سوال درباره دین

سوال درباره دین

راه رسیدن به تمام کمالات کدام است؟
آنچه مسلّم است؛ انسان به لحاظ قدرت، ثروت، علم، عمر و… موجودى محدود است؛ امّا آنچه او را به بى‏نهایت مى‏رساند، نیت و آمادگى او براى پذیرش راه حق و فداکارى است.
به عنوان مثال: پیامبران قبلى که حضرت محمدصلى الله علیه وآله را درک نکردند؛ ولى از این‏که خداوند از آنها پیمان گرفته که هرگاه پیامبرى آمد و تصدیق کننده‏ى شما بود، به او ایمان آورید و او را یارى کنید: «ثم جاءکم رسول مصدّق لما معکم لتؤمننّ به ولتنصرنّه»(آل عمران، 81) معلوم مى‏شود: آنچه مهم است، روح تسلیم و پذیرفتن حق است، گرچه شرایط عمل پیش نیاید. انبیاى قبل به خدا گفتند: ما به پیامبر بعد از خود اقرار مى‏کنیم: «قالوا أقررنا» و همین روحیه مى‏تواند انسان را به تمام کمالات برساند.
همچنین خداوند از روحیه‏ى تسلیم حضرت ابراهیم و اسماعیل ستایش مى‏کند؛ «فلمّا أسلما و تلّه للجبین»(صافّات، 103) با آنکه مورد امتحان آنان تحقّق پیدا نکرد. یا در روایات مى‏خوانیم: «انتظار الفرج أفضل الاعمال»؛ بهترین اعمال، انتظار و امید به ظهور است؛ زیرا منتظر واقعى در حال آماده باش است؛ بنابراین در مکتب اسلام کسى که بالقوه آماده باشد، پاداش کسى را دارد که بالفعل آمادگى خود را نشان مى‏دهد.
..
.

..
.

آیا پیامبران دیگر نیز معراج داشته‏اند؟
خداوند درباره‏ى حضرت عیسى مى‏فرماید: «و رافعک الّى»(آل عمران، 55) و درباره‏ى حضرت ادریس مى‏خوانیم: «و رفعناه مکاناً علیا»( مریم، 57) بنابراین، خداوند در قرآن علاوه بر پیامبر اسلام، براى پیامبران دیگر همچون؛ حضرت ادریس، عیسى، خضر و الیاس سفر آسمانى و معراج را مطرح کرده است.(تفسیر اطیب‏البیان، ذیل آیه 57 سوره مریم)
البته احتمال دارد مراد از «رفعنا» مقام و جایگاه معنوى باشد.
..
.

نشانه‏ى ایمان واقعى چیست؟
نشانه‏ى ایمان واقعى آن است که انسان در همه‏ى امور تسلیم فرمان خدا و مطیع انبیا و اوصیا و جانشینان به حق آنان باشد. به چند نمونه اشاره مى‏کنیم:
1. قرآن مى‏فرماید: مؤمنان کسانى هستند که هرگاه با پیامبر هستند، بدون اجازه‏ى او جلسه را ترک نمى‏کنند، «واذا کانوا معه على أمرٍ جامع لم یذهبوا حتّى یستأذنوه»( نور، 62.)
2. قرآن از کسانى که فرمانده و زمامدار منصوب از طرف پیامبر را نپذیرفتند، انتقاد مى‏کند.
همین که یکى از پیامبران الهى، جوان نیرومند و لایقى به نام طالوت را که فردى گمنام و فقیر و چوپانى در اطراف شهر بود، به فرماندهى بنى‏اسرائیل (آن هم از طرف خدا) منصوب کرد، بهانه‏گیرى شروع شد و گفتند: او که ثروت زیادى ندارد، چگونه بر ما حکومت کند و فرمانده ما باشد؟ ما خودمان از او بهتریم. «انّى یکون له الملک علینا و نحن أحقّ بالملک»( بقره، 247) تا آن‏جا که گروهى از اطاعت طالوت که منصوب از طرف خدا و پیامبر بود، سرباز زدند.
3. سرباز زدن از هر یک از دستورات مسلّم دینى خارج شدن از مدار بندگى و ایمان است. بسیارند کسانى که بخشى از احکام اسلام را مى‏پذیرند و بخش دیگر را نمى‏پذیرند. «أفتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض»(بقره، 85)
آن چه مورد سفارش قرآن است، تسلیم عاشقانه است، نه تسلیمى همراه با اکراه و اجبار و نق زدن، «و یسلّموا تسلیماً»( احزاب، 56.).
قرآن سوگند یاد مى‏کند که مسلمانان ایمان واقعى ندارند جز آن‏گاه که اگر پیامبر قضاوتى در مشاجراتشان کرد، هیچ‏گونه اعتراض و سنگدلى در روحشان پیدا نشود، «لایجد فى أنفسهم حرجاً ممّا قضیت»(نساء، 65)
سرچشمه اکثر اعتراضات مردم، کوته نظرى و کوته فکرى و یک بعدى نگرى است. گاهى فقر و گمنامى را مانع دریافت لطف الهى مى‏دانند و ثروت و شهرت را عامل دریافت. از جلوه‏هاى ظاهرى آگاهند و از استعدادهاى نهفته در افراد گمنام بى‏خبر.
از سختى کار امروز آگاه؛ ولى از آثار و برکاتى که در درون سختى‏هاست غافل هستند.
..
.

راه دریافت الطاف و امدادهاى الهى چیست؟
در قرآن براى دریافت الطاف الهى، راههاى زیادى بیان شده است، از جمله:
1. ایمان، قرآن مى‏فرماید: خداوند دوست و سرپرست مؤمنان است و آنان را از هرگونه ظلمات و تاریکى‏ها نجات مى‏دهد. «اللّه ولىّ الّذین آمنوا یخرجهم من الظّلمات الى النّور»(بقره، 257)
2. قرآن نورى است که تدبّر و تلاوت آن، انسان را از تحیّر و بن‏بست نجات مى‏دهد.
3. علم و فکر و مشورت هر کدام سهم وافرى در هدایت انسان دارند.
4. قرآن، تقوا را وسیله‏ى کسب نور مى‏داند، «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»(طلاق، 2)
5. جهاد و تلاش وسیله‏ى راهگشایى‏هاى الهى است، «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا…»(عنکبوت، 69)، «ان تنصروا اللّه ینصرکم»(محمّد، 7)
6. اگر راهى را براى مردم بگشاییم، گشایش‏هایى را از جانب خداوند دریافت مى‏کنیم. «فافسحوا یفسح اللّه لکم»(مجادله، 11.)
7. استغفار و توبه از گناهان، رمز دریافت نعمت‏هاى الهى است، «استغفروا ربّکم…یرسل السّماء علیکم مدراراً»( هود، 52.)
8. ایمان و عمل‏صالح، کلید محبوبیت است، «انّ الذین آمنوا و عمل الصّالحات سیجعل لهم الرحمان ودّا»(مریم، 96.)
9. شهامت و جرأت در انجام وظیفه، راههاى جدیدى را بر روى انسان باز مى‏کند.
10. پدر و مادر و نیاکان با ایمان، زمینه‏ى کامیابى فرزندان آنهاست، دو پیامبر (موسى و خضر) دیوار خرابه‏اى را رایگان براى یتیمانى تعمیر کردند تا گنجى که از طرف پدر صالح آنان ذخیره شده بود، به نااهلان نرسد. «و کان أبوهما صالحا»(کهف، 82) چون پدرشان صالح و نیکوکار بود، خداوند از طریق آن دو پیامبر، به نسل او خیر رساند.
..
.

بزرگ‏ترین و مخفى‏ترین گناه چیست؟
قرآن، تنها گناهى را که درباره‏ى آن مى‏فرماید: خداوند و تمام لعنت کنندگان همیشه بر انجام دهنده‏ى آن لعنت مى‏کنند، کتمان و پوشاندن حق است. «أولئک یلعنهم اللّه و یلعنهم اللاعنون»(بقره، 159.)
زیرا گاهى در کتمان یک حق، نسل‏هایى منحرف مى‏شوند و یا در انحراف خود باقى مى‏مانند، قرآن مى‏فرماید: دانشمندان یهود و مسیحى، پیامبر اسلام را همچون فرزندان خود مى‏شناختند و نه تنها نام او را بلکه نشانه‏هاى امّت پیامبرصلى الله علیه وآله را هم مى‏دانستند؛ ولى از بازگو کردن حق خوددارى کرده و آن را کتمان مى‏کردند و مردم را در جهل خود رها مى‏ساختند.
مشابه این کتمان خطرناک، بدعت و دین تراشى برخى دانشمندان است که از پیش خود مطالبى را مى‏نوشتند و مى‏گفتند این نوشته‏ها از طرف خداوند است. در آیه 79 سوره بقره، براى این گروه نیز سه بار کلمه «ویل» بکار رفته است.
آیا مى‏توان به جاى تلاش و کوشش، دعا کرد؟
دعا در کنار تلاش و کوشش است، نه به جاى آن. رزمندگانى که سینه سپر کرده و آماده دفاع هستند، این‏گونه دعا مى‏کنند: پروردگارا! بر ما صبر و پایدارى مرحمت کن، «و لمّا برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربّنا أفرغ علینا صبراً و ثبّت أقدامنا و انصرنا على القوم الکافرین»(بقره، 250.)
پیامبر و امامان معصوم که مظهر دعا بودند، شبانه روز در حال تلاش و کوشش نیز بودند. در روایت مى‏خوانیم که دعاى افرادى که بیکارند وهیچ تلاشى نمى‏کنند، مستجاب نمى‏شود.

..
.

عکس‏العمل یهود پس از فرمان تغییر قبله چه بود؟
پس از فرمان تغییر قبله، یک تهاجم فرهنگى از طرف یهودیان شکل گرفت. به این صورت که گفتند:
مسلمانان سالهاست که به طرف بیت‏المقدس نماز مى‏خوانند، چرا قبله عوض شد، آیا خدا پشیمان شده‏است؟
آیا این کار شخص پیامبر اسلام بوده است؟
آیا نمازهایى که تاکنون خوانده شده، ضایع و باطل است؟
آیا هر روز به سویى نماز خواندن صحیح است؟
این تهاجم فرهنگى را قرآن چنین بیان مى‏فرماید:
اولاً؛ مسلمانان باید قبل از تهاجم، آمادگى علمى و قدرت پاسخ گویى شبهات آینده را داشته باشند. «سیقول السّفهاء»(بقره، 142.) یعنى در آینده، بى‏خردان شبهاتى طرح خواهند کرد، شما باید آماده باشید.
ثانیاً؛ بدانید کسانى که بدون آگاهى از حکمت الهى بهانه‏گیرى مى‏کنند، بى خردند «سیقول السّفهاء»
ثالثاً؛ خداوند تغییر رأى و سلیقه نداده و پشیمان نشده‏است؛ زیرا از ابتدا، برنامه همین بود که دو قبله داشته باشند و مدتى را به سوى بیت‏المقدس و پس از آن به سوى کعبه براى همیشه نمازگزارند و از نشانه‏هاى پیامبراسلام در کتاب‏هاى آسمانى قبل، نماز خواندن به دو قبله آمده بود، همان‏گونه که رفتن به کلاس بالاتر و تغییر نسخه پزشک، نشانه‏ى تکامل و شرایط جدید است نه نشانه‏ى پشیمانى.
رابعاً؛ کار پیامبر اسلام اشتباه نبود؛ بلکه عمل به دستور و فرمان خداوند بوده است.
خامساً؛ هر دستورى رسید، وظیفه همان است؛ زیرا مشرق و مغرب مال خداست «و للّه المشرق و المغرب»( بقره، 115.) همان‏گونه که اگر حکمت او اقتضا کند، مى‏آفریند و هرچه حکمت اقتضا کند، فرمان مى‏دهد. حکمت در تغییر قبله این بود که نشانه‏اى که در تورات آمده بود، محقق شود، بهانه‏گیران شناخته شوند و مسلمانان استقلال یابند، مردم تابع وحى باشند، نه راهى را که به آن عادت کرده‏اند.

..
.
..
.

چرا قبله مسلمانان از بیت‏المقدس به کعبه تغییر کرد؟
انسان، با هر سلیقه و فکرى که باشد به سویى رو مى‏کند «و لکلّ وجهه هو مولّیها»(بقره، 148.)
مسلمانان در آغاز به سوى بیت‏المقدس نماز مى‏خواندند؛ ولى در این عمل دو راه بهانه براى یهودیان بر علیه مسلمانان باز بود:
الف) یهودیان در کتاب خود خوانده بودند که پیامبراسلام به دو قبله نماز مى‏خواند و مى‏گفتند: چون این شرط در حضرت محمدصلى الله علیه وآله نیست، پس او پیامبر موعود تورات نیست.
ب) چون عبادت مسلمانان به طرف بیت‏المقدس است، پس آنان دنباله رو یهود هستند؛ ولى همین که فرمان تغییر قبله از بیت‏المقدس به سوى کعبه آمد، هر دو بهانه از دست یهود گرفته شد.
قرآن دلیل تغییر قبله را این‏گونه بیان مى‏کند «لئلایکون للنّاس علیکم حجّه»(بقره، 150.) تا براى مردم (یهودیان) علیه شما حجت و استدلال نباشد. «و لأتم نعمتى علیکم»(بقره، 150.) و تا در آینده نعمت خودم را بر شما تمام کنم.
در هنگام تغییر قبله، در سال دوم هجرى، خداوند وعده داد که نعمتم را بر شما تمام خواهم کرد. «لأتم نعمتى علیکم» و در فتح مکّه در سال هشتم هجرى نیز همین تعبیر تکرار شد که نعمتم را بر شما تمام خواهم کرد. «لأتم نعمتى» در سال دهم هجرى و در غدیرخم که حضرت على‏علیه السلام به امامت منصوب شد، آیه نازل شد که اکنون نعمتم را تمام کردم. «أتممت علیکم نعمتى»(مائده، 3.) یعنى وعده‏هاى سال دوم و هشتم را عملى کردم. گویا عزت و استقلال مسلمانان گام به گام است؛ گام اول استقلال قبله و جهت‏گیرى، پس از آن، پیروزى و شکستن بت‏ها و در مرحله‏ى آخر، تعیین جانشین و پیشواى دینى.
به علاوه تغییر قبله، آزمایشى براى مردم بود تا معلوم شود که مردم تسلیم فرمان خدا هستند یا تسلیم راهى که به آن عادت کرده‏اند.
..
.

چرا در برخى آیات نسبت به پیامبراکرم عتاب و تهدید آمده است؟
چرا در برخى آیات نسبت به پیامبراکرم عتاب و تهدید آمده است؟
پاسخ: علت این‏که در بعضى آیات قرآن پیامبراکرم‏صلى الله علیه وآله مورد عتاب و تهدید قرار مى‏گیرد، مى‏تواند امورى باشد از جمله:
1. این نشانه‏ى وحى بودن قرآن است؛ زیرا اگر قرآن ساخته‏ى پیامر باشد، انسان در نوشته خود هرگز خودش را توبیخ نمى‏کند.
2. این نشانه‏ى حق محورى مکتب است و مى‏گوید که با هیچ‏کس تعارف ندارد و قانون براى همه یکسان است؛ حتى اگر اشرف مخلوقات هم خلاف کند با او برخورد مى‏شود.
3. از آنجا که گاهى طرفداران انبیا، آنان را فرزند خدا و یا در ردیف او مى‏دانند، این توبیخ و تهدیدها مانع غلوّ طرفداران افراطى مى‏شود تا آنان درباره‏ى پیامبر مبالغه نکنند و بدانند که او نیز مورد عتاب و توبیخ است.
4. درس عبرتى براى دیگران است که اگر خداوند با پیامبرش این‏گونه است، پس بهتر است ما حساب کار خودمان را بکنیم.
بنابراین اگر قرآن خطاب به پیامبر مى‏فرماید:
«لِمَ تحرّم ما احلّ الله لک»( تحریم، 1.)؛ چرا حلالى را بر خود حرام کردى؟
«لِمَ أذِنتَ لهم»(توبه، 43.)؛ چرا اجازه مرخّصى به افرادى دارد؟
«لئن اشرکت لیحبطنّ عملک»(زمر، 65)؛ اگر شرک ورزى، تمام اعمالت نابود مى‏شود.
و موارد دیگر، همه این عتاب‏ها به دلیل امور فوق است.

..
.

بهترین عمل کدام است؟
بهترین عمل، آن است که مورد قبول خدا باشد.
به دو نمونه توجه کنید:
1. اگر آن کس که کار انجام مى‏دهد، ابراهیم و همکارش اسماعیل و محل کارش مسجدالحرام و نوع کارش ساختن کعبه باشد؛ امّا قبول نشود، ارزشى ندارد؛ لذا حضرت ابراهیم هنگام ساختن کعبه گفت: «ربّنا تقبّل منّا»(بقره، 127.)، خداوندا! این عمل را از ما قبول فرما.
2. اگر نذر کننده مادر مریم و مورد نذر، فرزندى باشد که سالها انتظارش را داشته و فرزندش را وقف مسجد کند، باز هم باید به فکر قبولى آن باشد، همان گونه‏که مادر حضرت مریم پس از نذرش گفت: «فتقبّل منّى»(آل عمران، 35.)، خداوندا! این عمل را از من پذیرا باش.
..
.

نظر قرآن درباره‏ى محبوبیّت‏هاى اجتماعى چیست؟
قرآن، محبوبیّت اجتماعى را لطف و نعمتى الهى مى‏داند. چنانکه آن را براى حضرت عیسى با عبارتِ «وجیهاً فى الدنیا»( آل عمران، 45.) نام برده و در باره‏ى سایر مؤمنان فرموده است: «سیجعل لهم الرّحمن وُدّا»(مریم، 96.)
بارها دیده‏ایم؛ حتى افراد لاابالى و فاسق، افراد با ایمان و صالح را دوست دارند و در غم از دست دادن آنان به سوگ نشسته و به زیارت قبور آنان مى‏روند.
..
.

در قرآن مى‏خوانیم: تنها با یاد خدا دلها آرام مى‏گیرد، «ألا بذکر اللّه تطمئنّ القلوب»(رعد، 28) پس پناه بردن به زیارتگاه‏ها و توقّع آرامش و امنیّت و امثال آن از آنها براى چیست؟
بدون شک، آرامش از طرف خداست. «أنزل السّکینه»(فتح، 4) ولى خداوند مى‏تواند این آرامش را در چیزى یا جایى یا شخصى قرار دهد؛ چنانکه خداوند در زمان بنى‏اسرائیل، در صندوقى که موسى را توسط آن در رود نیل رها کردند، آرامشى قرار داده بود. «فیه سکینه من ربّکم»(بقره، 248.) شفا دادن از خداست، «فهو یشفین»(شعراء، 80.) ولى او شفا را در عسل نیز قرار داده است، «فیه شفاء»(نحل، 69) علم‏غیب مخصوص خداست؛ ولى او بخشى از علم‏غیب را به افرادى که از آنان راضى و خشنود است، مى‏آموزد، «فلایظهر على غیبه احداً. الّا من ارتضى من رسولٍ»(جن، 26 و 27.)
..
.

آیا در قرآن قرعه مطرح شده است؟
آرى؛ قرآن مى‏فرماید: براى سرپرستى نوزاد عزیزى مثل حضرت مریم، جنگ و نزاعى میان مردم در گرفت که با قرعه‏کشى حل شد: «یلقون أقلامهم أیّهم یکفل مریم و ما کنتَ لدیهم اذ یَختصمون»( آل‏عمران، 44.) قلم‏هاى خود را (براى قرعه کشى) مى‏افکندند تا معلوم شود کدام یک کفالت مریم را به عهده گیرد و تو (پیامبر صلى الله علیه وآله) نزد آنان نبودى، آنگاه که براى سرپرستى مریم با هم کشمکش مى‏کردند.
در جاى دیگر مى‏فرماید: براى نجات کشتى طوفان زده، کشتى‏نشینان قرعه‏کشى کردند و حضرت یونس را به دریا انداختند: «فساهم فکان من المُدحضین»(صافّات، 141.) کلمه‏ى «ساهَم» از سهم به معناى قرعه کشیدن است.

..
.
چگونه دعا کنیم و از خدا چه بخواهیم؟
برخى از آداب دعا چنین است:
1. دعا، منطقى و بجا باشد. همین که حضرت ابراهیم به مقام امامت رسید از خدا درخواست کرد که نسل او در طول تاریخ امام باشند، «و من ذرّیتى» خداوند به او پاسخ فرمود: این دعا مستجاب نمى‏شود؛ زیرا این مقام عهدالهى است و به هرکسى داده نمى‏شود. «لاینال عهدى الظالمین»( بقره، 124.)
2. دعا، مخالف سنت‏هاى الهى نباشد. حضرت ابراهیم از خدا خواست که فقط به مؤمنان رزق دهد، «و ارزق أهله من الثمرات مَن آمن منهم»( بقره، 126.) خداوند پاسخ فرمود: در نعمت‏هاى مادّى تنگ نظر نباش، سنّت الهى بر آن است که به همه‏ى مردم (اعم از مؤمن و کافر) رزق بدهد. «فمَن کَفَر فاُمتِّعه»
3. دعا حکیمانه باشد. حضرت ابراهیم از خدا خواست که بعد از او پیامبرى به مردم بدهد که ابتدا مسئول آموزش و سپس مسئول پرورش مردم باشد، «یعلّمهم و یزکّیهم» در این مورد خداوند فرمود: دعاى تو مستجاب مى‏شود؛ ولى نه آن طورى که تو درخواست کردى؛ بلکه تزکیه مقدّم بر تعلیم است. «یزکّیهم و یعلّمهم»( بقره، 129.)
4. با احترام و از روى نیاز باشد. «و ادعوه خوفاً و طمعاً»(اعراف، 56.)
5. خالصانه باشد.
6. با تضرّع و ابتهال باشد.
7. با حسن ظن و خوش باورى باشد.
8. با دعاى به دیگران باشد.
9. با تجلیل از خدا باشد.
10. با یادآورى نعمت‏هاى الهى باشد.
11. با صلوات بر محمدّ و آل محمّد باشد.
12. شروع با بسم اللّه و همراه نام خدا باشد.
13. با اقرار به تقصیر و کوتاهى‏ها باشد.
14. با استغفار و توبه باشد.
15. همراه با آمین گفتن دیگران باشد.

..
.

آیا اسلام به آمار و کمّیت نظر دارد، یا به کیفیت؟
به هر دو؛ زیرا در مواردى اسلام توجه به کمّیت دارد و مى‏فرماید: «و ذکروا اللّه ذکراً کثیراً»(احزاب، 41.)
«واذکروا اذ کنتم قلیلاً فکثّرکم»(اعراف، 86.)
«کى نسبّحک کثیراً. و نذکرک کثیراً»(طه، 33 و 34)
و در مواردى انسان را به کیفیّت دعوت مى‏کند. «فى صلاتهم خاشعون»( مؤمنون، 2.) یا مى‏فرماید: براى خدا خاضعانه بپاخیزید. «قوموا للّه قانتین»(بقره، 238.)
بنابراین، اسلام هم به کمّیت و هم به کیّفیت هر دو نظر دارد.
در بعضى موارد بیشترین نظر را به کمّیت دارد؛ نظیر آنکه در نماز جماعت هر چه جمعیت بیشتر باشد، پاداشش بیشتر است. در مواردى، بیشترین نظر به کیفیت است، نظیر حدیث معروفى که پیامبر در جنگ خندق در مدح حضرت على فرمود: «ضربه علىّ یوم الخندق أفضل من عباده الثقلین»
..
.
ریشه‏ى مفاسد اخلاقى کدام است؟
شاید بتوان گفت: ریشه‏ى تمام مفاسد، غفلت است. انسان اگر غافل نباشد، از هر خلافى دست برمى‏دارد.
غفلت از خداوند. «نسوا اللّه»( توبه، 67.)
غفلت از قیامت. «نسوا یوم الحساب»(ص، 26)
غفلت از محرومان. «و لم نطعم المسکین»(مدّثر، 44)
غفلت از مسئولیت‏ها. «مالکم لاتقاتلون فى سبیل اللّه و المستضعفین»(نساء، 75.)
غفلت از دشمن و توطئه‏هاى او.
غفلت از تاریخ و عبرت‏هاى آن.
غفلت از سنّت‏هاى الهى.
غفلت از وعده‏ها و وعیدها.
غفلت از رازقیّت خداوند.
غفلت از این‏که عزّت(نساء، 139.) و قوّت(بقره، 165.) همه از اوست.
غفلت از این‏که دنیا و آنچه در اوست کوچک و بى‏ارزش و عارضى و غنچه‏اى بیش نیست. «زهره الحیاه الدنیا»(طه، 131.)
بى جهت نیست که قرآن غافلان را از چهارپا منحرف‏تر مى‏داند. «أولئک کالانعام بل هم أضلّ أولئک هم الغافلون»(اعراف، 179.)
اسلام براى غفلت زدایى برنامه‏هایى دارد، از جمله: 1. نماز، «اقم الصلاه» 2. قرآن «نحن نزلنا الذکر» 3. دعا، 4. دورى از افراد غافل «لاتطع من اغفل قلبه عن ذکرنا» 5. توجه به تاریخ.
..
.

انسان در زندگى خود باید رنگى را بپذیرد؛ رنگ سلیقه، قبیله، نژاد، محیط، اقتصاد، حکومت و… امّا همه رنگ‏ها به مرور زمان پاک مى‏شوند؛ ولى رنگ خدا مى‏ماند، چون همه فنا پذیرند جز خداوند. «کلّ شى‏ء هالک الاّ وجهه»( قصص، 88.)
در میان تمام ساختمان‏ها و در تمام کشورها، ساختمان‏هاى مذهبى ماندگارترند؛ چون به نوعى رنگ خدا دارند.
در میان شخصیت‏ها، نام انبیا ماندگارتر است، چون رنگ الهى داشتند.
در میان بیابان‏ها، صحراى سینا و عرفات.
در میان کوهها، کوه حرا و طور.
در میان آبها، آب فرات و زمزم.
در میان نامگذارى‏ها، نام‏هایى که جنبه مذهبى دارد.
در میان اعیاد، عیدهایى که به مذهب گره خورده‏است.
در میان کتاب‏ها، کتب آسمانى ماندگارترند.
آرى، بهترین رنگ، رنگ خدایى است. «صبغه اللّه و من أحسن من اللّه صبغه»( بقره، 138.) زیرا:
1. رنگ الهى همرنگ با فطرت و عقل سلیم و منطق است.
2. خریدار و مشترى این رنگ، خداوند است.
3. بهاى آن بهشت نامتناهى است.
4. از هرکس و در هر زمانى و هر موقعیتى که باشد خریدارى مى‏شود.
5. چیزى که رنگ الهى داشته باشد، خریدار دارد گرچه کم باشد. «فمَن یعمل مثقال ذرّه»
6. چیزى که رنگ الهى داشته باشد، اگر در آن عیبى باشد، خریدار اصلاحش مى‏کند. «و اصلح بالهم»(محمد، 2)
چنانکه در دعا مى‏خوانیم که بعد از نماز بگویید: خدایا! این نماز من بود، اگر در رکوع و سجودش خلل و نقصى است آن را اغماض کن و نادیده بگیر.
7. رنگ الهى، امدادهاى الهى و رهنمودهاى الهى را به دنبال دارد. «و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»(عنکبوت، 69.)
8. رنگ الهى هیچ وقت دچار بى‏رونقى و کساد نمى‏شود، چون مشترى خداست وهمه‏جا حاضر است

در تاريخ ۱۲/اسفند/۱۳۹۳ بدون دیدگاه برچسب ها : ،،

نوشته شده توسط داداش رضا

سلام مهربون . به سایت توبه و ترک گناه خوش اومدی..من رضا هستم اما بچه های سایت چون به من لطف دارن منو داداش صدا میزنن...خوش اومدی به سایت خودت..میخوام یه حرفیو بزنم از ته دلم...میدونی چیه ؟ هممون تو گذشتمون اشتباهاتی مرتکب شدیم..اما نباید نا امید باشیم .. ببین؟ شده به گناه هات فکر کنی؟ شاید وقتت پر باشه و کلا نتونی به یاد بیاری....اما تاحالا به پشیمونی بعد گناه فکر کردی ؟ شاید بگی داداش رضا من بار ها توبه کردم و توبه شکستم...میخوام توبه کنم اما سخته نمیتونم...جواب من : نگران نباش ! این سایت دقیقا برای همین ساخته شده که به تو امید و انگیزه بده برای تغییر ...باور کن هنوزم دیر نشده ! تو اراده کن باقیش با خدا...به سایت خودت خوش اومدی...من و همه بچه های سایت ورودتو به این سایت تبریک میگیم و از خدا میخوایم که همیشه پاک و سلامت باشی...سایتمونو دنبال کن 40tobe.com

وبسایت
 

خداوندا ؟

آنقدر من را قوی کن

که با قوی ترین دشمنم که خودم هستم

روبه رو شوم...

آمین ♥

دیدگاه خود را بیان کنید


دونستن قدرت نیست !!! عمل کردن به دونسته ها قدرته

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی كه تغییر دهم آنچه را که میتوانم

و دانشی كه تفاوت این دو را بدانم

آمین... ♥♥

lk ♥♥ خدایا ! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم ♥♥