راه های مقابله با سگ وحشی

راه های مقابله با سگ وحشی

سلام..

دیروز متاسفانه مامانم رفته بود خونه خالم که یهو یه سگ بیشعور گازش گرفت…

شوهر خالم میگفت اگه فرار نمیکردی گازت نمیگرفت…

مامانم وقتی سگ بهش حمله کرد خیلی جیغ کشید و همین باعث تحریک سگ شد…من خیلی کنجکاو شدم که ببینم وقتی سگ به آدم حمله میکنه دقیقا باید چکار کنیم..

این پست هیچ ربطی به توبه و ترک گناه نداره و بیشتر میخوام اطلاعات عمومیتون زیاد بشه..

بریم سراغ راه های مقابله با سگ …قبلش بگم که سگ ها خیلی معرفت دارن…یه سگ رو اگه صاحابش با چوب و سنگ بزنه جیکش در نمیاد اما اگه شما که غریبه ای چپ چپ نگاش کنی گاز میگیره..

خب..

به سگ لبخند نزنید
از نظر سگ شما دارید دندان‌ نشون میدین و این یعنی شروع سوءتفاهم بین سگ و شما! اون فکر میکنه شما میخواید بهش حمله کنید..

سگی که قلاده داره

سگی که قلاده داره خیلی عصبانیه…به هیچ وجه نزدیکش نشید…برگردید اگه دیدید قلاده داره دور گردنش

غریزه حمله سگ را تحریک نکنید

وقتی سگی میاد سمتت و سرشو بالا پایین میکنه داره کنجکاوی میکنه…تا اینجا باهات کاری نداره..ولی اگه فرار کنی یا جیغ بکشی تحریک میشه غریزش و به احتمال زیاد میگیره…بچه ها ؟ سگ غریزه ای حمله میکنه…دست خودش نیست که…یعنی بفهمه داری مشکوک میزنی سریع غریزش تحریک میشه و میگیره…مثل پلک زدن ماست..وقتی اشغالی به چشم ما نزدیک میشه سریع پلک میزنیم…سگ هم اینجوری میگیره..

مورد بعدی که باید بگم اینه که وقتی سگی بدو بدو میاد سمتت و سرش در امتداد بدنشه ( مثل خط کش ) این اوضاع یعنی زنگ خطر…سگ میاد سمتت…

دو تا حالت هست..

1: سگی که پارس میکنه عمرا شمارو نمیگیره…به هیچ وجه…صدایی مثل این : هاپ هاپ هااااااااپ  تو این حالت با سگ کار نداشته باشید..عین این خنگولکا از کنارش رد شید…یه وقت فرار یا جیغ یا چوب و سنگ نزنیدا….

2: سگی که خرناس میکشه خطرناکه…صدایی مثل این : خخخخخخخ خخخخخخخخخخ خخخخخخخخخخخ خخخخخخ …تو این حالت شما حتما باید حالت تهاجمی به خودت بگیری و سگ رو بترسونی…حتما حتما حتما یه چوب یا سنگ گیر بیار

خب..

صحنه حساس شد….

سگ کنار شماست..

نفس در سینه حبث …خطرناکه حسنSmile

 

خونسردی‌تان را حفظ کنید

سگ ببینه ترسیدی پدرتو در میاره…پس وقتی سگ خخخخخخخخخ خخخخخخخخخ خخخخخخخ میکنه و خرناس میکشه داره واست رجز میخونه و تستت میکنه..سگ به راحتی میفهمه تو ترسیدی یا نه..البته سخته اون لحظه خونسرد بودن اما تو فیلم بازی کن…فقط جونه مادرت ندو..اگه فرار کنی میگیرت ! چون حس حملش تحریک میشه…حتی اگه سرعتت مثل سرعت موتور هم باشه میگیرت چون سرعتش بالاست..

در ضمن هیچ سگی گوشت انسان رو نمیخوره…فقط گاز میگیره…سگ ها از گوشت انسان بدشون میاد…پس میبینید که سگ فقط تحریک میشه..

خب…

بیاید چند تا حالت رو بررسی کنیم..

بیاید تصور کنیم سگ میخواد گاز بگیره…

یه کاری کنید پاتون رو گاز بگیره…

شما هر عضوی از بدنتون رو قایم کنید سگ دقیقا همونو گاز میگیره پس نذارید به سر سینه و گردن شما نزدیک بشه…پا رو اگه سگ گاز بگیره بعدش فوقش میری آمپول میزنی یا یه بخیه…مشکل حله و هیچیت نمیشه ( وقتی سگ گازت گرفت تا 24 ساعت وقت داری آمپول کزاز بزنی )

اگه کیف یا کوله پاشتی یا چیزی داری یه کاری کن اونو گاز بگیره چون سگ سگه..نمیفهمه این کیفه یا عضوی از بدنت…اگه سگ بهت حمله کرد و گاز گرفت سعی کن به چشمش حمله کنی…چون نقاط دیگه بدنش آسیب ناپذیره..اگه سگ پاتو گرفت به چشمش مشت بزن…به هیچ عنوان تو این لحظه صبر نکن..چون سگ گاز رو ول نمیکنه و اگه به چشمش مشت نزنی گاز گرفتن رو به پارگی تبدیل میکنه…یعنی سرشو به چپ و راست تکون میده تا گوشتت کنده بشه…

حالم بد شد اینو گفتم…اااااققققققق..بقول ما شمالیها …سگ بخاره بلاره Smile …… ( سگ بخوره بلاهاتو )

یه نکته ای رو تو پرانتز بگم..

سگ ها جمجمه هاش خیلی سفته..

پس خیال اینکه با چوب یا سنگ بخوای بکشیش خیال باطله…شاید با چاقو بتونی لتو پارش کنی اما با چوب دستی امکانش کمه…و اگه چند تا سگ بهت حمله کردن به گنده ترینش سنگ بزنید..

خب حالا فرض میکنیم شمارو سگ گاز گرفته و سگ هم گذاشته رفته…

سریع برید دکتر واسه پانسمان..اما اگه تو جنگل یا روستا یا..هستید محکم جاش رو ببندید تا خونتون هدر نره و خودتونو برسونید درمونگاه…

خب بذارید یه مرور کنیم…باشه ؟

یا وارد قلمرو سگ ها نشو..اگر هم نزدیک شدی به هیچ عنوان فرار نکن..احمقانه ترین کار ممکن در مقابله با پارس سگ فرار کردنه!!! بجاش با خونسردی رد بشید…

اینم مثال :

سگ حمله

سگ به هیچ وجه دوست نداره بگیره…اما ما ادما با فرار کردن به اون تلقین میکنیم که داریم دور میشیم که بعدش با سرعت بیشتری بهش حمله میکنیم…به چشم سگ هم نگاه نکنید…به هیچ وجه…دندوناتم نذار ببینه چون تحریک میشه و میاد جلو تر…

خونسرد باشید…خیلی خونسرد…سگی که پارس کنه عمرا نمیگیره…پارس سگ فقط اعلام هشداره…

سگ ساق پا و ساعد رو بگیره عیب نداره ولی نذار رون پا یا سینه گردن و سر رو بگیره..

..

.

 

خب بیاید حالت های دیگه سگ رو هم بگم…منظورم حالت های عادیشه…به جز حمله

• وقتی نوک گوش‌ها به عقب کشیده می‌شه و در امتداد سر قرار می‌گیره نشانه روشن تهاجمیه درصورتی‌که گوش‌های شل و آویزان یا ایستاده معمولاً نشانه بی‌تفاوتی.

• اگر سگ نزد شما بیاد درحالی‌که بدنش ریلکس و بخش میانی بدنش انحنای شیب‌دار ، احتمالاً نمی‌خواهد حمله کنه. سگی که بدنش سفت، صاف و کشیدست (سر، شانه‌ها و ران‌ها در یک ردیف قرارگرفته‌اند) در حالت تهاجم قرار دارد.

• راه رفتن یورتمه‌ای به این معنیه که سگ می‌خواهد بازی کنه و شما را بررسی کنه.

 

خب دوستان خوب سایت توبه….امیدوارم سگ گازتون نگیره Smile

ولی بذارید باقی مطالب رو از سایت ویکی 5040 براتون بذارم که راهکار جالبی رو برای مقابله با سگ گفته :

نجات از حمله سگ

1- وحشت نکنید. شاید شنیده باشید برخی قدیمی‌ها می‌گویند سگ‌ها و حیوانات دیگر می‌توانید ترس حیوان دیگر را حس کنند. اگر وحشت کنید و بدوید یا جیغ بکشید در سگ این اعتمادبه‌نفس را ایجاد می‌کنید که می‌تواند حمله کند یا حتی بدتر از آن ممکن است تصور کند او را تهدید می‌کنید. هر دو حالت وضعیت خوبی نیستند بنابراین بهتر است از این کار اجتناب کنید.

 

نجات از حمله سگ

2-  خود را مانند درخت بی هیجان و سخت نشان دهید. وقتی سگ به شما می‌رسد، طوری بایستید که دستانتان در پهلویتان قرار بگیرد مانند درخت. دستان خود را به اطراف تکان ندهید یا با پایتان ضربه نزنید. ممکن است سگ این رفتارها را به‌عنوان تهدید در نظر بگیرد. تماس چشمی با سگ برقرار نکنید چون این ممکن است موجب خیز برداشتن سگ شود (تماس چشمی برای سگ به معنی آماده برای حمله است). در بسیاری موارد سگ با این کار علاقه خود را ازدست‌داده و از شما دور می‌شود.

• هرگز ندوید. دویدن باعث می‌شود غریزه دویدن به دنبال شکار و گرفتن طعمه در سگ بیدار شود. ممکن است سگ به‌شدت شما را تعقیب کند حتی اگر قصد اولیه‌اش تنها بازی بوده است. به‌علاوه نمی‌توانید از سگ سریع‌تر بدوید. حتی اگر با دوچرخه باشید بیشتر سگ‌ها می‌توانند شما را بگیرند.

• در کنار سگ بایستید و او را در وسعت دید پیرامونی خود قرار دهید نه اینکه روبروی او بایستید و به او مستقیماً نگاه کنید. این کار به سگ اعلام می‌کند که شما تهدیدی برای او نیستید.

• دستان خود را باز نکنید چون امکان گاز گرفته شدن را بیشتر می‌کنید. انگشتانتان را جمع کرده و مشت کنید تا سگ آن‌ها را نگیرد. سگ ممکن است کاملاً نزدیک شود و حتی پوزه‌اش را به شما بمالد بدون اینکه شما را واقعاً گاز بگیرد.

 

نجات از حمله سگ

3- چیزی به سگ بدهید که آن را گاز بگیرد. اگر سگ به تهدید شما ادامه داد، به او چیزی بدهید که آن را بگیرد مثل کوله‌پشتی یا بطری آب. هر چیزی به‌جز دست و پای خود! ممکن است با این روش حواس او پرت شده و شما فرصت فرار پیدا کنید.

• یک ایده خوب دیگر این است که هنگامی‌که به نواحی می‌روید که ممکن است در آن سگ وجود داشته باشد، اسباب‌بازی یا خوراکی با خود ببرید. اگر با سگ عصبانی مواجه شدید خوراکی یا اسباب‌بازی را دور از خود پرت کنید. سگ ممکن است به دنبال آن برود و شما را رها کند.

 

نجات از حمله سگ

4- به سگ دستور بدهید برگردد. اگر سگ به رفتار تهاجمی خود ادامه داد و بی‌توجهی یا آرام کردن او دیگر تأثیری نداشت، مقابل او ایستاده و به او محکم دستور بدهید برود. برای این کار از صدای محکم و قوی استفاده کنید. حتی در این شرایط هم باید از تماس چشمی با سگ خودداری کنید. سگ ممکن است ناامید شده یا بترسد و شما را رها کند.

 

نجات از حمله سگ

5- اگر سگ خیز برداشت، مبارزه کنید. حمله سگ می‌تواند مرگبار باشد. اگر سگ شروع به گاز گرفتن شما کرد، باید از خود دفاع کنید. به گلو، بینی و پشت سر سگ ضربه یا لگد بزنید تا سگ گیج شده و به شما فرصت دهد فرار کنید.

• در این شرایط می‌توانید صدای خود را بالا ببرید. در هنگام مبارزه با سگ فریاد کمک بزنید تا شاید دیگران صدای شما را شنیده و به کمکتان بیایند.

• اگر چوب یا سلاح دیگری دارید می‌توانید (باید) از آن برای ضربه زدن به سگ استفاده کنید اما به سر او نزنید چون بیشتر سگ‌ها جمجمه خیلی ضخیم و محکمی دارند بنابراین ضربه به سر سگ فقط او را عصبانی‌تر می‌کند.

 

نجات از حمله سگ

6- از وزن خود بهره ببرید. تمام وزن بدن را به حیوان وارد کنید به‌خصوص با نواحی سخت بدن مانند زانو یا آرنج خود به او حمله کنید. سگ‌ها گاز گیرنده ماهری هستند اما نمی‌توانید گلاویز شوند و کشتی بگیرند بنابراین می‌توانید از این ویژگی استفاده کرده و در موقعیت برتر قرار بگیرید و استخوان‌های او را نسبتاً سریع بشکنید. سعی کنید روی حیوان قرار بگیرید و نیروی خود را بر نواحی مانند گلو یا دنده‌ها متمرکز کنید و حواستان باشد صورت خود را دور از محدوده گاز گرفتن سگ نگه‌دارید.

اگر به دنبال راه‌حل انسانی‌تری هستید و در شرایطی هستید که می‌توانید، در پشت سگ قرارگرفته و از وزن خود استفاده کنید و سگ را از پشت گردن به جلو فشار دهید  تا بی‌حرکت شود تا زمانی که کمک فرابرسد.

 

نجات از حمله سگ

اگر به زمین افتادید، از صورت، سینه و گلوی خود محافظت کنید. اگر روی زمین افتاده‌اید، نه‌تنها مبارزه با سگ عصبانی مشکل‌تر است بلکه نواحی حساس بدنتان مانند سر، بالاتنه و گردن نیز در مقابل حمله او آسیب‌پذیرتر می‌شود. این نواحی مهم‌ترین نقاط بدن هستند چون گاز گرفتن این نواحی صدمات سختی به شما وارد کرده و احتمال مرگ را بسیار افزایش می‌دهد. با چرخیدن به شکم و بغل گرفتن زانوها در شکم و قرار دادن دست‌ها در طرفین سر (به حالت مشت) از اندام‌های حیاتی خود محافظت نمایید.

• در مقابل جیغ زدن و غلتیدن برای دور شدن مقاومت کنید چون این کارها ممکن است سگ را بیشتر تشویق کند.

 

نجات از حمله سگ

8- همین‌که سگ علاقه‌اش به شما را از دست داد به آهستگی به عقب برگردید و محل را ترک کنید. حفظ آرامش و بی‌حرکت ماندن در چنین شرایطی واقعاً به کنترل اعصاب نیاز دارد اما تا زمانی که سگ واقعاً شما را گاز نگرفته است بهترین کار همین است.

 

..

.

امیدوارم این توضیحات به دردتون بخوره… این پست قطعا کاربردیه… در ضمن یه نکته درمورد گرگ بگم..گرگها کمتر پیش میاد به انسان حمله کنن…اما اگه حمله کنن دست جمعی حمله میکنن..پس فاتحه صلوات Smile

به یکی گفتم مواظب باش سگ نگیرت ..گفت : من خودم سگم…

هیچی دیگه دهنم بسته شد کلا… Smile

من خودم از سگ مثل سگ میترسم بخاطر همین این پست رو گذاشتم Smile

یا علی مدد …نظر بذارید یه خاطره ای تعریف کنید از سگ و اینکه ایا بهتون حمله کرده ؟

مامانمم حالش خوب شده…الانم داره تو اشپزخونه عصرونه اماده میکنه…

قربانش بشم من Heart

در تاريخ ۲۸/آذر/۱۳۹۴ ۶۹ دیدگاه برچسب ها : ،،

نوشته شده توسط داداش رضا

سلام مهربون . به سایت توبه و ترک گناه خوش اومدی..من رضا هستم اما بچه های سایت چون به من لطف دارن منو داداش صدا میزنن...خوش اومدی به سایت خودت..میخوام یه حرفیو بزنم از ته دلم...میدونی چیه ؟ هممون تو گذشتمون اشتباهاتی مرتکب شدیم..اما نباید نا امید باشیم .. ببین؟ شده به گناه هات فکر کنی؟ شاید وقتت پر باشه و کلا نتونی به یاد بیاری....اما تاحالا به پشیمونی بعد گناه فکر کردی ؟ شاید بگی داداش رضا من بار ها توبه کردم و توبه شکستم...میخوام توبه کنم اما سخته نمیتونم...جواب من : نگران نباش ! این سایت دقیقا برای همین ساخته شده که به تو امید و انگیزه بده برای تغییر ...باور کن هنوزم دیر نشده ! تو اراده کن باقیش با خدا...به سایت خودت خوش اومدی...من و همه بچه های سایت ورودتو به این سایت تبریک میگیم و از خدا میخوایم که همیشه پاک و سلامت باشی...سایتمونو دنبال کن 40tobe.com

وبسایت
 

خداوندا ؟

آنقدر من را قوی کن

که با قوی ترین دشمنم که خودم هستم

روبه رو شوم...

آمین ♥

۶۹ ديدگاه

  1. Fariba MA می‌گه:

    با سلام
    پست خوب و کاربردی بود، گفتید خاطره بگیم…
    من یادمه برا کار پایان نامم تو تعطیلات هم دانشگاه بودم، با توجه با اینکه زمینهای مربوط به دانشگاه زیاد بود برا همین تعداد زیادی سگ از همه نوع در داخل محوطه دانشگاه نگه میداشتن، بعضی روزای تعطیل هم او نا آزاد میکردن که از فضاهای باز دانشگاه استفاده کنن و بگردن، خلاصه تو یه عصر روز تعطیلی من کارم تموم شد و میخواستم برگردم به خوابگاه، برا همین راه افتادم به سمت خوابگاه، پنج دقیقه طول نکشیده بود که دیدم خدایا داره یه گله، تصور کنید یه گله سگ بهم نزدیک میشه، خیلی خیلی ترسیدم، اما به خودم جرات دادم و یک لحظه وایستادم ، همین که خواستم یک قدم بردارم همشون پارس کنان اومدن سمتم ولی زیاد بهم نزدیک نشدند، نه میتونستم جیغ بکشم، نه فرار کنم و نه هیچی.
    هی تو دلم خدا رو صدا میکردم و اصلا نمیتونستم از جام حرکت کنم، نزدیک هشت دقیقه چشم تو چشم با یه گله سگ وایستادم بعد سرشون داد زدم که برن، اونا هم یه خوره دلشون به حالم سوخت چند تاشون از گله جدا شدن و رفتند و بعد همشون تصمیم گرفتن که باهام کاری نداشته باشن، منم که کلی ترسیده بودم و میدونستم اگر راه بیافتم و حرکت کنم اینا باز سمتم میان، یه تصمیم کبرایی گرفتم و به آژانس دانشگاه زنگ زدم و فورا با تاکسی چند قدم راهو تا محل خوابگاههامون رفتم.
    ولی شکر خدا تا حالا با گرگ برخورد نداشتیم. اما همینطور که میدونید گرگ یک حیوون با اصل و نصبه، ریشه در تاریخ داره، یه قداست و ابهت خاصی داره و اصلا با سگ قابل مقایسه نیست.
    Big Smile Big Smile Big Smile Big Smile Big Smile Big Smile Big Smile

    • داداش رضا می‌گه:

      چه خاطره جالبی Smile
      راستی یه سگ ده تا گرگ رو حریفه Smile
      راستی من شنیده بودم اگه تو خونه ای سگ باشه فرشته و ملائکه به اون خونه سر نمیزنن اما جن میتونه ورود کنه…نمیدونم درسته یا نه … و میگن تو خونه ای که کبوتر باشه جن ها دور میشن یا با کبوترا سرگرم میشن…دوستان تحقیق کنن بگن Smile

  2. میلاد می‌گه:

    به من که نه.ولی به مامان بابام حمله کرده بود اونام دویده بودن تا سوار ماشین شن..گمونم سگه مثه آدم نمیدویده و گرنه میگرفتشون Grin

  3. میلاد می‌گه:

    راستی داداشی آیا خدا وجود دارد 2 رو نمیذارین؟

  4. محمد حصین می‌گه:

    یادش بخیر کربلا رفته بودم خیلی سال پیش گم شده بودم و راه هتلمون رو گم کرده بودم نیمه شب بود که از این سگ های ولگرد خیابونی افتاد دنبالم منم شروع به دویدن کردم و اونم دنبالم قلبم داشت می یومد تو دهنم کلا همین بود امام حسین کمکم کرد و مسیر رو پیدا کردم و گرنه فاتحه ام تو بلاد عرب خونده می شد.

  5. سحر می‌گه:

    سلام
    من مرغ میبینم یا هر پرنده ای دیگه ای جیغ میکشم در میرم البته خیلی ناخودآگاه هرچقدرم به خودم دلداری میدم که آدم خوار که نیست ولی بازم با دیدنش…..
    حتی تو تصور ذهنیمم نمیتونم به پرندها نزدیک بشم.
    حالا فکر کنید با این شرایط بخوام سگ ببینم و نقش بازی کنم که اتفاقی نیفتاده و نترسیدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    خیلی پست باحالی بود کلی خندیدم.

  6. تبسم چهره می‌گه:

    شماله و سگ و جک و جونور…در مورد خودم دوبار سگ بهم حمله کرد و هردوبارش بی نهایت عصبانی بودم.شاید نتیجه عصبانیتم بود این حمله و جذب شدن سگها..چیز جالب اینه که از فرصت استفاده کردم و هواری کشیدم سرش که حیوون خدا ترسید البته این هوار کشیدنه یه بارش مثبت بود اون یکی دفعه ش که سگه از اون سگ پاکوتاها بود و متأسفانه از رو هم نمیرفت بهم نصفه و نیمه حمله کرد..به هرجون کندنی بود اجازه ندادم بهم نزدیک شه اما تا صاحبش برسه قلبم اومد تو دهنم..هرچی بود دفعه دوم خشمه بیشتر فروکش کرد…:-!
    جالبه بدونید دو،سه بارهم من نوادگان سگ رو نجات دادم…یه بار حیوون خدا تو خونه همسایه که تازه داشتن میساختنش و یکی از قسمتهاش رو پر نکرده بودن افتاد..وقتی من خونه رسیدم مامانم گفت ازدیروز همینطور یکسره داره واق میزنه رفتم و دیدم حیوون خدا داره میلرزه،هم سردش بود و هم گرسنه با همه ی غرغرهای مادرم کمک آوردم و سگه اومد بالا و بقیه ماجرا….
    درکل من میگم هیچی بی علت نیست،واقعا خشم و عصبانیت کنترل نشده و ناجور،خشم و عصبانیت کائنات رو برمی انگیزونه که یکیش مواجه شدن با خشم سگه یا گاهی همین خشم سگ یه چیز مثبته مثل فروکش کردن خشم من.(البته در نهایت خوش بینی گفتم).
    به هرحال این بود انشای من…

  7. raha می‌گه:

    سلام
    امیدوارم که مادرتون چیزی نشده باشه اگر هم آسیب دیده باشه حتما آمپول هاری بزنه..راستی عکسم دیدم Yes Yes

  8. تبسم چهره می‌گه:

    این سخنران سمینار،روانشناسه یا روحانی؟! اسمشون رو میدونید؟!!
    کاش نوت برداری کنید ونکات مهم رو به عنوان پست بنویسید و بذارید..من فکرنمیکنم کیفیت ضبط اینطوری خیلی خوب باشه،یا شاید هم باشه…
    به هرحال خشم رو باید کنترل کرد..چنان چوبی سر یکی از همین عصبانیت هام از خود خدا خوردم که بدجور به غلط کردم افتادم..باسرشکستگی و دلشکستگی پیجور درمانش شدم و خداروشکر الآن اوضاع بهتره…
    درکل خشم رو باید با ترفند خاص خودش کنترل کرد،وگرنه باخودخوری و درون ریزی خشم فقط آدم پیر میشه..

  9. dokhtaraki می‌گه:

    من یه بار با مامانم داشتیم میومدیم خونه سگ دنبالمون کرد منو مامانمم شروع کردیم دویدن سگه هم نمیدونم چی شد بیخیال شد البته کوچیکم بود
    چند بار دیگه هم ک سگ دیدم با اینکه داشتم سکته رو میزدم ولی کاری نکردم تا نیاد دنبالم خخخخ یادش بخیر الهی هیچکی سگ نبینه Smile
    پست جالبی بود Big Smile
    راستی من نفهمیدم شما کدومین تو عکس Blush

  10. م م م می‌گه:

    رضا راوی پیدات کردم تو عکس….

  11. تبسم چهره می‌گه:

    پس اسمش رو نمیدونید..امیدوارم مفید باشه و باز امیدوارم به عنوان پست جدید به رشته تحریر در بیاد..از اونجاییکه سمیناره سخنرانی ناچاراً باید سروته داشته باشه پس إن شاءالله حتماً مفیده..
    موفق باشی اخوی

  12. علی می‌گه:

    سلام
    ممنون از سایت خوبتون هر وقت،وقت میکنم به سایتتون سر میزنم بسیار عالیست ممنون.
    راستی داداش نگفتی تو عکس خودت کدومی؟

  13. me می‌گه:

    اگه غش کنیم چی میشه؟

  14. سمانه هستم می‌گه:

    وااااای داداش Cry دارم میلرزم ازترس…
    اخه من چطور خونسرد باشم؟؟؟ Cry فکرکنم از بس جییییغ بزنم که گلوم پاره شه!!! Cry

    من میییییترسم از سگ .کلا با حیوون رابطه ی خوبی ندارم.حتی با مورچه هم نمیسازم Grin

  15. علی می‌گه:

    آهان پیدات کردم
    بچه ها داداشمون این شکلیه Smile
    چرا این شکلی جواب میدی؟
    خب عکس نذار !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  16. فاطمه می‌گه:

    خیلی مطالب مفیدیه اما وقتی که وحشت زده میشی سخت میشه خونسردی خودمون حفظ کنیم

  17. roz می‌گه:

    همونی هستین که پیرهن صورتی پوشیده،تابلو هستش

  18. roz می‌گه:

    همونی هستین که پیرهن صورتی پوشیده،تابلو هستش دیگه

  19. طغیانگر می‌گه:

    فکر کنم همون شازده پسر که صورتی پوشیده با موهای فشن و ژیله هم تنشه باشه این داش رضای ما Grin

  20. zahra می‌گه:

    خخخخ خیلی پست باحالی بود . مخصوصا واسه من که سگ زیاد می بینم. ولی سگای اینجا مظلومن آخی…
    داداش واسه چی انقدر عوض شدی؟!!! مطمئنی خودتی؟
    عالی بود Rose

  21. سلام می‌گه:

    سلام داداش رضا .. اکثر موارد این پست رو من تو یه حمله سگ تجربه کردم… به جز دومورد کهدیدم اشاره نشده و با اجازه من اضافه میکنم در آخر

    تقریبا دو سال پیش تجربه خیلی وحشتناکی بود ..من توی روستایی مهمون بودم .. یه روز پایین کوهی تنها داشتم قدم میزدم…میدونستم اون ورا سگ داره…با خودم گفتم اگه سگی بیاد حتما مصیبت میشه!‏ چون خیلی دورتر از آدمام و حتی صدام هم به جایی نمیرسید.. نمیدونم چرا برنگشتم… شاید چون کمی قبلش دلم گرفته بود و مثلا میخواستم هوام عوض بشه…….یه چوب کلفت و کوتاهی از زمین پیدا کردم محض احتیاط با خودم برداشتم …و اونجا قدم میزدم … که یه دفعه بله از پشت سرم صدای سگ اومد برگشتم چشمتون روز بد نبینه دیدم دو تان…. فقط ده پانزده قدم فاصله بود که بهم برسن … چون از قبل هم میدونستم هیچ راه فراری نیست نه داد زدم نه فرار کردم…. فقط فکرم این بود که از خودم دفاع کنم (ولی حالا با خوندن این پست داداش رضا میبینم کار درستی هم کردم فرار نکردم – هرچند حایی هم نبود که پناه بگیرم)….یکی از اون دوتا واقعا وحشتناک بود و وحشی تمام بود(بازم به قول داداش رضا قلاده داشت) . … یه خیزی بهم برداشت که فکر نکنم تو هیچ فیلم و سریالی از این صحنه های به این شدت دیده باشم… وقتی حمله کردعقب عقب رفتم و چوبرو به حالت ضربه به سمت سر و پو زه اش میاوردم پایین.. اونم چوبو میدید عقب میرفت (همرمان از حالت وحشت فریاد میزدم بهش که برن … هی فریاد میزدم برین برین)… فقط خدا رحم کرد هر چی این یکی وحشی تر بود اون یکی ترسو بود و چشمش به این وحشی بود اگه عقب میرفت اینم عقب میرفت اگه حمله میکرد اینم حمله میکرد ….به اون سگ آرومتره که البته خیلی خوب پارس و حمله رو بلد بود فقط چوبرو به طرفش تکون میدادم زود منصرف میشد… تمرکزم رو اون وحشیه بود … با پرتاب سنگ دورش میکردم و جلو میومدم ولی باز بعد خیز برمیداشت و هی حمله میکردو عقب عقب میرفتم …. … هی عقب ردن هی حمله … ول کن نبودن…دیگه نمیدونستم چیگار کنم … آخرش من خسته شدم… ولی حیوون خسته نشد که هیچ حتی ماجرا براش حیثیتی هم شده بود (بعدا میگم چرا حیثیتی!) ….حیوون هم میدید حمله هاش به جایی نمیرسه یه دفعه خیلی خیلی عصبانی شد یعنی تو چهره ش یه غضبی پدیدار شد که از توصیف کاملش قلم عاجزه… فهمیدم که میخواد حمله اساسی کنه …. منم دیدم حیوون میخواد ضربه آخرو بزنه چادرمو که با یه دست که گرفته بودم و چوبو با دست دیگم , پر چادرمو دادم به زیر بفلم و دو دستی آماده شدم …. حمله کرد و با سرعت اومد طرفم …رسید دهنشو باز کرد خدایا از فاصله 30 سانتی داشتم حلقشو و دندونا به خصوص نیشاشو میدیدم که هر چی بگم از وحشتش کم گفتم … …….. خلاصه چوب رفت تو دهنش و محکم گرفتش… میخواست وسیله دفاعیمو بگیره بعد حسابمو برسه…… منم با اینکه خسته شده بودم و فشار زیادی بهم اومد ولی به جریانات پیش روم به فضل خدا محیط بودم که یعنی اگه غفلت میکردم بلای بدی سرم میومد.. یا به اصطلاح تیکه بزرگم گوشم بود… هر چی توان داشتم تو دستام جمع کردم که چوب از دستام رها نشه… اون سگ کناری رو هم با فریاد و لگد پروندن عقب میزدم… … ولی این وحشیه که دید چوبو ول نمیکنم با پنجه هاش میخواست بهم چنگ بندازه… دیدم وضع خرابه به حالت استیصال رسیدم… با درموندگی رو به آسمون کردم و گفتم یا امیرالمومنین کمکم کن … خلاصم کن……. یه دفعه سگ رها کرد چوبو و کلا سگه جدا شد .. رفت عقبتر ولی ول کن نبود …. بازم میخواست حمله کنه …. با سنگا دورترش میکردم ولی میدونستم بازم پیش میاد ..بازوهام خسته شده بود … اما میدونستم زمان نشستن نیست… سگه خودشم از رو نمیرفت هی پیش میومد هی عقب میزدمش…چهار پنج دقیقه بعد از صدا کردن مولا بود که دیدم یه پسری اومد و سرشون داد و قال کرد و اونا هم رفتن… چون بچه اون اطراف بود از سگ ترسی نداشت … اونا هم منصرف شدن… بهم گفت خدا بهت رحم کرد که من همینجوری پا شدم و اومدم این اطراف…. بهش گفتم هر چی عقبش زدم جری تر شد… گفت این سگ خیلی وحشیه … چنتا گرگو حریفه … دست برنمیداره … خلاصه از پیشینه اش گفت (واسه همین میگم جری تر میشد چون تا طعمه یا حریفو از پا درنمیاورد دست بر نمیداشـت … واسه همین میگم براش حیثیتی شده بود …..)…. خلاصه من بعد دک شدنشون تازه به عمق فاجعه پی بردم…. اونجا هم که من بودم دامنه کوه کم ارتفاعی بود که درخت هم نداشت …. کوه زیاد داشت .. نه جای در رویی داشت.. و نه آدمی که از اونجاها بگذره یعنی این پسر اگه نمیومد تا خود شب هم مکافاتم ادامه داشت…
    خب بچه ها اون پسره که امیدوارم همیشه از خطرات حفظ بشه بهم گفت دو تا چیز گفت که گفته بودم که آخر سر میارم.
    گفت که اگه مینشستی اصلا باهات کاری نداشت … وقتی بشینی مثل همون پارجه سفید به علامت تسلیم بلند کردنه.
    یکی هم گفت که قبلا با این سگ برخوردی نداشتی؟ خیلی حرفه ای علتشو گذاشت کف دستم….
    من چند روز قبل این حادثه داشتم از کنار خونه ای میگذشتم … که یه دفعه از پشت دیوارش صدای سگ اومد … خدایا از ترس انگار برق گرفت منو … به پاهام سستی عارض شد که نگو نپرس… بعد دیدم صداش هست خودش نیست … تازه فهمیدم از اون ور دیوار عبور منو حس کرده و پارس کرده… کمی عصبانی شدم که آخه سگ نفهم مگه من باهات کاری دارم که اینجوری زهرمو میترکونی!!(بله میدونم ذاتش اینجوریه ولی به خدا یه جوری حالمو گرفت که هنوز هم که هنوزه شوکس که بهم وارد کرد رو فراموش نمیکنم.) …. خلاصه عصبانی شدم و از اینکه خودش نمیتونه بیاد این ور دیوار نفس راحتی کشیدم و یه نگاه از در خونه تو انداختم … دیدم بله دو تا سگن که دارن به حضور من تو کوجه پارس میکنن… دیدم در قفله و نمیتونن بیان بیرون…. بعد هیچی دیگه خیالم راحت از این که دستشون (گازوپوزشون) بهم نمیرسه چنتا سنگ به در زدم … ( راستی بچه ها خونه مسکونی نبودا) و سرشون چنتا داد هم زدم که یعنی ای بیتربیتا چرا منو ترسوندین…
    نگو سگا بوی آدمی رو که باهاشون برخورد داشته باشن رو غریزی تو ذهن دارن و بله در بخورد دوم میدونن شما همون فرد تو برخورد اولی هستی…. اینو اون پسربهمگفت..پس هیچوقت مثل من کرم نریزین … من به خیال اینکه جام امنه باهاشون کل کل کردم…. همش 3 دقیقه هم نکشید ولی تو برخورد دوم فکر کنم نزدیک به یک ربع باهاشون درگیر بودم.

  22. سلام می‌گه:

    داداش رضا و بچه ها ببخشین که طولانی شد ولی خب دیگه دلم نیومد سومی رو ننویسم که حتما حتما تو خطرات به خصوص اینچنینی به یکی از ائمه متوسل بشین.

    با تشکر و آرزوی سلامتی برای همه دوستان.

  23. kosar می‌گه:

    اخی عزیزم…
    سلتم جان چه وحشتناک
    خدا بهت کمک کرد????
    خدا روشکر که تسلیم نشدی و خدا رو شکر بابت توکلت?❤

  24. مریم می‌گه:

    ی بار دوتا سگی که زنجیر بهشون وصل بود به عمه ام حمله کردن و عمه ام گفت من ناخودآگاه میخکوب شدم و دستامو بردم بالا به نشونه تسلیم همون لحظه سگا آروم شدن و برگشتن
    ایه هجده سوره بقره رو هم میگن وقتی حیوانات بهتون حمله کردن بخونین
    صم بکم عمی فهم لا یرجعون

  25. علی می‌گه:

    سلام داداش رضا ممنون ازمتن ولی منم یه راه کار دارم چون توراه مدرسه زیاد سگ میبینم اونم هروز وقتی یه سگی دیدین توخیابون که داره به طرفتون میاد اول ازته دلتون خدارو صداکنید بعدم یه بسم الله رحمن رحیم بگید اون سگ راه خودشو میگیره میره البته اگه بعد بسم الله سنگ یا چوب برندارین وسمتش پرت نکنید یا میتونید ایت الکرسی رو هم بخونید من این راه کارو خیلی تجربه کردم وخیلی هم نتیجه گرفتم .

  26. خواهر می‌گه:

    وقتی در مورد “َسگ”! مطلب میذارید
    بعد که یکی میگه چرا در مورد ولایت فقیه نمیذارید میگید ولایت فقیه؟؟؟
    یعنی من میخوام بدونم این مسئله مهم تره یا اونی ک شما میذاری؟
    خیلی از مسلمونا شیعه هستن تو عربستان و خیلی جاهای دیگه
    نمازم میخونن
    روزم میگیرن
    حجابشونم خیلی بهتر از ماهاست
    شاید خیلی کمتر از ماهم گناه کنن!
    ولی آمریکا و اسرائیل نه از نمازشون میترسن نه روزشون!نه حجابشون..اصلا هم سعی نمیکنه اینا رو ازشون بگیره…چون ی چیزی ندارن که ما داریم…
    مثل ایستادگی
    شهادت طلبی
    و پیروی از ولایت
    ولایت فقیه مسئلش خیلی مهم تر از سگه!
    البته از نظر بنده..
    از گناه نکردن و ترکش گفتید
    ولی گناه نکردن به تنها به هیچ دردی نمیخوره
    امام زمانم اینو نمیخواد
    گرچه ک خیلی خیلی خیلی مهمه
    و خیلی چیزا به گناه نکردن مربوط بشه
    من از اعتقادات شما درمورد ولایت و رهبری خبری ندارم
    ولی ولایت فعلا مسئله اساسیه
    در پایان هم میخواستم خیلی از سایتتون تشکر کنم
    من به چند نفر هم معرفی کردم خیلی تونسته کمکشون کنه
    همچنین کمک خودم!
    ممنونم برادر ! Smile

  27. یاسین می‌گه:

    کمک …. دیگه نمی تونم درس بخونم …….. پر از شهوتم………ولی نمی تونم گناه کنم ……. وایخدایاااااااااااا>>>>>

  28. سحر می‌گه:

    سلام
    عکس رو از سایت برداشتن.فکر میکنم گفتن از سایت دکتر حورایی برداشتن.

    • سحر می‌گه:

      سلام
      سمت چپ سایت سایت مجتبی حورایی-قسمت گالری-گالری تصاویر.
      عکس های کلاس های دکتر حورایی رو میبینید.
      بابا آقا رضا خیلی بده آدم کنجکاو میشه خب عکس رو واسشون بفرستید مگه چی میشه!

  29. مهمان می‌گه:

    سلام اطراف خونه خالتون بیابون هستش که سگ مادرتون رو گاز گرفته؟مادرتون حالش خوب شد؟

  30. نگار می‌گه:

    ما کنار خونمون گرگو سگ باهم داریم شلا صدای گرگ میاد صبحم صدای سگ اما سگامون محلتم نمیذارن

    بیا حیوونا هم واسه ما پز میدن

  31. Hadis می‌گه:

    سلامممممم?داشتم پستارو میخوندم بنظرم جالب اومد دیدم راحب سگه??.من دوم دبیرستان بودم هوا هم مه بود وقتى از خونه اومدم بیرون که برم مدرسه یهو دیدم جلو خونمون یه سگه!!منم تا حالا ندیده بودم نگاش کردم یه لبخند ژکوند زدم بش هى نگاش کردم و از کنارش رد شدم داشتم میرفتم یهو نمیدونم دیدین یهو ادم پشتشو نگاه میکنه دیدم سگه داره میدوهِ دنبالم منم میگفتم مامااااااااااان و میدوییدم یهو یه مرده بش سنگ پرت کرد منو نجات داد??بعدم ساعت ٢که از مدرسه اومدم مامانم تو تختش بود گفتم مامان سگ افتاد دنبالم تو اصن بفکرم نیستى مث مامانا مردم بیاى دم در تا سرویس بیاد گفتش پیش میاد تو سن تو!تو هم دیگه بزرگ شدى باید رو پا خودت باشى،گفتم مامااان من سگ واقعى میگم?

  32. شاهرخ می‌گه:

    با درود خدمت شما
    مطالب جالب و آموزنده ای بود.
    عرضم به خدمتتون که من یه خاطره جالب از حمله سگ دارم.چندسال پیش یه شب که میرفتم خونه دوستم یه سگ سیاه گنده بهم حمله کرد، از اونجا که اونموقع من ورزشکار بدنساز بودم و 120 کیلو وزنم بود همچون هیولا به سمت سگ بیچاره رفتم ،(اینم بگم که بهیچ وجه نترسیدم )سگ با دیدن من تعجب کرد ایستاد و از اون حالت تهاجمی بیرون اومد ،منم کت و کولو داده بودم بالا و آماده بودم که اگه حرکت اضافی بکنه عین ساندویچ مچاله اش کنم.قطعا و حتما و مطلقا توانایی اینکارو داشتم.بهرحال اول جونیم بود و 20 سالم بود و کلی زور بازو و هیکل داشتم.خلاصه سگه یهو اومدجلو و باهم درگیر شدیم خیلی سریع بازومو انداختم دور گردنش و نشستم روی کمرش گلوشو چند لحظه فشار دادم که ناله سوزناکی کشید و دلم براش سوخت و بهمین خاطر ولش کردم البته یه چیزی حدود 6-5 متر دور تر پرتش کردم که خداروشکر طوریش نشد.خلاصه سگه بدبخت که مثلا سگ نگهبان هم بود و کلی واسه خودش ابهتی داشت عین یک سگ خوب خیلی زیبا و قشنگ عین سگ فرار کرد.منم عین خر کیف کرده بودم.رفیقمم وقتی فهمیدعین اسب میخندید.اون یکی رفیقشم عین گوسفند تعجب کرده بود.این بود خاطره سگی ما. Grin

دیدگاه خود را بیان کنید


دونستن قدرت نیست !!! عمل کردن به دونسته ها قدرته

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی كه تغییر دهم آنچه را که میتوانم

و دانشی كه تفاوت این دو را بدانم

آمین... ♥♥

lk ♥♥ خدایا ! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم ♥♥