…محبت خالی جواب نمیده..

  4. مهسا جعفری می‌گه:

    مولایمان اباعبدالله علیه السّلام در روز عاشورا فرمودند:
    *هل من ناصر ینصرنی* چه کسی از میان شما هست که مرا کمک کند؟

    آیا این از روی فقر است؟ نه، بزرگ است و میخواهد شنونده را راه بیندازد.

    به یاد داشته باشیم که یزید لعنت الله علیه شراب میخورد اما امام حسین علیه السّلام هرگز!

  5. Atefeh می‌گه:

    اخه چرا اینقدر خودتو اذیت میکنی برادر من چرا اینقدر خودتو سرزنش میکنی جامعه ما پره از این اتفاق ها اگه خواسته باشیم برا هرچیزی که میبینیم خودمونو بهم بریزیم که هیچی .در ضمن ما از شما روحیه میگیریم یادت نره ببخش اینو میگم ولی این پستت حالمو گرفت چون شما حالت گرفته بود باور کن انرژی های منفی به من منتقل شد تو خوبی داداشم این دلیل نمیشه که بخاطر دیگرون خودتو عذاب بدی ما به اندازه کافی برا خودمون عذاب میکشیم درسته نباید ساکت بود و حرف نزد اما اگه با هر اتفاقی که افتاد اگه خودمونو اینجوری سرزنش کنیم که روحیه ای واسه خودمن نمیمونه .مواظب روحیه ت باش روحیه شما روحیه ماست Wink

  6. دی می‌گه:

    سلام.خداپشت وپناهت٬خیلی از خودم دلم گرفت٬دوستدارم زاربزنم٬این پیامو دیدی همون موقع دعام کن/ی مقدارکمی پول ریختم ٬معذرت میخام دیررشد

  7. رونی می‌گه:

    سلام راستش درسته که شما کاملا آدم مقیدی هستید وی بنظر خودتون حضور تو این مراسما باعث گناه نمیشه مابه هر حال یک بعد مادی و دنیوی داریم یعنی گاهی اوقات احساس میکنیم به حضور تو این مجالس یا مکانها نیاز داریم البته این نفس سرکش ماست که این حس گاهی در ما به وجود میاره ولی وقتی اینهمه سعی میکنی خودتو از همه گناههاوپلیدیها دور کنی مطمعنا” حضور در این مجالس هم کمی تامل برانگیزه به هرحال شما آدم خودسازی هستید ولی بنظر من حضور در این مجالس مساوی است با گناه حالا میخواد چشمی باشه فکری باشه ویا حتی شنیداری باشه همون که حضور پیدا نکنی بهتره

  8. کی.ا می‌گه:

    نه اقا رضا شما نباید ناراحت باشی شما که به قصد گناه و این ها اون جا نرفتی.
    بعدش هم به نوید و سعید آدرس این سایت رو بده بیان شاید متحول شن! جدی میگم.

    • آیدا می‌گه:

      سلام داداش رضای عزیز
      یادمه آخرین عروسی ای که رفتم دقیقا به دلیلی بود که شما رفتی! نمیخواستم تو خونه تنها بمونم و اجبارا رفتم و کل عروسی رو هم تو عذاب بودم! وقتی هم اومدم خونه خوابیدم تا صبح کابوس دیدم کابوس افرادی رو که تو عروسی بودن و بی حجاب پیش نامحرما میرقصیدن و … من خوابای خاص زیاد میبینم و فکر میکنم این یکی از لطفهای خدای مهربونه در حقم
      صبح که از خواب پاشدم خیلی حالم بد بود این حال بد رو به خانوادم منتقل کردم و علنا گفتم که بعد از این تو هیچ مراسم این مدلی شرکت نمیکنم و حتی گفتم اگر ازدواج کنم نمیخوام عروسی بگیرم و میخوام برم زیارت و بیام زندگیمو شروع کنم چون نمیخوام به واسطه من محیطی فراهم بشه که بقیه توش گناه کنن و گناهش به پای من نوشته بشه ببین تا کجاها رفتم Big Smile . بعضیا بهم میگن که زشته دختر تو سن تو باید بیاد مراسمو گرم کنه و همش وسط باشه نه اینکه بشینه تو خونه و بگه این گناهه و اون گناهه! مگه میخوای تو کنج خونه بپوسی! ولی من پوستم خیلی کلفت شده حرف هیچ کی برام مهم نیست. من شادی دل امام زمان برام مهمه که مطمئنم ایشون هم از حضور من تو این مجالس راضی نیست. امام زمان منو نجاتم داد و من تا آخر عمر مدیون ایشونم
      چند وقت پیش عروسی پسر عموم بود. من با دختر عموم خیلی صمیمیم و همه انتظار داشتن تو مجلس باشم ولی من نرفتم و گفتم دوس ندارم گناه کنم و با حضورن تو این مجلس مهر تایید بزنم به کارهاشون.این حرفمو کاملا بدون پروا گفتم شاید قبلا یه خجالت و شرمندگی ای ته حرفام بود ولی الان خیلی محکم در این مورد صحبت میکنم. تازه جدیدا وقتی بین فامیل و دوستا وقتی سر بحث عروسی و اینا باز میشه من علنا به همه میگم که نمیخوام عروسی بگیرم تا آمادگی داشته باشن Smile و هم اینکه دیگه هیچ کس رسما از من انتظاری نداره که بخوام تو مجالس سر تا پا گناهشون حضور داشته باشم.
      داداش رضا به نظرم اولین قدم تو امر به معروف و نهی از منکر تو این مورد اینه که تو این مجالس شرکت نکنیم و دلیل شرکت نکردنمون رو هم علنا بیان کنیم و خجالت نکشیم. خجالت رو باید اونایی بکشن که بی پروا تو محضر خدا و امام زمان هر کاری میکنن و بهش افتخار هم میکنن.
      دومین قدم هم اینه که تا میتونیم بین جمع دوستا و هم سنامون در این مورد صحبت کنیم و ذهنشون رو به چالش بکشیم تا خودشون برن و تحقیق کنن من اولش خجالت میکشیدم چون همه به یه چشم خاصی بهم نگاه میکردن ولی الان دیگه راحت حرفامو میزنم و حتی یکی دو تا دوست موافق هم پیدا کردم که تو جمع پشت هم درمیایم و بحث رو گرم میکنیم. نمیشه هیچ کس رو وادار به کاری کرد چون من معتقدم طرف تا خودش نخواد هیچ تغییری تو زندگیش ایجاد نمیشه ولی اگر تو دفعات مختلف ذهنش آماده بشه خودش میره دنبالش و راه هدایتش هموار میشه البته باید قبل این کار خودتو کامل تو دل طرفت جا کنی تا حرفات روش اثر بذاره ها. مثل شما که الان خودتو تو دل بچه های این سایت جا کردی و حرفات روشون اثر میذاره Wink
      من این دو تا راهکار رو خودم امتحان کردم خوشحال میشم اگر راهکار جدیدی داشتی به ما هم بگی تا استفاده کنیم.

      • داداش رضا می‌گه:

        آبجی مهربون دیشب که این متن رو گذاشتم خیلی حالم بد بود…با همون حال خراب اومدم این متن رو گذاشتم..
        راستش الان خیلی حالم خوبه و به لطف شما ابجی ها و داداشای مهربون خیلی چیزا یاد گرفتم…خیلی درس گرفتم خیلی…
        خدارو شکر که خدا همیشه اشتباهات منو بهم گوشزد میکنه..
        من اعتراف میکنم که رفتنم به این مجلس کاملا اشتباه بود…میتونستم پیش بابا بزرگم بمونم…ولی از اونجایی که نمیدونستم رفتم به این مجلس…حتما جبران میکنم…
        به نظرم نباید خودمونو سر این چیزا ناراحت کنیم..منم اگه ناراحت بودم بیشتر بخاطر نوید بود که مدام حالش بد میشد و بالا میاورد به خاطر مشروب خوردن…
        از این ناراحت بودم که چرا گذاشتم نوید بره مشروب بخوره..
        اما قطعا جبران میکنم..
        مرسی بخاطر پیاماتون

        • آیدا می‌گه:

          داداش خوبم من همیشه به خاطر یک چیز خیلی خدا رو شکر میکنم. اینکه خیلی وقتا وقتی گناهی مرتکب میشم بلافاصله بی دلیل مریض میشم و یا اینکه دست و پام اتفاقی و بیخودی زخم میشن.
          یادمه یه بار تو نت بودم وسوسه شدم و رفتم سراغ چیزای بدی که نباید میرفتم و بعدش هم خیلی پشیمون شدم.حالم خیلی خوب بودا، ولی بعد از اون کارم و پشیمونم بی دلیل حالم اینقدر بد شد که نمیتونستم سر جام بشینم اینقدر بالا آوردم که جونم داشت درمیومد واقعا تا اونموقع اونطور خالم بد نشده بود. هیچ کس دلیل بیماریمو نمیدونست جز خودم! اون روز با اون حال خیلی بدم، خدارو خیلی شکر کردم که مریضم کرد تا کفاره گناهمو پس بدم.
          حدیث داریم که هیچ خاری تو دست مومنی نمیره مگر اینکه درد اون، کفاره گناهش در نظر گرفته میشه. البته من خودمو مومن نمیدونم، خیلی مونده تا بشه اسم مومن رو روم گذاشت.
          شاید نوید دیشب قلبا راضی به این کار نبوده یا شاید همون نمازی که میخونه باعث شده مشروب جذب بدنش نشه شاید خدا خواسته اونو هم برای خودش پاکش کنه و همین مقدمه راهش بوده و یه تلنگر براش یا شایدهای دیگه که فقط خدا ازش خبر داره … به نظرم شاید بد نباشه خیلی دوستانه این تلنگر رو بهش یادآوری کنی
          من از وقتی سعی کردم به سمت خدا برگردم دیدم به مسائل خیلی عوض شده و از هر درد و رنجی که برای خودم یا بقیه پیش میاد برداشت خاصی میکنم که تا حالا نمیکردم و گاهی هم برداشت هام برای بقیه عجیبه…
          در ضمن داداش رضای خوبم وقتی اجبارا تو محیطی قرار میگیریم که گناه توش اتفاق میفته و کاری هم از دست ما ساخته نیست حداقل کاری که از دست ما برمیاد اینه که از اون گناه احساس رضایت نکنیم و ته دلمون ناراحت باشیم و این احساسی که شما دیشب داشتی دقیقا به همین خاطر بوده مطمئن باش خدا دیشب به خاطر حس ناراحتی ای که داشتی خوشحال شده Smile
          خدا رو شکر که الان بهتری Big Smile

  9. رونی می‌گه:

    بهترین راه اینه که با زبون خودشون باهاشون صحبت کنی یعنی طوری بهش بفهمونی که کارش اشتباه که بهش برنخوره با لحن خودش دوستانه از تمثیل و..استفاده کن وبراش سنگین حرف نزن در حد ادراکش براش توضیح بده خیلی دوستانه مطمعنا” تاثیرگذاره …..

  10. آرام می‌گه:

    نهی از منکر,من فکر میکنم دلیل علمی حتما برای هرچیزی ک خدا نهی کرده یا واجب کرده هست, مثلا برای مشروب همین ک عوارض بدش رو بدونیم خودش موجب میشه ک نریم سمتش, یا گوشت خوک علاوه بر ضرری ک روی جسم داره و ثابت شده است, تازگیا ثابت کردن باعث بی غیرتی هم میشه, من اونطور ک میگم و ب دل دوستام میشینه, اول میام از خوبیای طرف میگم,بعد میگه نه خدا منو دوست نداره و…. ,من میگم ببین فلان کاری ک کردی خیلی باارزشه و.. , مثلا ی روز برا دوستم ک کنکوریه و میگه خدا منو دوست نداره گفتم ببین دوستم, اون روز یادته رفتیم بیرون پفکمونو نخوردیم بردی برای خواهر کوچولوت, ب نظرت چیزی مهم تر از این هست برای خدا ک تو هوای خواهرتو داری, و ی چن تا مثال بهتر براش زدم ک فلان کارت خوبه و…., بعد کلی حس خوب داشت, بعد نشستم گفتم فلان کارت ولی مثلا در مورد درس اشتباهه, یا حتما تودوران کنکورت نماز اول وقت بخون و فلان تاثیر رو داره, الان چون اعتمادشو جلب کردم ب ح فم همه جوره گوش میده,هر چی دوست پایدار داشتم تاالان, اول از در محبت وارد شدم بعد ک خوشش اومده ازم و عاشقم شده اومدم گاهی نقدش کردم و براش از فواید خوبتر شدن گفتم, این جواب میده اول سعی کنید خوبیهای دوستاتونو ببینید و براشون بگید, بعد ک اعتمادشونو جلب کردید میتونید بگید ک کدوم کارشون اشتباهه, محبت و اینکه خوبیهاشونو ببینید

    • داداش رضا می‌گه:

      ابجی مهسا یه ایمیل برام فرستاد خیلی خوشم اومد…با اجازه ابجی مهسا خواستم متن ایمیل رو اینجا هم بذارم..مرسی
      به نام خدایی که نور است و نور تراوش میکند.


      ..
      .
      سلام.

      برادر، یادت باشه نهی از منکر بعد از امر به معروف اومده. اگه فقط بخواهی نهی از منکر کنی شبیه گشت ارشاد میشی. اول باید امر به معروف کنی و با این کار خودتو تو دلها جا کنی بعد هم از طریق همین رفتار خوبت نهی از منکر کنی. بعد اگه نیاز بود با زبانت بگی. و همچنان اگر نیاز بود با دستت جلوی گناه رو بگیری. با هر چه بیشتر خوب شدن خودت توجه ها رو جلب کن. در ابتدا به جای اینکه بگی نرو مشروب نخور، تشویق به انجام یه کار خوب کن. اگه جواب نداد بگو مشروب نخور و دلایل علمی براش بیار. نهایتا اگه جواب نداد با دستت جلوشو بگیر. نذار گناه کنه.
      اینا همش استدلال بنده است از برداشت از روایات و نظریات دیگران. باید تحقیق بشه. به نظرم فتوای مرجعت رو در این باره بخون. بالاخره هر کاری شرایط و آدابی داره. به نظرم انقدر خوب و متدین شو که از کنار تو بودن لذت ببرن و خجالت بکشن جلوت گناه کنن و این یعنی چقدر شرمساری از گناه در پیشگاه خدا بزرگه، زمانی که آدمی از گناه در برابر دیگری خجالت بکشه…
      به نظرم نهی از منکر کار هر کسی نیست اما امر به معروف اونم از طریق خوب بودن و درجه یک بودن خودِ فرد، کار همه است. که همین مقدمه ایست برای نهی از منکر.

      برای جلوگیری از گناه، طرح بریز که مثلا چه کاریو میشه تو چه شرایطی جایگزین اون کار اشتباه کرد و مخاطبت کیه! و اگه قرار شد با کلامت جلوی گناه رو بگیری، مناسب همون گناه، اطلاعات علمیت رو ببر بالا و با اطلاعات دینی همراهش کن تا ان شاءالله چند بُعدی صحبت کرده باشی و نهی کرده باشی از گناه.

      خیلی از آدما اهل محبتن. با جایگزین کردن یه کار خوب دست برمیدارن از انجام کار اشتباه. یه سری های دیگه هم اهل محبتن اما نیاز هست براشون حرف بزنی و … بقیه هم اهل محبتن. در کل همه اهل محبتن چون این تو فطرتشونه اما بنا به دلایلی باید گشت ارشاد بیاد وسط! همیشه به یاد داشته باش تا امر به خوبی نکردی، نهی از منکر نکن.
      موفق باشی
      التماس دعا

  11. پ می‌گه:

    سلام من هم دیشب یه مهمونی رفتم مثل چی پشیمونم البته نمیشد نرم از دیشب تا حالا هم اعتماد به نفسم اومده پایین هم فکر های ناجور میزنه به سرم برام دعا کنید دوباره تمام وجودم خدایی بشه خیلی دلم برای اون حسه خوب خدایی بودن تنگ شده وقتی با تمام وجود با خدا باشی دیگه از هیچی نمیترسی البته یاد مرگ هم موثره خلاصه اینکه حال این روزای من حال خوبی نیست برام دعا کنید…عشقم فقط خدا

    • داداش رضا می‌گه:

      ولی من بر عکس تو سریع حال بدم تبدیل به حال خوب شد..بگم چطوری ؟ چون خودمو میبخشم… و اکثرا اشتباهاتمو جبران میکنم Smile نگران نباش..خودتو ببخش و جبران …وقتی اشتباهی رو چه عمدا و چه سهوا انجام دادی و بعد به اشتباه خودت پی بردی و درس گرفتی این که دیگه اشتباه نیست…پس نباید احساس گناه کنی!!…بعضی عذاب وجدان ها شیطانیه!! ببین با عذاب وجدانت خدا خوشحال میشه یا شیطان!

  12. Arsalan می‌گه:

    دادش رضا خارج این حرفا ک خیلی بهم ارامش میده وقتی میخونمشون . سلیقه ات تو هر عکس ک تو پستات میذاری خیلی خوبه ها

  13. پ می‌گه:

    دمت گرم داش رضا التماس دعا

  14. فاطمه خانوم می‌گه:

    سلام به دوستانم و آقا رضای گل.
    چقدر محکم و قوی شدی آقا رضا. این خیلی عالیه. هرکی جای تو بود که وا داده بود! اینکه توی اون شرایط گناه باشی و گناه نکنی واقعا کار سختیه. دل شیر میخواد خدایی.
    چرا میگیم نمیشد نریم. واسه این مجالس گناه ما راه های زیادی داریم.
    عروسی نزدیکان و فامیلهای درجه یک رو که میگید نمیشه نرفت. هرچند من خودم نمیرم، زنگ میزنم عذرخواهی میکنم دلیلمو میگم و یک روز رو میرم منزلشون و هدیشونو میدم. و اونا هم منو فهمیدن و به عقایدم احترام میزارن.
    ولی میشه حدود ساعت شام رفت و هدیه شونو برد. دلیلشم راحت توضیح بدین. میزبان اگه حضور شما خیلی براش مهم بود، مجلس رو طوری میرفت که شما شرکت کنید.
    دوستان واسه شرکت توی مجالس گناه اینکه فلانی ناراحت میشد، هیچ دلیل و توضیح منطقی نیست. ما خدا رو ناراحت میکنیم که بنده خدا ناراحت نشه!!!!!!!!!
    برای امر به معروف و نهی از منکر هم شرایطش و مراحلش رو حتما در نظر بگیرید.

    در وجوب امر به معروف و نهی از منکر شرایط زیر باید وجود داشته باشد:
    ۱ ـ شناخت معروف و منکر ولو به طور اجمال. بنابراین بر کسی که معروف و منکر را نمی‌شناسد، و آنها را از همدیگر تشخیص نمی‌دهد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، بلی گاهی برای امر به معروف و نهی از منکر کردن یاد گرفتن و شناختن معروف و منکر، واجب می‌شود.
    ۲ ـ احتمال تأثیر در شخص خلافکار. بنابراین اگر کسی میداند که سخن و گفته او اثر ندارد، مشهور بین فقهاء آن است که در این صورت وظیفه ندارد، و امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست، ولی احتیاط واجب آن است که کراهت و ناراحتی خود را از کارهای ناشایسته خلافکار بهر طوری که ممکن است اظهار نماید، هرچند بداند که در او اثر نخواهد داشت.
    ۳ ـ قصد ادامه کارهای ناشایسته و خلاف از شخص خلافکار. بنابراین شخص خلافکار چنانچه نخواهد کارهای خلاف خود را تکرار کند و دوباره مرتکب شود، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
    ۴ ـ معذور نبودن شخص خلافکار در کارهای زشت و خلاف خود، با اعتقاد اینکه کار زشتی که انجام داده حرام نبوده، بلکه مباح بوده، و یا کار خوبی که ترک کرده واجب نبوده است.
    بلی اگر منکر از کارهایی باشد که شارع مقدّس هرگز به وقوع آن راضی نیست ـ مثل قتل نفس محرّم ـ جلوگیری از آن واجب است، هرچند انجام دهنده معذور باشد، و حتّی مکلّف هم نباشد.
    ۵ ـ ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی ـ به مقدار قابل توجّه ـ شخص امر کننده به معروف و نهی‌کننده از منکر را تهدید نکند، و مشقّت و دشواری غیرقابل‌تحمل وجود نداشته باشد، مگر اینکه کار معروف ـ خوب ـ و منکر ـ بد ـ به‌قدری نزد شارع مقدّس مهم باشد که باید در راه آن ضررها و دشواری‌ها را تحمّل نمود.
    اگر به خود امر به معروف و نهی از منکر کننده ضرر متوجّه نشود، ولی بر کسان دیگر از مسلمین ضرر جانی، یا آبرویی، و یا مالی معتنابه متوجّه گردد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نمیشود، که در این صورت اهمّیت ضرر و آن کار مقایسه می‌گردد که گاهی در صورت ضرر هم امر به معروف، و نهی از منکر ساقط نمیشود.

    امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتبی است:
    ۱ ـ اظهار انزجار درونی و قلبی، مانند روگرداندن، و سخن نگفتن با شخص گناهکار.
    ۲ ـ با زبان، و به صورت وعظ و ارشاد.
    ۳ ـ إجراءات عملی، از قبیل کتک زدن و حبس نمودن.
    و لازم است ابتداءً از مرتبه اوّل یا دوّم شروع نماید، و اوّل آن را انتخاب بکند که اذیت آن کمتر و تأثیر آن بیشتر است، و اگر نتیجه نگرفت به مراتب بعدی و سخت و دشوار دست بزند، و درجه‌های بعدی را انتخاب کند.
    و اگر اظهار انزجار قلبی و زبان ـ مرتبه اوّل و دوّم ـ مؤثر واقع نشد نوبت میرسد به مرتبه عملی، و احتیاط واجب آن است که در انتخاب مرتبه سوّم ـ اجراءات عملی ـ از حاکم شرع اجازه بگیرد.

    ولی در کل دوستان خوبم همیشه بابت کارهایی که انجام میدین با خودتون فکر کنید: چی به دست میارید و در قبالش چه چیزی رو از دست میدین. رضای الهی و بندگی خدای مهربون از همه چیز مهم تره.

  15. داداش رضا می‌گه:

    سخنرانی رهبر رو دانلود دارم میکنم در مورد امر به معروف و نهی از منکره…
    قطعا خیلی میتونه کمک کنه Rose Broken Heart Heart

  16. معمار کوچولو می‌گه:

    سلام بر آقا رضای گل
    برخلاف برخی دوستان من پستتو خوندم خوشحال شدم. امید گرفتم با اینکه یه سری اشتباه اتفاق افتاده اینا باعث شده خود شما و ما دوستات رو تحت تاثیر قرار بده، به فکر بندازه و باعث شه یه تجدید نظری تو کارامون بکنیم.این به نظرم خیلی خوبه. از عکس العملت و چیزایی که نوشتی فقط یه قسمت به نظرم خوب نبود(البته فقط نظر منه کارشناسی که نیست Smile ) “میخوام از این به بعد اگه دیدم کسی داره گناهی میکنه به شدت برم جلوش وایستم.”
    ما آدما حرف شدید تو کتمون نمیره که اگر میرفت گشت ارشاد تا الان تونسته بود… . بگذریم این که گفتی امر به معروف و نهی از منکر من در حد سواد خودم یاد حدیثی افتادم که حتما همه دوستای گلم شنیدن که دقیق یادم نیست اما مضمونش این بود:
    یه روز امام حسن و امام حسین برای نماز میرن وضو بگیرن مردی در حال وضو گرفتن بوده اما غلط، حسنین برای اینکه اون مرد ازشون بزرگتر بوده و شرمسارش نکنن شروع کردن به وضو گرفتن و ازون آقا خواستن که وضو گرفتن هر دو رو ببینه و بگه که وضوی کدوم درسته اون مرد بعد از دیدن وضوی دو کودک متاثر میشه بهشون میگه وضوی هر دوی شما درست بود این وضوی من بود که غلطه!

  17. mohammad می‌گه:

    انشالله خدا شفاتون بده و یه روزی بفهمید راه راست کدوم راهه Grin

دیدگاه خود را بیان کنید


دونستن قدرت نیست !!! عمل کردن به دونسته ها قدرته

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی كه تغییر دهم آنچه را که میتوانم

و دانشی كه تفاوت این دو را بدانم

آمین... ♥♥

lk ♥♥ خدایا ! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم ♥♥