سوالات اعتقادی دینی

سوالات اعتقادی دینی

آیا گفتن «بسم اللّه» و شروع کار با نام خدا، قبل از اسلام هم سابقه داشته است؟
بله؛ حضرت نوح هنگام سوار شدن به کشتى نجات، به یاران خود فرمود: حرکت و توقّف کشتى ما با نام خداست. «بسم اللّه مجراها و مرساها»(هود، 41.)
حضرت سلیمان نیز دعوتنامه‏ى خود را با «بسم اللّه» شروع کرد. «و انّه من سلیمان و انّه بسم اللّه الرّحمن الرحیم»(نمل، 30.)
..
.
ایا خدا به حمد ما احتیاج داره؟
خیر چنین نیست؛ چنانکه اگر گفتیم: مردم باید خانه‏هاى خود را رو به خورشید بسازند، به این معنا نیست که خورشید به ما و خانه ما نیاز دارد.
نه تنها خدا که بسیارى از مخلوقات خداوند نیز به انسان نیازى ندارند و این انسان است که از همه محتاج‏تر؛ ولى از همه متکبرتر است.
مثلاً اکسیژن، دریا، ماهى‏هاى دریا، جنگل‏ها، باد و باران، پرندگان، چرندگان و زنبور عسل محتاج ما نیستند؛ ولى انسان به همه اینها نیاز دارد.
بنابراین؛ اگر ما مى‏گوییم حمد و ستایش الهى لازم است به خاطر آن است که وجود ما و رشد ما و ادامه‏ى زندگى و حلّ مشکلات و کمبودهاى ما تنها به دست اوست. او که رحمت را بر خود واجب کرده است. «کتب على نفسه الرّحمه»( انعام، 54.) آیا ما ستایش را بر خود واجب نکنیم.
حمد و ستایش ما به پاس رحمت گسترده‏ى او، «و رحمتى وسعت کلّ شى‏ء»(اعراف، 156.) و به نوعى انجام وظیفه است.
..
.

خدایى که به وضع و حال ما و به هر چیزى آگاه است، چرا ما را مورد آزمایش قرار مى‏دهد؟(کسرا)
آزمایش الهى براى آن است که مدّعیان راستین از مدّعیان دروغین شناخته شوند. همه انسان‏ها به نوعى ادّعا مى‏کنند که آدم‏هاى خوبى هستند، امّا به هنگام امتحان، افراد شناخته مى‏شوند و هرکس مى‏فهمد که چه مقدار در ادّعایش راستگو بوده است. خداوند مى‏فرماید: ما شما را به ترس، گرسنگى و کمبودها آزمایش مى‏کنیم: «ولَنَبلونّکم بشى‏ء من الخوف و الجوع و نقصٍ من الاموال و الانفُسِ و الثّمرات و بَشِّر الصّابرین»( سوره بقره، آیه 155)
علاوه بر آنکه علم و دانستن خداوند، دلیل کیفر و پاداش نیست، بلکه باید از ما عملى سربزند تا به کیفر و پاداش برسیم. به چند مثال توجه کنید:
1- ما مى‏دانیم که این خیّاط یا بنّا یا نجّار چگونه مى‏دوزد یا مى‏سازد، ولى بر اساس این دانش، به آنها مزد نمى‏دهیم، بلکه باید از آنان کارى سربزند تا استحقاق پاداش داشته باشند.
2- معلّم مى‏داند که این دانش‏آموز اهل درس خواندن نیست، ولى نمى‏تواند قبل از امتحان او را مردود قلمداد کند. حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: آزمایشات الهى براى علم پیدا کردن خداوند نیست، بلکه براى آن است که بسترى ایجاد شود و از انسان عملى سرزند تا کیفر و پاداش بر مبناى عمل باشد.
اگر امتحان‏ها نباشد، انسان شناخته نمى‏شود.
صبر انسان، در برابر حوادث شناخته مى‏شود.
رضا و تسلیم انسان، در برابر حوادث تلخ شناخته مى‏شود.
قناعت و زهد انسان، به هنگام کمبودها روشن مى‏شود.
تقوى، حلم و ایثار انسان، در امتحان‏ها معلوم مى‏شود.
..
.

چرا خداوند چیزهایى آفریده که براى انسان خطرناک است؟
قرآن مى‏فرماید: هرچه را که خدا آفریده، نیکو آفریده است: «الّذى أحسنَ کلّ شى‏ءٍ خَلقه»( سوره سجده، آیه 7) حتى زهرمار در بدن مار نیکوست، ولى در بدن ما کشنده است. چنانکه آب دهان در دهان ما نیکوست، ولى اگر به سوى کسى پرتاب شود، جسارت بزرگى محسوب مى‏شود.
..
.

چرا خداوند گاهى دعاى ما را مستجاب نمى‏کند؟
در قرآن مى‏خوانیم: «اُدعونى أستَجِب لکم»(سوره غافر، آیه 60) مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. اگر شخصى به دیگرى گفت: به هنگام برخورد با مشکل به من تلفن کن تا تو را کمک کنم، این جمله لوازم و شرایطى دارد از جمله:
1- رفاقتت را با من حفظ کنى.
2- شماره تلفن مرا گم نکنى و شماره را درست بگیرى.
3- به هنگام بازگو کردن مشکلات، حرف‏هاى بى ربط نزنى و توقّعات نابجا نداشته باشى و به وظیفه خود عمل کرده باشى.
4- آنچه مى‏گویى واقعاً مشکل باشد، نه خیالات و توهّمات.
5 – براى حلّ مشکل خود، انتظار نداشته باشى تمام مقرّرات و نظام را بهم بریزم.
6- حلّ این مشکل، سبب پیدایش مشکل دیگرى براى شما یا دیگران نشود.
7- در بازگو کردن مشکلات، صادق باشى و دروغ نگویى.
آیا ما در دعا و طرح مشکلات خود با خدا، این شرایط را مراعات کرده‏ایم؟
آیا رفاقت و بندگى خود را با خدا حفظ کرده‏ایم؟ قرآن مى‏فرماید: «و یَستَجیبُ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات»( سوره شورى، آیه 25) پاسخ مثبت به کسانى داده مى‏شود که با ایمان و عمل شایسته رابطه خود را با خدا حفظ کرده باشند.
آیا شماره تلفن را درست گرفته‏ایم؟ در روایات مى‏خوانیم: دعا آدابى دارد، از جمله:
ابتدا «بسم اللّه» بگویید، با وضو و حضور قلب و در مکان مقدّس مثل مسجد باشید، قبل از دعا از خداوند با صفات و اسماءالحسنى تجلیل کنید، ده مرتبه «یا اللّه»، «یا ربّ» بگویید، گوشه‏اى از نعمت‏هاى الهى را به زبان آورید، از خداوند تشکر کنید، بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستید، لغزش‏هاى خود را مطرح و استغفار کنید، دعا و خواسته خود را میان دو صلوات مطرح کنید و امیدوار باشید.
آیا در دعاهاى خود توقّعات نابجا نداریم و به وظیفه خود عمل کرده‏ایم؟
دانش‏آموز درس نخوانده، دعا مى‏کند که قبول شود. مى‏گویند: دانش آموزى به خانه آمد و وارد اتاق جلویى شد و مشغول دعا شد. به خدا گفت: پروردگارا! کوه هیمالیا را در فلان کشور قرار بده و دریاچه ارومیّه را در نیشابور قرار بده. مادرش گفت: این چه دعایى است که مى‏کنى؟! گفت: من در امتحان جغرافیا پاسخ سؤالات را اشتباه نوشته‏ام، حالا به خدا مى‏گویم کوه و دریا را جابجا کند تا من نمره بیاورم!
آیا زمان دعا و شرایط دیگر را در نظر گرفته‏ایم؟ در اسلام زمان‏هایى براى دعا سفارش شده است، از جمله: شب‏هاى جمعه، سحرها، بعد از نماز، غروب جمعه، بعد از خطبه‏هاى نماز جمعه، هنگام نزول باران و جارى شدن اشک و….
آیا مشکلات ما واقعاً مشکل است یا خیال مى‏کنیم که مشکل است؟ بسیارى مشکلات، لازمه نظام طبیعت است و رفع آن، به معناى به هم زدن نظام عالم. همچون فقیرى که سقف خانه‏اش خراب است و باران که مى‏آید، سقفش چکّه مى‏کند. براى رفع مشکل او، یا باید خداوند باران نفرستد یا بر بام خانه او باران نبارد و یا آب باران در پشت‏بام خانه‏اش نفوذ نکند و یا… که هر کدام از اینها به معناى نادیده گرفتن قوانین حاکم بر طبیعت است.
..
.

آیا هر ایمانى ارزش دارد؟
قرآن از کسانى که به هنگام خطر یاد خدا مى‏کنند ولى همین که نجات یافتند او را فراموش مى‏کنند، به شدّت انتقاد کرده و مى‏فرماید: «اذا رَکِبوا فى الفُلک دَعَوا اللّه»(سوره عنکبوت، آیه 65) گروهى به هنگام غرق شدن خدا را مى‏خوانند، امّا چون نجات مى‏یابند، خدا را فراموش مى‏کنند.
اصولاً ایمان لحظه‏اى ارزشى ندارد، فرعون نیز هنگامى که دید در دریا غرق مى‏شود، ایمان آورد و گفت: «آمنتُ» که این گفتار دیگر ارزشى نداشت. خداوند فرمود: «الان و قد عصیتَ»(سوره یونس، آیه 91) اکنون دیگر توبه و ایمان سودى ندارد.
در قرآن از ایمانى ستایش شده که همراه با پایدارى و استقامت باشد. «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استَقاموا»(سوره فصّلت، آیه 30.)
در زندگى نیز تنها ازدواج مهم نیست، همسردارى مهم است. زایمان مهم نیست، تربیت فرزند مهم است.
..
.

چه کنیم که در امتحان الهى پیروز و سربلند شویم؟
1. استمداد و تضرّع به درگاه خداوند.
2. توجه به پاداش‏هاى صبر و مقاومت در مقابل مشکلات. «و بشّر الصابرین… اولئک علیهم صلوات من ربّهم»(بقره، 155 و 157.)
3. توجه به گذرا بودن تلخى‏ها و شیرینى‏ها.
4. توجه به تاریخ و سرنوشت سعادت آفرین کسانى که در امتحان پیروز شده‏اند و سرنوشت تلخ کسانى که در امتحانات الهى مردود شده‏اند.
5. توجه به وعده‏هاى الهى در مورد یارى و گره‏گشایى از کسانى که در مشکلات خود را نبازند. «اِنّ مع العُسر یُسرى»(شرح، 6.)
6. توجه به امدادهاى الهى در زندگى و وفاکردن خداوند نسبت به وعده‏هاى خود. «و رفعنا لک ذکرک»(شرح، 4.)، «انّا کفیناک المستَهزِئین»( حجر، 95.)
7. توجه به آثار و فواید مثبتى که این تلخى‏ها دارد. از قبیل؛ بیدارى وجدان، رشد علمى و تلاش و پژوهش براى پیداکردن راه حل، شناخت دوست و دشمن، شناخت ظرفیت‏ها و استعدادهاى خود و دیگران.
..
.

چه کنیم که در امتحان الهى پیروز و سربلند شویم؟
1. استمداد و تضرّع به درگاه خداوند.
2. توجه به پاداش‏هاى صبر و مقاومت در مقابل مشکلات. «و بشّر الصابرین… اولئک علیهم صلوات من ربّهم»(بقره، 155 و 157.)
3. توجه به گذرا بودن تلخى‏ها و شیرینى‏ها.
4. توجه به تاریخ و سرنوشت سعادت آفرین کسانى که در امتحان پیروز شده‏اند و سرنوشت تلخ کسانى که در امتحانات الهى مردود شده‏اند.
5. توجه به وعده‏هاى الهى در مورد یارى و گره‏گشایى از کسانى که در مشکلات خود را نبازند. «اِنّ مع العُسر یُسرى»(شرح، 6.)
6. توجه به امدادهاى الهى در زندگى و وفاکردن خداوند نسبت به وعده‏هاى خود. «و رفعنا لک ذکرک»(شرح، 4.)، «انّا کفیناک المستَهزِئین»( حجر، 95.)
7. توجه به آثار و فواید مثبتى که این تلخى‏ها دارد. از قبیل؛ بیدارى وجدان، رشد علمى و تلاش و پژوهش براى پیداکردن راه حل، شناخت دوست و دشمن، شناخت ظرفیت‏ها و استعدادهاى خود و دیگران.
..
.

خدا که از همه چیز آگاه است، چرا انسان‏ها را امتحان و آزمایش مى‏کند؟
آزمایش کردن انسان براى فهمیدن است؛ ولى آزمایش کردن خدا براى فهمیدن نیست؛ بلکه براى آن است که از انسان عملى سر زند و پاداش و کیفر بر اساس آن عمل باشد.
توضیح آن‏که، خدا مى‏داند که فلان شخص در برابر حوادث تلخ و شیرین چه برخوردى خواهد کرد؛ امّا نباید بر اساس این دانش به آن شخص اجر و پاداش دهد. همان‏گونه که ما مى‏دانیم فلان خیاط مى‏تواند بدوزد و یا فلان بنّا مى‏تواند بسازد؛ امّا هرگز بر اساس این علم به او مزد نمى‏دهیم، بلکه باید از او کارى سر زند تا استحقاق پاداش داشته باشد.
ابزار امتحان الهى؛ نعمت‏ها، نقمت‏ها، حوادث وصحنه‏هاى تلخ و شیرین در طول زندگى است. «و نبلوکم بالشرّ و الخیر»(انبیاء، 35.)
..
.

چرا خداوند اجازه مى‏دهد تا افراد معلول و ناقص‏الخلقه متولد شوند؟
خداوند نمى‏خواهد هیچ نوزادى ناقص‏الخلقه به دنیا بیاید، این گونه نوزادان در اثر اشتباهات والدین (به صورت عمدى یا سهوى) به دنیا آمده‏اند که از نظر پزشکى نیز بسیارى از این عوامل شناخته شده است.
اگر سؤال شود که چرا خداوند اشتباهات آنان را جبران نمى‏کند؟ در پاسخ مى‏گوییم: خداوند آفرینش را بر اساس حکمت و علل و اسباب آفریده و اگر بخواهد با قدرت خود اشتباهات ما را در طبیعت اصلاح کند، باید نظام آفرینش را به هم بزند.
مثلاً؛ جاذبه براى زمین یک حکمت و ارزش است. این جاذبه است که سبب بارش باران مى‏شود. حال اگر بگوییم به خاطر سقوط کودکى یا انسانى یا هواپیمایى، جاذبه را از زمین بگیریم، علاوه بر از هم پاشیدن نظام خلقت، چه برکاتى را باید از دست بدهیم. مانند این است که دانش‏آموزى در امتحان جغرافى، مکان کوه هیمالیا یا اقیانوس اطلس را اشتباه نوشته باشد، آیا خداوند باید جاى کوه و اقیانوس را عوض کند؟!
اگر ظالمى سنگى را به صورت مظلومى پرتاب کرد، آیا خداوند باید قبل از رسیدن سنگ به صورت او، سنگ را پنبه کند یا صورت او را ضربه ناپذیر کند؟!
اگر کسى را در زمستان به داخل استخر آب سردى هُل دادیم، خداوند باید آب استخر را گرم کند؟
اگر مسافرى راه شهرى را به اشتباه رفت، آیا خداوند باید شهر را جابجا کند؟!
کسانى که توقّع دارند خداوند از قدرت خودش خلاف‏هاى عمدى و سهوى انسان‏ها را جبران کند، اگر کمى فکر کنند، خواهند فهمید که نتیجه‏ى این توقّع آن است که هیچ چیز در جاى خود نباشد و یک نظام هرج و مرجى به وجود آید و همه چیز در هر لحظه در حال تغییر و تحوّل باشد و قدرت تدبیر و برنامه‏ریزى از عقلا گرفته شود.

..
.

از ظاهر بعضى آیات، گمراه شدن انسان توسط خدا فهمیده مى‏شود، آیا چنین برداشتى صحیح است؟ مثلاً؛ «ختم اللّه على قلوبهم» یا «طبع اللّه» یا «یضلل اللّه» و «تذلّ من تشاء»
خیر؛ زیرا مگر مى‏شود خداوند این همه پیامبر و کتب آسمانى را براى هدایت انسان بفرستد؛ آنگاه خودش او را گمراهش کند؟!
بنابراین، معناى گمراه کردن خداوند این است که انسان با اختیار خودش راه انحرافى را انتخاب مى‏کند و خداوند کیفر او را بستن راه نجات و هدایت قرار مى‏دهد.
به یک مثال توجه کنید: سارقى وارد منزل مى‏شود و براى سرقت به زیر زمین مى‏رود؛ امّا صاحب خانه متوجه شده، در را روى او قفل مى‏کند و به پلیس خبر مى‏دهد. در اینجا صاحب خانه دزد را گرفتار و راه را بر او مى‏بندد؛ ولى این عمل، کیفر حرکت آزادانه خود سارق است.
آرى، انسان ابتدا خودش راه لجاجت و خلافکارى را پیش مى‏گیرد و خداوند او را در آن راه حبس مى‏کند. «و ما یضلّ به الاّ الفاسقین»(بقره، 26)، «یطبع اللّه على کلّ قلبٍ متکبّر جبّار»(مؤمن، 35)، «طبع اللّه علیها بکفرهم»(نساء، 155)
کسانى که با کمال جسارت به انبیا مى‏گویند: خواه شما موعظه کنید یا موعظه نکنید، ما سخن شما را نمى‏پذیریم. «سواء علینا أ وَعَظت أم لم تکن من الواعظین»(شعراء، 136.) در قیامت هم مى‏گویند: «سواء علینا أجزعنا»( ابراهیم، 21.)
مگر مى‏شود باور کرد که خداوند این همه پیامبر را با کتب آسمانى بفرستد و سرانجام انسان مجبور به انحراف باشد. آرى، اگر انسان راه ضلالت و گمراهى را انتخاب کرد، بدون شک عواقبى متناسب با آن خواهد داشت. چنانکه منافقان مى‏گویند: «انّما نحن مستهزؤن»(بقره، 14) ما اهل ایمان را مسخره مى‏کنیم، خداوند مى‏فرماید: «اللّه یستهزء بهم»(قره، 15)
امام رضاعلیه السلام مى‏فرماید: خداوند اهل مکر و خدعه و استهزا نیست؛ لیکن جزاى مکر و خدعه و استهزا را مى‏دهد.
کوتاه سخن آنکه هرکس راه فسق را پیش گیرد، خداوند او را در مسیر انحراف قرار مى‏دهد. «و ما یضلّ به الاّ الفاسقین»(بقره، 26) و هر کس راه خدا را پیش گیرد، هدایت مى‏شود. «یهدى الیه من أناب»(رعد، 37)، «یهدى به اللّه من اتّبع رضوانه»(مائده، 16)، «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سُبُلَنا»(عنکبوت، 69.)

.

چرا با این که بعضى از مردم در قرآن شک و تردید دارند؛ امّا خداوند مى‏فرماید: «لا رَیب فیه» در آن هیچ شکى نیست؟
قرآن و مباحث آن بسیار شفّاف است و آنجا که شکى وجود دارد، به خاطر سوءظن و لجاجت خود افراد است. «فهم فى ریبهم یتردّدون»(توبه، 45) یعنى آنان در شکى که خود ایجاد کرده‏اند، سرگردان هستند.
چنانکه نمونه‏هاى آن در قرآن بیان شده است، از جمله: ماه دو نیم شد؛ ولى باز هم تردید داشتند. «اِقتَربتِ السّاعه و انشقّ القمر»(قمر، 1)
علماى یهود و مسیحیان، پیامبر را همانند فرزندان خود مى‏شناختند؛ ولى باز شناخت آن حضرت را کتمان مى‏کردند. «یعرفونه کما یعرفون ابنائهم»(بقره، 146)
حضرت صالح به اراده‏ى خداوند شترى را از دل کوه بیرون کشید؛ ولى گروهى با تردید گفتند، «أتعلمون ان صالحاً مرسل من ربّه»(اعراف، 75.) آیا درباره‏ى رسالت حضرت صالح علم دارید؟
بنابراین، فرق است بین روشن بودن مسئله و تردید افراد لجوج و بدگمان که شک این افراد به خاطر کوردلى آنان است. «بل هم فى شکٍ منها بل هم منها عمون»(نمل، 66)
قرآن با تعبیرات متعدد و مختلفى روانشناسى این افراد را مطرح مى‏کند. مانند:
«لَجّوا»(ملک، 21)، لجاجت مى‏کنند.
«یَعدلون»(انعام، 1)، عدول مى‏کنند.
«قلیلاً ما تذکّرون»(اعراف، 3)، کمتر متذکّر مى‏شوند.
«یمکرون»(انعام، 123)، حیله مى‏کنند.
«یختلفون»( نحل، 39)، ایجاد اختلاف مى‏کنند.
و در مقابل این همه سرسختى، خداوند به پیامبرش مى‏فرماید:
صبر کن. «واصبر»
غمگین مباش. «لاتحزن»(نمل، 127)
بر خدا توکّل کن. «فتوکّل على اللّه»(آل‏عمران، 159)
تو نمى‏توانى دعوت خود را به گوش مرده‏دلان برسانى. «انّک لاتسمع الموتى»(نحل، 80)
تو نمى‏توانى کسانى را که به جاى توجه و اندیشه کردن، پشت مى‏کنند، هدایت کنى. «و لاتسمع الصمّ الدعاء اذا ولّوا مدبرین»( روم، 52.)
تو هدایت کننده‏ى کسانى که چشم حق بین ندارند، نیستى. «أفانت تهدى العمى»(یونس، 43.)
براى رسیدن به رستگارى حتمى همین آیات قرآن کافى است و نیازى به سیر و سلوک‏هاى طاقت‏فرسا و سخت نیست.
..
.

چرا باید خداوند را عبادت و پرستش کنیم؟
1. چون خدا خالق و مربّى ماست. «اُعبدوا ربّکم الّذى خَلَقَکم»(بقره، 21)
2. چون خدا تأمین کننده‏ى رزق و امنیّت است. «فلیعبدوا ربّ هذا البیت الّذى اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف»(قریش، 3 و 4.)
3. چون عبادت سبب آرامش و رشد و روحى و روانى مى‏گردد. «بذکر اللّه تطمئنّ القلوب»(رعد، 28)، «واعبد ربّک حتّى یاتیک الیقین»(حجر، 99.)
4. چون انسان در محاصره‏ى انواع خطرهاست و جز خداوند معبود و پناهى نیست. «لا اله الاّ أنا فاعبدنى»(طه، 14.)
5. چون تمام هستى، تسلیم خدا و همواره در حال تسبیح اوست. «و له أسلم مَن فى السموات و الارض»(آل‏عمران، 83)، «کلٌّ له قانتون»( حدید، 1)، «یسبّح للّه ما فى السموات و الارض»(جمعه، 1)، «سَبّح للّه ما فى السموات و الارض»(فاطر، 43.)
پس ما نباید وصله‏ى ناهمرنگ و ناهماهنگ هستى باشیم.
..
.

نسبت دادن خُدعه و مکر و حیله به خدا در قرآن به چه معناست؟
امام رضاعلیه السلام مى‏فرماید: مکر خداوند همان کیفر او به اهل مکر است، بگذریم که بر خلاف اصطلاح ما مکر را به معناى حیله مى‏دانیم، مکر به معناى تدبیر است و تدبیر مى‏تواند خوب باشد و مى‏تواند بد باشد و لذا مى‏فرماید: «و لایحیق المکر السىّ‏ء الاّ بأهله»(73) یعنى تدبیر به جز تدبیر کننده‏اش را در بر نمى‏گیرد، بنابراین معناى «و اللّه خیر الماکرین»(آل‏عمران، 54 ؛ انفال 30) آن است که خداوند بهترین تدبیر کننده است و امّا این‏که چگونه مکر انسان به خودش ضربه مى‏زند.
به یک مثال توجه کنید:
اگر پزشکى به بیمارش دارو داد و بیمار مصرف نکرد و به دروغ گفت: مصرف کرده‏ام، او در حقیقت خود را فریب داده و به خود خدعه کرده است. «یخادعون اللّه والّذین آمنوا و ما یخدعون الاّ أنفسهم و ما یشعرون»(بقره، 9.)
..
.

بزرگ‏ترین نعمت کدام است؟
گرچه از نگاه و دیدگاه بعضى، بزرگ‏ترین نعمت، زندگى همراه با رفاه و امکانات و مقام و ثروت و قدرت و محبوبیّت است؛ امّا حقیقت این است که بزرگ‏ترین نعمت آن است که انسان را به هدف واقعى برساند.
کسى که انواع نعمت‏ها را داشته باشد؛ ولى به هدف نرسد، مثل کسى مى‏ماند که انواع ماشین‏ها را دارد، ولى خود در خیابان‏ها سرگردان است.
بنابراین، بزرگ‏ترین نعمت، هدایت الهى و معرفت و اطاعت کامل و داشتن هادیان معصوم و نجات از هوسهاى درونى و طاغوت‏هاى بیرونى است.
قرآن مى‏فرماید: «اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا»(مائده، 3.) یعنى با آمدن قرآن و پیامبر اسلام و تعیین رهبرى معصوم براى بعد از پیامبر نعمت بر مردم تمام و دین کامل و خدا راضى شد و در ذیل آیه «ثمّ لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم»( تکاثر، 8)
همچنین امام رضاعلیه السلام فرمود: مراد از نعمت، ولایت ما اهل بیت است، خواه در رفاه و زندگى باشد یا در تلخى و شهادت.
با این نگاه است که فرزند 13 ساله‏ى امام حسن مجتبى‏علیه السلام (حضرت قاسم) در کربلا در پاسخ به عموى خود مى‏گوید: مرگ براى من از عسل شیرین‏تر است؛ زیرا حق را فهمیدم و رهبرم امام معصوم است و هدفم مبارزه با ظلم و جانم را با خدا معامله مى‏کنم.
..
.

رستگاران چه کسانى هستند؟
با یک نگاه اجمالى به اوصاف رستگاران در قرآن مى‏فهمیم که آنان اهل عبادت و کار خیرند. «و اعبدوا ربّکم وافعلوا الخیر لعلّکم تفلحون»(حج، 77)
از بخل دورى مى‏کنند. «و من یوق شُحّ نفسه فاولئک هم المفلحون»(حشر، 8)
غافل نیستند و خدا را زیاد یاد مى‏کنند. «و اذکروا اللّه کثیراً لعلّکم تفلحون»(انفال، 45)
در راه او جهادگرند. «جاهدوا فى سبیله لعلّکم تفلحون»(مائده، 35)
اهل توبه و استغفارند. «توبوا الى اللّه… لعلّکم تفلحون»(نور، 31)
و در جامعه، اصلاحگر و آمر به معروف و ناهى از منکرند.(ل عمران، 104)
و به پیامبران خدا ایمان دارند و آنان را احترام و یارى مى‏کنند.(اعراف، 157)
کوتاه سخن آنکه اگر مى‏بینیم همیشه در طول تاریخ گروهى به دنبال مکتب‏هاى مختلف و دانشمندان و عُرفا و مصلحان و فیلسوفان و حاکمان و شاعران مى‏روند، آرزوى همه آنها رسیدن به رستگارى است که هرکسى آن را در چیزى و کسى مى‏جوید؛
یکى رستگارى را (همچون فرعون) در زور و قدرت مى‏پندارد و مى‏گوید: «قد أفلح الیوم من استعلى» آن‏کس که پیروز است، رستگار است که این تفکّر هنوز در ابرقدرت‏ها وجود دارد.
یکى رستگارى را در هنر و صنعت و جمعیت و داشتن منابع طبیعى و پیشرفت تکنولوژى، توسعه سیاسى، اقتصادى، نظامى، علمى و… مى‏داند.
امّا اسلام رستگارى را در جوهر خود انسان جستجو مى‏کند و مى‏فرماید: اگر این انسان روابط خود را با خدا از طریق نماز عاشقانه و با مردم نیازمند از طریق پرداخت زکات و با جامعه از طریق وفاى به عهد و امانتدارى و با خود از طریق کنترل غرایز و هوسرانى‏ها حفظ کند، به رستگارى رسیده است.
با نگاهى گذرا به جوامع بشرى به خوبى مى‏توان دریافت که پیشرفت‏ها و توسعه‏هاى گوناگون، ابزار رفاه و آسایش را فراهم کرده؛ ولى از آمار خیانت‏ها و جنایت‏ها و تجاوزها، هوس‏بازى‏ها و حق‏کشى‏ها چیزى نکاسته و سردمداران حرکت غیرالهى تمام فکر و قدرت پیروان خود را در راه رسیدن به هوسهاى پوچ و بیهوده صرف کرده‏اند.
..
.

در تاريخ ۰۹/اسفند/۱۳۹۳ بدون دیدگاه برچسب ها : ،،

نوشته شده توسط داداش رضا

سلام مهربون . به سایت توبه و ترک گناه خوش اومدی..من رضا هستم اما بچه های سایت چون به من لطف دارن منو داداش صدا میزنن...خوش اومدی به سایت خودت..میخوام یه حرفیو بزنم از ته دلم...میدونی چیه ؟ هممون تو گذشتمون اشتباهاتی مرتکب شدیم..اما نباید نا امید باشیم .. ببین؟ شده به گناه هات فکر کنی؟ شاید وقتت پر باشه و کلا نتونی به یاد بیاری....اما تاحالا به پشیمونی بعد گناه فکر کردی ؟ شاید بگی داداش رضا من بار ها توبه کردم و توبه شکستم...میخوام توبه کنم اما سخته نمیتونم...جواب من : نگران نباش ! این سایت دقیقا برای همین ساخته شده که به تو امید و انگیزه بده برای تغییر ...باور کن هنوزم دیر نشده ! تو اراده کن باقیش با خدا...به سایت خودت خوش اومدی...من و همه بچه های سایت ورودتو به این سایت تبریک میگیم و از خدا میخوایم که همیشه پاک و سلامت باشی...سایتمونو دنبال کن 40tobe.com

وبسایت
 

خداوندا ؟

آنقدر من را قوی کن

که با قوی ترین دشمنم که خودم هستم

روبه رو شوم...

آمین ♥

دیدگاه خود را بیان کنید


دونستن قدرت نیست !!! عمل کردن به دونسته ها قدرته

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی كه تغییر دهم آنچه را که میتوانم

و دانشی كه تفاوت این دو را بدانم

آمین... ♥♥

lk ♥♥ خدایا ! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم ♥♥